نماينده ولي فقيه در چهارمحال و بختياري و امام جمعه شهركرد گفت: خدا نان داد و خدا آب داد را به جاي بابا نان داد و بابا آب داد به كار ببريد. محمدرضا ناصر يزدي در ديدار روساي آموزش و پرورش چهار محال و بختياري گفت: بابا آب داد و بابا نان داد روحيه استعماري دارد و يك برنامه از پيش تعيين شده براي دانشآموزان است لذا بايد به جاي آن از خدا نان داد و خدا آب داد در نظام تعليم و تربيت استفاده كرد
خدا نان داد جايگزين بابا نان داد شود

بعدم نشستم یه عالمه سناریو براش ساختم که حالتهای مختلف این داستان عشقی چی می تونه باشه...
اخرشم به یک نتیجه واحد رسیدم که احتمال زیاد اون کسی که این جمله رو نوشته ودل در گرو کسی داشته به این امید این کارو کرده که بقیه براش دعا کنن چون یه اسکناس دست آدمهای زیادی میره که خیلی هاشون حتما اون جمله رو می خونن.منم براش دعا کردم که اگه خیرش در این رسیدنه به عشقش برسه و وان پول رو انداختم صندوق صدقات به این امید که شاید اون اسکناس دست آدمهای نیازمند و دلشکسته برسه و اونها هم براش دعا کنن که احتمالا دعای اونها بیشتر اثر میکنه تا دعای من .یعنی اونها براش دعا میکنن؟؟؟
شایدم الان قضیشون به نتیجه رسیده........


تصوير عارف كامل شيخ جعفر مجتهدي

مركز پژوهش و اسناد رياستجمهوري در نخستين شماره از «گزارش جمهور» كه با عنوان «ديالكتيك سقراطي رئيسجمهور در پيروزي نهضت ملي هستهاي ايران» در شهريور 1386 منتشر شده، شيوه احمدينژاد در بحث و گفتوگو را همانند سقراط دانسته است.
در بخشي از اين گزارش پانزده صفحهاي كه حدود نيمي از آن به سخنرانيها و مصاحبههاي احمدينژاد اختصاص دارد و نيم ديگر توسط مجتبي زارعي، عضو و مبتكر ايده راهاندازي شوراي سياستگذاري نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي رئيسجمهور نوشته شده، آمده است: «... سقراط به دنبال آن بود كه آدمي خويش را بشناسد و شناخت و علم به خويش را همان تقوا و تقوا را هم علم و اين علم را نيز آموزشي و آموختني ميدانست. لذا او دمكراسي آتني گرفتار در كمند آريستوكراسي معطوف به كار ويژههاي اليگارشيك را برنميتابيد و به فرد، فرد آتني بشارت ميداد كه در صورت لياقت و كسب فضيلت، سعه وجوديشان ظرفيت هر شأن و مقامي را پيدا خواهد كرد. از اين رو با شاگردان آتنياش در «اگورا» ـ ميدان بزرگ شهر ـ مينشست و بحث ميكرد، به دنبال طبقه ممتازين نبود و به حرفهاي تبليغاتي كه وي را مورد ريشخند قرار ميداد، هرگز توجهي نميكرد. بينيهاي سقراط از آن روي كه از منافذ گشادي برخوردار بود، وي را مورد طعنه طايفه سفسطهگرا قرار ميداد، اما سقراط ميگفت: مگر نه اينكه بيني براي نفس كشيدن است؟ پس اگر چنين است، سوراخهاي گشاد بينيام راه نفس كشيدن را هموارتر ميكند.
رقباي سوفيست سقراط طرفي از اين طعنهها نميبستند ... سقراط و ديالكتيك سقراطي، قهرمانان روشمندي احمدينژاد در بحث و مذاكره با بيگانگان ميباشد. رقباي احمدينژاد بر آن بودند كه رياستجمهوري به او نميآيد! اشكالي كه البته، ليبرالها بر «رجايي» هم وارد مينمودند. يكي از سياسيون كه برخي اوقات حرفهايش از جاده عقل خارج ميشود، عدم شباهت احمدينژاد به رؤساي جمهوري! را حتي در استوديو خبري صداوسيما نيز بيان كرد و كماكان نيز او و دوستانش چنين ميكنند، اما رئيسجمهور به مدد «ديالكتيك سقراطي» و بياعتنا به اين سوفسطاييان، در حال كار و مباحثه با مردمان در «اَگورا»هاي ايران است.
رئيسجمهور اما اكنون با مدد از ديالكتيك سقراط پيش رفته است؛ روشي كه خود سقراط آن را به «telenchus» موسوم نموده (چيزي شبيه سؤالپيچ كردن خودمان). البته رئيسجمهور اين روش سقراطي را در مواجهه با بيگانگان، بيش از رقباي داخلياش مورد استفاده قرار داده است. سقراط البته به دست انداختن و استهزا «ironie» نيز شهره ميباشد. البته بهره جستن از مثل اتصال ويژهخواران متنفذ با شيلنگهاي چند اينچي، استهزاي سقراطي كساني است كه مبارزه با ويژهخواري را، بيثباتسازي سرمايهگذاري در ايران ناميدهاند. 
نگارنده بر آن است كه رئيسجمهور اكنون با استمداد از آموزههاي روش سقراط، مبدع «سياست مناظرهاي» است و ميتوان مدعي شد از بين حكمرانان جهان، صرفا اوست كه ميتوان وي را «رئيسجمهور پرسش و پاسخ» ناميد. بسياري از مقامات عاليرتبه ايراني و رؤساي جمهور برخي مقاطع تاريخي ايران در مذاكره و مباحثه با بيگانگان در مقام متهم بازجويان نظام سلطه و كمپانيداران قرار گرفتهاند، اما اين بار وضع متفاوت شده و رئيسجمهور، خود در مقام پرسش از دنيا و نيز بازجوي حكمرانان سفسطهجو منزلت يافته است.
نگارش نامه به فرعون زمان، جورج دبليو بوش، گفتوگوي مكتوب با ملت آمريكا و ارسال نامه به صدراعظم آلمان و همچنين اصرار رئيسجمهور بر اجراي «سياست مناظرهاي» بين خود و رئيسجمهور آمريكا در اَگورهاي جهان، مسبوق به كاربست چنين ديالكتيكي است.
سقراط و روش سقراطي، الگوي بيبديل جدال با سوفسطاييان زمانه است. احمدينژاد اكنون خبرسازترين رئيسجمهور جهان است...».




حسن بيادي عضو شوراي شهر تهران پس از بازگشت از شركت در يك مراسم عزاداري اعلام كرده كه به او الهام شده تا در انتخابات رياست فدارسيون فوتبال شركت كند. بيادي به روزنامه ورزشي گل گفته: «اربابم امام حسين (ع) به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيات برگشتم انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم. حالا هم به درخواست اربابم كانديدا ميشود.» همچنين بيادي گفته كه كار و اولويت اصلي او در فدراسيون فوتبال پرداختن به مسائل فرهنگي و ديني است و قرار است فوتبال ايران را به سمت معنويت پيش ببرد.
مظلوم حسین و......


تصویر استعفانامه رضاشاه در 25 شهریور 1320 -66 سال پیش

رضاشاه به محمدرضا شاه درباره واقعه شهريور 1320 و ايجاد موازنه قوا بين دولتهاي انگلستان، روسيه و امريكا




آيتالله صانعي گفت: در اصلاح قانون مجازات اسلامي بايد نظريه افرادي که اجتهادشان مسلم و تثبيت شده است، پرسيده شود.
آيتالله العظمي يوسف صانعي، مرجع تقليد و استاد حوزه علميه قم در گفتوگو با خبرنگار ايسنا- منطقه خراسان، در دفترش در مشهد به پرسشهايي دربارهي لايحه اصلاح قانون مجازات اسلامي كه در آينده به مجلس خواهد رفت پاسخ داد و گفت: من به آقايان عرض کردهام، اگر ميخواهند قانوني بنويسند که اشکالي به آن وارد نشده و جامعه هم پذيراي آن باشد و از نظر قانون اساسي هم بياشکال باشد، بايد نظريه افرادي که اجتهادشان مسلم و تثبيت شده است و با متد حوزه پيش رفتهاند را جويا شوند.
وي افزود: تمام مسايلي که مورد اشکال است، خصوصا در استفتائات قضايي، بنده در کتابهايم پاسخ دادهام و آن طور که بنده برداشت کردهام، با پاسخهاي من هيچ اشکالي به آنها نيست.
صانعي با اشاره به اينکه در قانون اساسي آمده است که مصوبات مجلس نبايد خلاف شرع باشد، گفت: خلاف شرع چيزي است که همه خلاف ميدانند و نه خلاف شرع به نظر بنده يا فلان مجتهد زيرا اين، خلاف شرع مقيد است.
وي ادامه داد: اگر مطلبي مورد اختلاف است و فقيهي که مدتها قبل زندگي ميکرده، آن را به گونهاي بيان داشته که اکنون پاسخگوي دنياي اسلام است، ميتوانيم آن نظر را قانون کنيم.
اين مرجع تقليد با بيان اينکه کساني که ميخواهند قانوني بگذارند، بايد نظراتي که بر خلاف قانون مجازات كنوني است را لحاظ کنند تا قانوني بياشکال داشته باشيم، به ايسنا گفت: درست است که قوانين جزايي ما از تحريرالوسيله امام (ره) گرفته شده است اما ايشان فرمودند "تحقيق بايد بر تحقيقات اضافه شود."
صانعي با اشاره به بيانات حضرت امام(ره) گفت: ايشان فرمودند افراد بايد آبرويشان را بگذارند و طوري اجتهاد کنند که پاسخگوي دنيا باشند.
وي دربارهي قوانين مصوب مجلس كه در شوراي نگهبان رد ميشود، افزود: اگر موردي هم در شوراي نگهبان مورد قبول واقع نشود، به مجمع تشخيص مصلحت نظام ميرود و بررسي ميشود.
ديه عاقله را به معناي رايج بين فقها قبول ندارم
وي دربارهي عاقله به ايسنا گفت: بنده ديه عاقله را به اين معناي رايج بين فقها قبول ندارم و آيتالله مقدس اردبيلي هم اين حرفها را به چالش کشانده است.
صانعي با ذکر اينکه عدهاي گفتهاند عاقله براي اين ديه را ميپردازد که بايد فرد خطاكار را به نحو درستي تربيت ميکرده، افزود: مگر در دنياي امروز ميتوان اقوام و خويشان را تربيت کرد.
وي تصريح کرد: پرداخت ديه توسط عاقله جايي است که عاقله در کار خاطي تاثير داشته و کنترل کننده وي باشد که ميتوان به کودک و ديوانه اشاره كرد.
صانعي افزود: مطلبي ضروري اسلام است که صدها روايت منطبق با آن مطلب وجود داشته باشد اما وقتي برداشت تنها از چند روايت است، ميتوان گفت برداشتي هم ميگويد، ديه بر عاقله مواردي را که در قانون آمده شامل نميشود.
وي با بيان اينکه به طور مثال عاقله افراد موجي جنگ، حکومت است، افزود: بر حکومت است که اين افراد را در مکاني نگهداري کند يا مبلغي به خانوادهشان بپردازد تا وي را محافظت كنند، حال اگر حکومت محافظت نکرد، بايد ديه وارده را بپردازد.
صانعي افزود: اين تعريف فقهي زيبا از عاقله تا بيايد قانون شود، امام زمان (عج) ظهور خواهند کرد.
از نظر فقهي ثابت کردم که ديه مرد و زن برابر است
صانعي، منشا تفاوت ديه مرد و زن را در زمان شهيد بهشتي دانست و گفت: بهشتي در آن شرايط انقلابي اين وجه اعتباري را مطرح کرد كه چون مرد خرجي ميدهد، ديه وي دو برابر زن است.
وي افزود: اصل اين مطلب نادرست است و شهيد بهشتي آن زمان اين مطلب را بيان داشته است وگرنه شهيد بهشتي يک مجتهد است که امروز به او احتياج داريم.
صانعي با اشاره به اينکه در فقه شيعه اصلا اين حرفها و اينگونه مسايل مطرح نيست و با اعتباراتي که اشکال دارد، نميتوان قانون درست کرد، ادامه داد: اين يک فکر و تحليل است و قواعد فقه شيعه با تحليل درست نميشود بلکه ابتدا بايد قرآن، متون و روايات را ديد و در کنار آن تحليل کرد.
وي خاطرنشان کرد: بنده از نظر فقهي ثابت کردم که ديه مرد و زن برابر است.
وي همچنين افزود: در باب قصاص هم، به عقيده من زن و مرد در كنار هم قصاص ميشوند، بدون اينکه تفاوتي را بپردازند.
صانعي با اشاره به اينکه در باب حدود يکي از دو راه را بايد حل کنيم، گفت: يک راه اين است که بگوييم حسب فتواي مشهور، آيين دادرسي در اين مورد شهادت 4 مرد يا 4 مرتبه اقرار فرد لازم است.
وي ادامه داد: در غير اين صورت بايد اين موارد را تنها مربوط به زمان معصوم بدانيم و به اين ترتيب مشکل را حل کنيم، حال اگر با راههاي ديگر اين جرم ثابت شد ميتوان تعزير كرد.
آيتالله صانعي خاطرنشان کرد: تعزير مجازاتي است که جرمشناسان، روانشناسان و جامعه شناسان نظر ميدهند که چه طور ميشود افراد را مجازات کرد.
وي با ذکر اينکه قصاص زيباترين قانون است، افزود: در قانون قصاص، آزادي، عاطفه و حق حيات حفظ شده است.
وي ادامه داد: هر قانوني آزادي انسان را محدود ميکند، در حالي که در قانون قصاص، صاحبان خون مختارند.
زن از تمام اموال شوهر اعم از زمين و غير زمين ارث ميبرد
صانعي در ادامه با بيان اينکه در قانون ارث ميگويند، زن فقط از اموال منقول همسرش ارث ميبرد، گفت: اکنون ديگر منقولها ارزشي ندارند و سبب ميشود که نصف جمعيت ما از حقوقشان محروم شوند.
وي افزود: بنده نظرم اين است که زن از تمام اموال شوهر اعم از زمين و غير زمين ارث ميبرد.
وي با اشاره به اينکه ما مقلد ديگران نيستيم، افزود: اجتهاد يعني هر کس برداشت خودش را بگويد و بنده اين گونه برداشت کردهام.

مشاور احمدينژاد در امور علما و روحانيون گفت: احمدينژادساده زيست و صريح جمهوري اسلامي ايران، ابرقدرت آمريكا را به زانو در آورده است.
حجتالاسلام "محمد ناصر سقايي بيريا" سهشنبه شب در آيين اختتاميه همايش ملي مهندسي دفاع مقدس افزود: احمدي نژاد با صراحت و شجاعت و حمايت ملت ايران، استعمارگران را شكست داد و آنها از اين درد، به خود ميپيچند.
وي تصريح كرد: ملت ايران از حمله آمريكا و استعمارگران نميترسد كه با حرف برخي از بزدلان عقب بنشيند.
دبير شوراي نگهبان:[با بيان اين جمله كه هيچ وقت اسلام با عدد پيش نرفته است] در اسلام هميشه اكثريت با اهل باطل بوده اقليت با اهل حق بوده كه خوشبختانه به لطف خداوند همان اقليتها با تلاشهاي خود توانستهاند بر اكثريت پيروز شوند... [به حادثه 18 تير اشاره كرد] دراين حادثه كه دشمنان به دنبال آن بودند كه بتوانند از اين طريق به اهداف شومشان دست پيدا كنند ديديم كه سازمان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي با برگزراي تظاهرات 23 تير عليه منافقان چگونه توانست توطئه آنان را خنثي كند... متاسفانه درآن حادثه تعدادي از استانداران با ما هيچگونه همكاري نكردهاند كه اين امر جاي تاسف دارد... دنيا بسيج شده تا نور الهي راخاموش كند
پس انتخابات ورای گیری باید باطل باشد
![]() |
در سال ۱۲۶۴ قمري، نخستين برنامهي دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبلهكوبي ميكردند.
اما چند روز پس از آغاز آبلهكوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نميخواهند واكسن بزنند. بهويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان ميشود هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باختهاند، امير بيدرنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله ميكوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهكوبي سرباز زدند.
شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان ميشدند يا از شهر بيرون ميرفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همهي شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن فقط سيصد و سي نفر آبله كوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند.
امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچههايتان آبلهكوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده ميشود.
امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اينكه فرزندت را از دست دادهاي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي.
پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنميگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز .
چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود.
علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مردهاند.
ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور ميكردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هايهاي ميگريد.
سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچهي شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست.
امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشكهايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيدهاند امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم.
اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويسها بساطشان را جمع ميكنند. تمام ايرانيها اولاد حقيقي من هستند و من از اين ميگريم كه چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند
دکتر پرويز داورپناه
بنگر ستیغِ کوه را
چون سربلند از سرسپیدی هاست
سنگینیِ اندوه را
بنگر ، که در پیچ و خمش برجاست
منیر طه
فرمان اعدام دکتر حسین فاطمی، چهره تابناک نهضت ملی ايران و يکی از شجاع ترين رهبران جبهه ملی و مدير
روزنامه باختر امروز، از لندن و واشنگتن صادر شد و شاه و سرهنگانش در بیدادگاه نظامی ماموران آن بودند.
در سند سری شماره 350 از سوی هندرسن سفیر آمریکا در ایران به وزارت امور خارجه در بیست و یک اوت 1953 آمده است که:
« این حقیقت که فاطمی هنوز زنده است علی رغم شایعات روز نوزده اوت در بارهء مرگ وی، بویژه دلسرد کننده است، زیرا که وی حیله گرترین و بدون ملاحظه ترین فرد از اطرافیان مصدق محسوب می شود. این باور وجود داشت که وی با روحیه انتقام جویی تردیدی در کمک به پیوند اتحاد و همکاری میان ملیون و توده ای ها علیه غرب به خود راه نمی دهد.» ( اسناد سخن می گویند، احمد علی رجائی ص 1200 ).
کرمیت روزولت، فرمانده عملیات کودتای بیست و هشت مرداد سی ودو ، در اول شهریور پس از کودتا به ایران می رود و می گوید:
« پس از برگذاری تشریفات، شاه به من اشاره کرد و اولین عبارتی که با لحن رسمی ادا کرد این بود : « من تختم را مدیون خدا و ملتم و ارتشم و شما هستم » ... و "روزولت " موضوع سرنوشت مصدق و دیگر رهبران جبهه ی ملی را عنوان میکند و از محمد رضا شاه می پرسد: « میل دارم بدانم در مورد مصدق، ریاحی و دیگران، که علیه شما توطئه کرده اند، چه فکری کرده اید؟»شاه می گوید :
« در این مورد زیاد فکر کرده ام. مصدق محاکمه می شود.( در این موقع لبهای شاه می لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت ... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است . او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ایها را واداشت مجسمه های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.» (کرمیت روزولت ضد کودتا، ص 201 ـ 200 ).
در گزارش سام عضو سفارت انگلستان در بیروت به وزارت خارجه در سی سپتامبر 1953 برابر هشتم مهر ماه 1332 طبق سند شماره 104584/0371F آمده است که:
«تا آنجا که از مطالب روزنامه ها دستگیرم شده، اوضاع چندان هم بد پیش نمی رود. هرچند اطلاعات محرمانه ای ندارم. به احتمال زیاد، امیدوارم شما از جریان اوضاع راضی باشید. مصدق قطعا" مشکل ایجاد می کند. به گمانم چون در حمام خون کشته نشد، تبعید بهترین راه حل باشد. اعدام بی رحمانه، صرفنظر از غیر انسانی بودن آن، ممکن است در مورد مصدق عاقلانه نباشد ولی شاید برای فاطمی، اگر دستگیر شود، بهترین راه حل باشد. تا زمانی که اینگونه افراد زنده هستند و در ایران به سر می برند، همیشه خطر ضد کودتا وجود دارد، شدت عمل ضروری است...»
دشمنان ملت ايران از هيچ فردی به اندازه دکتر فاطمی نمي هراسيدند.به هيچ کس باندازه او توهين نکردند و در مرگ هيچ کس باين اندازه شادی نکردند.آنان دليرترين دشمن استبداد و استعـمار را شناخته بودند.
زندگی فاطمی چنان مالامال از شوق مبارزه و از خود گذشتگی و فداکاری در راه آرمانهای بزرگ زحمتکشان ستمديده ميهن ما است و رنج و شادی او چنان با بحرانی ترين و شکوفان ترين روزهای تاريخ معـاصر ميهن ما آميخته است که ياد اين رجل سترگ در قلب هر ايرانی شرافتمندی هميشگی است.
دکتر فاطمی چه در لباس روزنامه نگار و از سنگر مطبوعات و چه در پست معاون نخست وزير و وزير خارجه دکتر مصدق هر گز نقش شاه و دربار سلطنتی را بعنوان مرکز فساد و توطئه ستاد نيروهای ارتجاع و دست نشاندگان امپرياليسم ناديده نگرفت و در راه معـرفی اين لانه فساد سرسختانه کوشيد.
فاطمی در سال ۱۳۲۲ پس از سقوط رضا شاه در انتشار روزنامه باختر که صاحب امتياز آن برادر بزرگش بود شرکت کرد.
باختر امروز از همان روز نخست بدل بيکی از ابزار اصلی مبارزه مردم در برابر استبداد و استعمار شد، مبارزه اي که از همان ابتدا سخت و شديد بود و احتياج به افرادی فداکار و سرسخت داشت.
فاطمی که به اهميت اين مبارزه و لزوم پاک باختگی و از خود گذشتگی در راه آن پی برده بود، اولين شماره روزنامه را با اين جمله آغاز کرد:
" يا مرگ يا آزادی " در همين سرمقاله فاطمی با مردم ايران پيمان بست که تا آخرين قطره خون برای آزادی ايران مبارزه کند و تا آخرين دم حيات خود به اين پيمان وفادار ماند.
همان شماره اول باختر امروز دارای چنان قدرت مبارزه و تاثيری در مردم بود که هنوز شماره دوم توزيع نشده، عمله استبداد بسراغ وی آمدند، روزنامه را توقيف و صاحب آن را تهديد به مرگ کردند ولی اين تهديد جز کاهی در برابر کوه اراده فاطمی نبود.
عليرغم توقيف ها و تهديد های دستگاه حاکمه، باختر امروز بسرعت برق آسائی جای خود را در ميان مردم باز می کرد و هر روز عصر سرمقاله باختر امروز بقلم دکتر فاطمی رهنمودی برای مبارزه مردم بود، رهنمودی که از مردم و آلام آنان الهام می گرفت.
در سرمقاله شماره ۷۳ باختر امروز بتاريخ سوم آبان ۱۳۲۸ بمناسبت تشکيل جبهه ملی ايران تحت عنوان " مبارزين راه آزادی جبهه ملی را تشکيل داده اند " نوشت:
" من اقرار ميکنم که هيچوقت به لذت امروز مقاله ننوشته ام، امروز مانندعاشقی که پس از سالها مفارقـت و هجرت بوصل معـشوق خود رسيده است، مثل تشنه ای که روزها وشب ها در بيابانهای سوزان دويده و چشمه آب حيات را يافته است، همچون طالب مشتاقی که بکمال مطلوب خويش رسيده، در عين شوق و شعـف اين سطور را بپايان می برم، زيرا که می بينم که با تشکيل جبهه ملی يک صف منظم وقوی که مظهر اراده جامعـه ايرانی است، بوجود آمده است. ديگر برای کسانی که بذر نفاق و جاسوسی می پاشيد ند و نمی گذاشتند عناصر موثر و مفيد دور هم جمع بشوند، اميدی باقی نيست و از محو افراد و ترور در تاريکی شب نتيجه ای نخواهند گرفت زيرا چراغ اجتماع خاموش شدنی نيست و افکار آزاد ومترقی و زنده و بيدار آنها نخواهند مرد و هـمفـکرانشان دنبال ايده آلهای پاک آنها را خواهند گرفت."
روز دهم ارديبهشت ۱۳۳۰ دکتر مصدق زمام امور کشور را در دست گرفت و دکتر فاطمی را بمعـاونت نخست وزيری بر گزيد. روز ششم آبان ماه همين سال در هنگام سخنرانی بر مزار محمد مسعـود سر دبير روزنامه مرد امروز، دکتر فاطمی هدف گلوله عبد خدائی عضو گروه فدائيان اسلام قرار گرفت و بسختی مجروح شد.
فاطمی در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی بنمايندگی مردم تهران انتخاب شد و در مهرماه ۱۳۳۱ پست پراهميت وزارت خارجه به او سپرده شد و بدستور دکتر مصدق امر پر اهميت قطع روابط ايران وانگليس را در روز سی ام مهرماه۱۳۳۱ بعهده گرفت و از همين جا کينه عميق مصدق و فاطمی در دل تايمز نشينان پديد آمد.
دکتر فاطمی در کودتای نافرجام نيمه شب بيست وپنجم مرداد ماه ۱۳۳۲ بوسيله گارد شاهی بنحو اهانت آميزی بازداشت شد ولی سحرگاهان پيروزمندانه به خانه اش باز گشت ودر سرمقاله يکشنبه بيست و پنجم مرداد ۱۳۳۲ (شماره ۱۱۷۲) نوشت:
" ساعت يازده و نيم ديشب چند افسر مسلح و قريب پنجاه، شصت نفر سرباز گارد شاهنشاهی شصت تير بدست مثل راهزنانی که در کتابهای افسانهء قرون وسطائی خوانده ايد، بخانهء من ريختند و بدون اين که حتی اجازه دهند من کفش پا کنم در برابر شيون طفل يازده ماهه و مادرش مرا به سعد آباد ـ کاخ سلطنتی ـ توقيفگاه گارد شاهنشاهی بردند و در هر اطاق خانه ام نيز تا ساعت چهار صبح دوازده سرباز بيتوته فرمودند.... پس از حادثه نهم اسفند که خود شاه دخالت مستقيم در آن داشت، من ديگر تا آنوقت بدربار نرفته بودم، ولی ناگهان برای گفتن مطالبی تلفن کردم و يکسر گرسنه از وزارتخانه بکاخ اختصاصی رفتم، ديدم شاه از دکتر مصدق گله می کند و ميگويد، مصدق از من رنجيده است، بگمان اينکه در حادثهء نهم اسفند من دست داشته ام. شما چه ميگوئيد؟ بی پروا باو گفتم که من ترديد ندارم اعليحضرت بوجود آورنده اين صحنهء شرم آور بوده ايد. بعد بدو چشمان او که خيلی داعيهء معصوميت دارند، نگاه کرده، گفتم: بمن بفرمائيد تا کجا ميخواهيد برويد. آيا اعمال فاروق برای شما سرمشق نشده است که تا آنجا رفت که تاج و تخت خويش را در روز موعود از دست گذاشت. آيا شما هم از آن راه ميخواهيد برويد.؟...باو گفتم: يکبار در سی ام تير بدستور سفارت انگليس دکتر مصدق را مجبور باستعفا کرديد و سزای آنرا ديديد. آيا خيال ميکنيد ممکن است آن آزمايش تلخ را تکرار کرد؟»
ساعت چهار و هفت دقيقه بامداد روز چهارشنبه نوزدهم آبان ماه ۱۳۳۳ تيمور بختيار فرماندار نظامی و سرتيپ آزموده دادستان ارتش به زندان رفتند و حکم اعدام دکتر حسين فاطمی را در لشکر دو زرهی به وی ابلاغ کردند.
آزموده گفت اگر وصيتی داريد بفرمائيد، شما که مکرر مي گفتيد: من از مرگ ابائی ندارم و مرگ حق است. دکتر فاطمی پاسخ داد: “ آری آقای آزموده مرگ حق است و من از مرگ ابائی ندارم، آنهم چنين مرگ پرافتخاری، من ميميرم که نسل جوان ايران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر اين کشور حکومت نمايند.”
دکتر فاطمی درخواست کرد که پيشوای ملت و يار و رهبرش دکتر مصدق را برای آخرين بار ملاقات کند. اين درخواست او رد شد و باو تنها اجازه دادند که با ياران زندانی ديگرش آقايان مهندس رضوی و دکتر شايگان ملاقات کند. در اين ملاقات دکتر فاطمی با صدائی محکم و اميد وار گفت:
گذشتن از اين جهان و وداع با اين دارفانی سرنوشت هر انسانی است و دير يا زود آن اهميت چندانی ندارد. در هر حال ملت ما در مبارزه خود پيروز خواهد شد. سپس دکتر فاطمی سفارش فرزند خود را نمود و پيشوای ملت را وکيل و وصی خود قرار داد.
دکتر شايگان گفته است: وقتی برای وداع پيشانيش را بوسيدم، متوجه شدم که بسيار گرم است و در آتش تبی شديد مي سوزد. اعدام يک بيمار آنهم در آن حال در هيچ يک از کشورهای متمدن جهان سابقه ندارد.
قبل از اجرای حکم اعدام، دکتر فاطمی به آزموده می گويد:
“ آقای آزموده! مرگ بر دو قسم است، مرگی در رختخواب ناز و مرگی در راه شرف و افتخار و من خدای را شکر ميکنم که در راه مبارزه با فسادشهيد مي شوم...”
دکتر فاطمی قبل از تيرباران خطاب به افسران اظهار داشت: آقايان افسران، در آخرين ساعت حيات هيچ محکومی در مقام تظاهر و عوام فريبی آنهم برای مامورين اعدام خود بر نمي آيد. آنچه بشما در اين ساعت که از حيات خود نوميد و بمرگ خود يقين دارم، ميگويم، از صميم دل و از روی حقيقت و ايمان است. ما از نهضتی که در اين کشور به پيشوائی دکتر مصدق شروع کرديم، هيچ قصد و غرض جز تامين عزت و استقلال مملکت و قطع نفوذ اجانب و سعادت و سربلندی ملت ايران نداشتيم. ما در پی جاه و مقام و آش و پلو نبوديم. رهبر ما هفتاد سال سابقه شرافت و تقوا و وطن پرستی و جهاد و مبارزه با قلدران و زورگويان داخلی و خارجی دارد و او در راه نجات ايران از همه چيز خود صرفنظر کرده و حاضر است تا آخرين قطره خون خود رابرای ايران بدهد. آقايان افسران، کار کشور ما بر اثر صد سال استعمار بجائی رسيده بود که بيگانگان يک شاه را از روی تخت سلطنت برداشتند و شاه فعلی را بجای او گذاشتند.
آقايان افسران، ميدانيد چرا من کشته ميشوم؟ من برای اين کشته ميشوم که اولين اقدام من در وزارت امور خارجه بدستور پيشوای نهضت ملی بستن سفارت و قنسول خانه های انگليس در ايران بود و بنا بگفته پيشوای ما سرگذشت جبهه ملی بايد سرمشق مردمی شود که در خاور ميانه عليه مظالم انگليس قيام می کنند. ولی من به هيچوجه مايوس نيستم و يقين دارم که خون من درس عبرتی برای هزاران جوان ايرانی شده و آنها با تائيدات خداوند متعال قادر و عادل انتقام اين ملت ستمديده را از استعمار انگلستان و ايادی ناپاک آن خواهند گرفت.
آقايان افسران، ما سه سال در اين کشور حکومت کرديم و يکنفر از مخالفين خود را نکشتيم. برای اينکه ما نيامده بوديم برادر کشی کنيم. ما برای آن قيام کرديم که ايران را متحد کرده و دست خارجی را از کشور کوتاه کنيم.
شاه فکر ميکند با کشتن و زجر و شکنجه و حبس ميتواند مردم ايران را مرعوب و مغلوب سازد. اين اشتباه بزرگيست.
تکيه بسر نيزه توان کرد ليک / بر سر سرنيزه نشايد نشست.
اين افسرانی که امروز اينجا ايستاده اند و اين منظره رقت بار را مشاهده ميکنند، يکروز عليه اين دستگاه قيام خواهند کرد. شاه بايد از روزی بترسد که بسرنوشت لوئی شانزدهم و تزار روس و محمد علی ميرزا ورضا خان مبتلا گردد.
و سر انجام در تاريک روشن روز نوزدهم آبان ماه ۱۳۳۳ فرياد رسای آن يار وفادار مصدق راکه عاشقانه ايران را مي ستود و دشمنان اين سرزمين را خشم مي ورزيد، صفير گلوله های چهار مامور شليک برای هميشه در گلو خاموش ساخت. اما چهره آن روزنامه نگار شجاع و دلير، آن سرباز نهضت ملی ايران و آن يار صميمی و وفادار و تسخير ناپذير مصدق قهرمان، جاودانه بر سينه تاريخ نقش بست و تربتش زيارتگه رندان آزاده اين مرز و بوم گرديد.
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند / جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
عظمت مقام، استواری ايمان و ارج شهادت اوست که ابرمرد تاريخ ايران، دکتر محمد مصدق پيام تاريخی خود را به اولين کنگره جبهه ملی ايران با ياد او ميفرستد.
ملت ايران همواره خاطره دکتر حسين فاطمی را زنده نگاه خواهد داشت.
دکتر مصدق گفته است:
" اگر ملی شدن صنعـت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، بايد از آن کسی که اول اين پيشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد و آن کس شهيد راه وطن دکتر حسين فاطمی است"
دکتر پرویز داورپناه، 19 آبان ماه 1386

جاي خالي پدر ......يك سال گذشت
۲:۲۰ دقيقه بامداد ۲۰ شهريور ماه ۸۵


ردیف اول پشت سر آیت الله طالقانی از راست به چپ به ترتیب آقایان:
علی اکبر معین فر: وزیر نفت دولت موقت
مهدی بازرگان: اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران
سه نفر:ناشناس
هاشم صباغیان: وزیر کشور دولت موقت
احمد صدر حاج سید جوادی:وزیر دادگستری دولت موقت
ناشناس
صادق قطب زاده:رئیس سازمان صدا و سیما بعد از انقلاب
ابراهیم یزدی:وزیر خارجه دولت موقت
سایز بزرگتر عکس را اینجا ببینید.

اسامه بن لادن، رهبر القاعده براي اولين بار طي سه سال گذشته در يک نوار ويدئويي جديد نشان داده شده و پيامي را خطاب به مردم آمريكا خوانده است.
تحليلگران آمريکايي گفته اند که آنها اين نوار ويدئويي را مورد بررسي قرار داده و تقريبا مطمئن هستند که صداي پخش شده، متعلق به خود اسامه بن لادن است.
در ويدئو پخش شده، رهبر القاعده دو راه حل براي پايان دادن به جنگ در عراق مطرح مي کند. راه حل اول، گسترش دامنه شورش ها عليه نيروهاي به رهبري آمريکا در عراق است و راه حل دوم، روي آوردن آمريکا به اسلام است.
نوار ويدئويي اسامه بن لادن در آستانه ششمين سالگرد حملات 11 سپتامبر 2001 منتشر شده است. بن لادن از اکتبر 2004 تاکنون در نوارهاي ويدئويي ديده نشده بود.
مقام هاي آمريکايي که در حال مطالعه اين نوار هستند مي گويند برداشت آنها اين است که فيلم اخيرا و احتمالا در تابستان جاري ضبط شده است.
بخش کوتاهي از اين نوار 30 دقيقه اي بعد از ظهر روز جمعه از شبکه الجزيره پخش شد.
در اين ويدئو به نظر مي رسد بن لادن پشت ميز نشسته باشد درحالي که يک پيراهن سفيد و عبايي کرم رنگ به تن دارد. ريش او تيره تر و کوتاه تر از ويدئويي است که در سال 2004 منتشر شد.
در پايين تصوير به زبان انگليسي نوشته شده است: "پيامي از شيخ اسامه بن لادن به مردم آمريکا".
براساس متن پياده شده نوار که چندين رسانه در آمريکا به آن دست يافته اند، گوينده آمريکا را علنا تهديد نمي کند و مستقيما نيز خواستار حمله به آن کشور نمي شود.
در عوض وي به مردم آمريکا مي گويد آنها در تلاش خود براي قانع کردن دولت بوش به توقف جنگ در عراق شکست خورده اند.
![]() |
چهارشنبه 05 سپتامبر 2007 - 14 شهریور 1386
سردار روزبهانیان که ظاهراً مایل نیست نام خلیج فارس را به کار ببرد یکبار آنرا خلیج و یکبار دیگر خلیج عربی مینامد .سردار روزبهانيان كه ظاهراً مايل نيست نام خليج فارس را به كار ببرد يكبار آنرا خليج و يكبار ديگر خليج عربي مينامد.پس از آنكه سردار روزبهانيان رئيس پليس امنيت اخلاقي ايران خليج فارس را يكبار "خليج" و يكبار ديگر "خليج ع.ر.ب.ي" مينامد و تلويزيون هم آنرا پخش مي كند ، بابان گوينده خبر سعي مي كند قضيه را ماست مالي كند
سردار روزبهاني رئيس پليس امنيت اخلاقي (مفاسد اجتماعي)طي مصاحبه اي كه از تمام شبكه هاي داخلي و برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش ميشد نحوه دستگيري باند ترانزيت دختران و زنان را از كشورهاي آسياي ميانه به كشورهاي حوزه خليج فارس تشريح كرد. اين سردار ضمن تشريح چگونگي دستگيري اين باند گفت :اين باند افراد را از آسياي ميانه به خليج عربي منتقل مي كردند. آخه شما مثلا سردار مملکت هستيد پس تاريخ 2500 ساله تلاش دولت و مردم كشور براي تثبيت خليج فارس چي؟ شما مگر نمي دانيد اگر اين مصاحبه دست اعراب ملخ خور بيفتد آن را پيراهن عثمان مي كنند و بر عليه خودمان استفاده ميكنند و نميگويند سرتيپ مملكت ميگويد خليج عربی واقعا متاسفم مثلا يك نفر در آمريكا در مجله اي نام جعلي و نا مانوس خليج عربي را به كار ميبرد ميخواهيم دنيا را روي سرش خراب كنيم .آنوقت سردار کشور خودمان در جلو چشم 70 ميليون ايراني متعصب اين نام را به كار ميبرد. :با کلیک بر روی این آدرس می توانید این ننگ بزرگ راببینید. http://www.iranianuk.com/article.php?id=18541 | ||
تابستان امسال مسابقهاي با عنوان "زيباترين کلمه در جهان" توسط انستيتوي روابط خارجي آلمان در اشتوتگارت برگزارشد. هيئت داوران از بين حدود ۲۵۰۰ کلمه ارسال شده، کلمه "ياکاموز" (Yakamoz)، به معناي "انعکاس ماه در آب" را انتخاب کرد. در اين مسابقه نزديک به ۶۰ کشور شرکت داشتند

عضو اصلي رتبهبندي دانشگاههاي جهان اسلام گفت: 200 دانشگاه برتر دنيا بر اساس معيارهاي يکي از مراکز رتبهبندي دانشگاههاي دنيا با عنوان «Times Higher Education» منتشر شده که دانشگاه «هاروارد» از ميان در آن رتبه اول را به خود اختصاص داده است و دانشگاههاي ايران در 500 دانشگاه برتر هيچ جايگاهي ندارند.
دکتر جعفر مهراد در گفتوگو با مهر با تشريح شاخصهاي رتبهبندي اين مرکز گفت: داوري تخصصي توسط يک هزار و 300 نفر از 88 کشور جهان، 40 درصد از رتبهبندي را به خود اختصاص داده است. نسبت استاد به دانشجو، نرخ بين المللي بودن دانشگاهها مانند درصد استادان و دانشجويان خارجي، تعداد استنادهاي مختلف مقالات علمي در ISI مهمترين شاخصهاي رتبهبندي توسط اين مرکز است.
رئيس کتابخانه منطقهاي علوم و تکنولوژي اظهار داشت : در اين رتبهبندي 200 دانشگاه برتر دنيا معرفي شدهاند که از 10 دانشگاه برتر دنيا 7 دانشگاه به کشور آمريکا و 3 دانشگاه به کشور انگلستان اختصاص دارد.
وي ادامه داد: به جز «هاروارد» که رتبه اول را کسب کرده است، دانشگاههاي «کمبريج» و «آکسفورد» از کشور انگلستان به ترتيب رتبههاي دوم و سوم را از آن خود کردهاند. همچنين دانشگاههاي «ييل» و «MIT» مشترکا رتبه چهارم را به دست آورده اند.
مهراد با اشاره به رتبههاي 6 تا 8 اين رتبهبندي به مهر گفت: دانشگاههاي «استفورد»، «انستيتو تکنولوژي کاليفرنيا» و «برکلي» از کشور آمريکا به ترتيب حايز رتبههاي 6 تا 8 شدند و دانشگاه «برکلي» از آمريکا و «امپريال کالج لندن» از انگلستان نيز مشترکا رتبه 9 را دريافت کرده اند. در نهايت رتبه دهم به دانشگاه پرينستون آمريکا اختصاص يافته است.
در جديدترين رتبهبندي دانشگاههاي دنيا دانشگاه «پکن» چين رتبه 14 و دانشگاه «ملي استراليا» رتبه 16 را از آن خود کرده اند. دانشگاههاي «سنگاپور» و «توکيو» نيز مشترکا رتبه 19 را کسب کردهاند.
وي در مورد وضعيت دانشگاههاي کشورهاي آسيايي و قاره اقيانوسيه در اين رتبهبندي به مهر افزود: دانشگاه «پکن» از کشور چين رتبه 14 و دانشگاه «ملي استراليا» رتبه 16 را از آن خود کرده اند. دانشگاههاي «سنگاپور» و «توکيو» نيز مشترکا رتبه 19 را کسب کردهاند.

دكتر احمدينژاد با انجام 35 سفر خارجي در كمتر از دو سال، ركورددار سفرهاي خارجي در ميان رؤساي جمهور شد.
در طول دو سال گذشته دكتر احمدينژاد به 35 كشور خارجي سفر كرده كه در اين ميان جمهوري آذربايجان و تركمنستان سه بار، عربستان سعودي، ونزوئلا، مالزي و سوريه دو بار، كشورهايي بودهاند كه احمدينژاد بيشترين سفر را به آنها داشته است
ارمنستان، قزاقستان، قرقيزستان، افغانستان، الجزاير، بلاروس، كويت، عمان، امارات، قطر، اندونزي، چين، سنگال، گامبيا، كوبا، نيكاراگوئه و اكوادور ديگر كشورهايي بودهاند كه احمدينژاد به آنها سفر كرده است.
همچنين طولانيترين سفر رئيسجمهور به نيويورك به طول شش روز و كوتاهترين سفر به كويت كمتر از يك روز بوده است.
بيشترين سفرهاي خارجي احمدينژاد پس از كشورهاي همسايه، به آمريكاي لاتين صورت گرفته است و به جز سفر به بلاروس، تنها قارهاي كه احمدينژاد به آن سفر نكرده است، اروپاست.
سفر رئيسجمهور ايران به تعدادي از كشورهاي مذكور از جمله برخي شيخنشينهاي خليج فارس در طول تاريخ بيسابقه بوده است.
دو بار حضور رئيسجمهور ايران ظرف دو سال در نيويورك در حالي كه سه رئيسجمهور قبلي ايران در كل دوران مسئوليت خود تنها يك بار به سازمان ملل سفر كردهاند نيز جالب توجه است، اين در حالي است كه گفته ميشود احمدينژاد براي سومين سال پياپي به نيويورك سفر ميكند.


خبر آوردن آشپز از اصفهان براي جشن خانواده نمايندگان مجلس در كمال شرمندگي صحت دارد.
به گزارش «فردا» يكي از اعضاي كميسيون قضايي مجلس شوراي اسلامي ضمن رد صحبتهاي كوهكن درباره استفاده نمايندگان مجلس از وسيله شخصي خود براي كارهاي اداري افزود: برخي نمايندگان با حرفهاي خود به شعور مردم توهين ميكنند كه بحث محروم بودن نمايندگان مجلس از خودرو اداري و راننده دروغي بزرگ است.
اين نماينده همچينن ضمن انتقاد از برپايي جشن اخير به مناسبت نميه شعبان از سوي رياست مجلس برگزار شده بود افزود: خبر آوردن آشپز از اصفهان براي جشن خانواده نمايندگان مجلس در كمال شرمندگي صحت دارد.
اين نقش برجسته 2500 ساله که چهره يک سرباز هخامنشی و متعلق به دوران پادشاهی داريوش اول است، همراه با چند مجسمه نقش برجسته ديگر تحت عنوان "چهره هايی از جهان باستان، يک مجموعه شخصی اروپايی" روز۳ ابان در حراجی کريستی واقع در لندن، به حراج گذاشته می شود.هزاران قطعه دیگر رفت و..........................
سال 1384 هنگامي كه عبدالكريم سروش اعلام كرد از ميان آن همه نامزدهاي غيرروحاني انتخابات رياستجمهوري ايران به مهدي كروبي راي ميدهد، بيش از همه آن حلقه از روشنفكران ديني پيرامون سروش شگفتزده شدند كه بر گرد مصطفي معين جمع شده بودند و گمان نميبردند پس از عمري نقد سروش بر روحانيت او همچنان ادامه اصلاحات را در رياست يك «روحاني» ببيند. صداي سروش البته در آن هياهو گم شد، اما استدلال او در اقبال به كروبي تنها پس از برگزاري مرحله اول انتخابات اثبات شد كه كار از كار گذشته بود و نه فقط روشنفكران ديني كه روحانيان اصلاحطلب از قدرت حذف شدند. با وجود اين هنوز اصلاحطلبان، چه سياسي و چه ديني، قصد نكردهاند بنشينند و جمعبندي كنند. چرا استاد روشنفكري ديني پس از يك عمر نقد روحانيت چنين به توصيه و تجويز برخاسته بود؟ چرا سروش حمايت خود را نثار معين نكرده بود؟ چرا آن كه خويش را ناقد مديريت فقهي و حامي مديريت علمي معرفي ميكرد به جاي توصيه وزير علوم و رئيس دانشگاهها كه شعارش توسعه علمي بود، رهبر مجمع روحانيون را برازنده مقام رياست جمهوري ميديد؟ براي فهم و درك اين نكته شايد نگاهي به تاريخچه روابط سروش و روحانيت ضروري باشد:
سروش از دامان روحانيت برخاسته است. گرچه او را خلف شريعتي خوانده و از نسل روشنفكران ديني و نقدهايش، بهويژه در دهه 70، نسبت او و شريعتي را استوارتر ميسازد اما رشد سروش در آغاز مرهون حمايت روحانيت از او بود. نسبت سروش و مطهري در انديشه ديني با ملاط فلسفه اسلامي استوار ميشد و در فراق مطهري و شريعتي و در اوج رونق ايدئولوگهاي كمونيست اين نظام روحاني جمهوري اسلامي بود كه سروش را ترويج ميكرد چه در صداوسيما و چه در كتابهاي درسي و چه در روزنامههاي دولتي و... آيتالله مطهري به عنوان ايدئولوگ جمهوري اسلامي شيفته ملاصدراي شيرازي بود و امام خميني به عنوان رهبر جمهوري اسلامي علاقهمند به صدرالمتالهين بود و سروش چون آن روحاني روزگاري دل در گرو ملاصدرا داشت و مفسر حكمت متعاليه بود و بر همين منطق روزگار ميگذراند و در ايام بزرگداشت مطهري و شريعتي توامان سخن ميگفت تا اينكه در سال 1367 مجموعه مقالات «بسط و قبض تئوريك شريعت» را در مجله كيهان فرهنگ آغاز كرد. هنوز از تاريخ چاپ مقاله اول (ارديبهشت 1367) چندي سپري نشده بود كه در مهرماه همان سال شيخ صادق لاريجاني نقدي بر نظريه سروش نوشت. سروش، صادق لاريجاني را به خوبي ميشناخت. پيش از اين صادق لاريجاني مقاله «كشكول و فانوس» نوشته كارل پوپر را براي كتاب «علم چيست، فلسفه چيست؟» اثر سروش ترجمه و به ضميمه كتاب منتشر كرده بود. بنابراين نقد لاريجاني نقدي آشنا بود. لاريجاني نه فلسفه ناخوانده بود و نه شيخ مرتجع كه با فروتني مقالهاش را آغاز كرده بود: «راقم اين سطور با اعتراف به قلت بضاعت خويش اقدام به اين پاسخ كرده است.» اما شم سياسي صادق لاريجاني او را به نيكي آگاه كرده بود كه اهميت نظريه قبض و بسط بيش از آن است كه پاسخ به سكوت برگزار شود. او رد همه منازعات فكري و نيز سياسي آينده را در قبض و بسط ميديد: «از آنجا كه هم اجمال و هم عبارات زيباي مقاله مذكور بلاشبهه در اذهان غيرمجرب القاي شبهاتي ميكند كه به جهات اعتقادي ايشان مضر است بنابراين با استعانت از حضرت حق و اولياي مقرب درگاهش محمد و آل او – صلوات الله عليهم – كلام را از ركن اساسي مقاله شروع ميكنم.» اين اولين مصاف جدي سروش و روحانيت بود. به تدريج روحانيان ديگري نيز به اين مجادله وارد شدند. آيتالله جعفر سبحاني منتقد دوم بود كه در آذرماه 1367 نقدي بر سروش نوشت. سبحاني در پايان نقد خويش اين احتياط و توصيه را طرح كرد كه نظريههايي از جنس قبض و بسط بايد چنان طرح شوند كه: «حربهاي به دست افراد ناآشنا يا مغرض داده نشود... در اين صورت ما با دست خود آب به آسياب دشمن ريختهايم. بهترين راه در طرح اينگونه مسائل تبادل نظر و مشورت قبلي با صاحبنظران در رشتههاي مختلف و بهويژه در مسائل فقهي است تا به طوري شايسته و مصون از هرگونه بدآموزي در اختيار افكار عمومي قرار گيرد.» توصيه آيتالله سبحاني روشن است: احتياط و مشورت با روحانيت. اما پاسخ سروش تند و تلخ بود. او حريف اصلي خويش را صادق لاريجاني ميشناخت: «اين قلم خود را ناتوان نميبيند كه در پاسخ نوشتاري طعنآميز و تمسخر آكند و نيشآلود مقابله به مثل كند و اصناف تعبيرات خصمانه و موهن را در اين پاسخ به كار گيرد. اما در اين كار فضيلتي نميبيند و هنر را در اين بيهنريها نميجويد و روحانيون و فقهپيشگاني چون حجتالاسلام لاريجاني را مشفقانه تذكار ميدهد كه دفتر معرفت را به آتش مخاصمت نسوزانند
19 دیماه 1332
خيابان ايرانشهر، فيشرآباد، تهران
آقای محترم- صدای آمريکا در نظر دارد برنامه ای از زندگانی دانشمندان و
سخنوران ايرانی، در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک پخش نمايد. اين
اداره جنابعالی را نيز برای معرفی به شنوندگان ايرانی برگزيده است. در
صورتی که موافقت فرماييد، ممکن است کتباً يا شفاهاً نظر خودتان را اطلاع
فرماييد تا برای مصاحبه با شما ترتيب لازم اتخاذگردد.
ضمناً در نظر است که علاوه بر ذکر زندگانی و سوابق ادبی سرکار، قطعه ای نيز از جديدترين آثار منظوم يا منثور شما پخش گردد.
بديهی است صدای آمريکا ترجيح می دهد که قطعه انتخابی سرکار، جديد و قبلاً
در مطبوعات ايران درج نگرديده باشد. چنانچه خودتان نيز برای تهيه اين
برنامه جالب، نظری داشته باشيد، از پيشنهاد سرکار حُسن استقبال به عمل
خواهد آمد.
با تقديم احترامات فائقه
سی. ادوارد. ولز
رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا
******
پاسخ استاد علی اکبر دهخدا
جناب آقای سی. ادوارد. ولز،
رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا
نامه مورخه 19 ديماه 1332 جنابعالی رسيد و از اينکه اين ناچيز را لايق
شمرده ايد که در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار
بدهيد متشکرم.
شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهای ايران و بعض از دول
خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگليسی اين کار می شد، تا حدٌی مفيد بود؛برای اينکه ممالک متحده آمريکا، عدٌه ای از مردم ايران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکرٌرات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد.
و چون اجازه داده ايد که نظريات خود را دراين باره بگويم واگرخوب بود، حُسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت می دهم: بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا به زبان انگليسی، اشخاصی را که لايق می داند،معرفی کند و بهتر از آن اين است که در صدای آمريکا به زبان انگليسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتی به اسم ايران هست که خانه های قراء و قصبات آنجا در و صندوقهای آنها قفل ندارد و در آن خانه ها و صندوقهای طلا و جواهرات هم هست و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند و هيچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چيزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد.
يا يک شتردار ايرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران می آيد و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگرآن را در مقصد دريافت می دارد، و هميشه اين نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد.
و نيز دو تاجر ايرانی، صبح شفاهاً با يکديگر معامله می کنند و در حدود چند ميليون و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است،چند صد هزار تومان ضرر می کند، معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمٌل می شود.
اينهاست که از اين گوشه آسيا شما می توانید به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوری که انگليسی ها ايران را معرٌفی کرده اند، يک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند و از طرف ديگر به فارسی، به عقيده من خوب است که در صدای آمريکا، طرز آزادی ممالک متحده آمريکا را در جنگ های استقلال، به ايرانيان بياموزيد و بگوييد که چگونه توانسته ايد از دست استعمار خلاص شويد؟ و تشويق کنيد که واشنگتن ها و فرانکلن ها در ايران، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند.
در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم می دارد.

کوچک که بودیم می گفتیم:
"آن مرد در باران آمد..."
بزگتر که شدیم دانستیم
تا آن مرد نیاید باران نمی بارد
و
باران نگاه خسته را تا مرز فردا می برد
فردایی شسته و بارانی....
|
سروش که سالیان اخیر را در سفری مدام سپری میکند، بیش از همهی این سالها، سال 82 را در ایران گذراند تا نه فقط حق از کف رفتهی بانفوذترین فیلسوف ایران امروز ادا شود، که در این زمانهی بحران تئوری و عمل روشنفکران دینی، دگربار استاد اعظم و مدرس اعلم اصلاحطلبان، از گوشهای برون آید و راه برونرفت را نشان دهد. |
|
گذاری بر سیر فکری عبدالکریم سروش، از ابتدا تا سال 1383)
|
|
| نگارش محمد قوچانی. | |

در همايش دكترين مهدويت از يك بانوي فرهيخته تقدير شد.


قدرت الله علیخانی نماینده بوئین زهرا: «آقای رئیس جمهور، استان قزوین با بقیه جاها فرق می کند. اگر به وعده هایتان عمل نکنید یقه تان را می گیریم.»
قدرت الله علیخانی نماینده بوئین زهرا: «در برخی از سفرهای استانی رئیس جمهور حدود پنج میلیارد تومان خرج سفر شده است.»

سه روز پس از آنكه وزير اقتصاد دولت احمدي نژاد در آغاز هفته دولت از كسري 16 درصدي بودجه سال جاري و تصميم دولت براي ارائه لايحه متمم بودجه به مجلس خبر داد، .
اين مقايسهاي است كه وزيران دولت احمدي نژاد نيز هيچ ابايي از بيان و تكرار آن ندارند، به طوري كه صفارهرندي وزير ارشاد اين دولت بار ديگر ادعا كرده است: "افزايش سطح توقع ملت تنها يك وعده نيست، دولت نهم در عرصه خدمتگذاري به ركوردي دست پيدا كرده است كه دولتهاي آينده براي شكستن آن به زحمت خواهند افتاد."
سخنان ديگر اعضاي اصلي اين دولت نيز به همين اندازه عجيب، گاهي مغاير با برخي واقعيتها و گاهي مغاير با برخي ادعاهاي گذشته همينها بود. به طوري كه برخلاف انتقادات صريحي كه ماه گذشته احمدي نژاد در خصوص برنامه چهارم توسعه و چشمانداز بيست ساله مطرح كرد، پرويز داوودي معاون اول وي در جمع معاونان وزارتخانهها و دستگاههاي اجرايي، سياستهاي دولت نهم را تنها راه نيل به اهداف سند چشمانداز بيست ساله و كاملا منطبق بر برنامه چهارم توسعه دانست.
در اين ميان نكته جالب توجه آن است كه دو وعده مهم اقتصادي دولت نهم به مردم، اين بار نه از زبان چهرههاي اقتصادي كابينه، كه در سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مطرح شد. صفارهرندي كه جمعه گذشته براي تشريح دستاوردهاي دولت به اصفهان رفته بود، در سخنراني پيش از خطبههاي نماز جمعه اين شهر وعده داد كه تا دو سال آينده سايه شوم بيكاري به كلي از كشور رفع ميشود. صفار در حالي اين ادعا را مطرح كرد كه نه تنها هيچ كشوري در جهان نبوده و هيچ نظريه اقتصادي هم به اين قائل نيست كه نرخ بيكاري در عمل به صفر برسد، بلكه شواهد نشان ميدهد كه دولتهاي ايران در بهترين حالت توانستهاند سالانه به اندازه رقمي در حدود نيم درصد جمعيت كشور ايجاد اشتغال كنند.
اما صفار هرندي به ادعاي به صفر رساندن رقم بيكاري اكتفا نكرد و از حل قريب الوقوع بحران مسكن نيز سخن گفت. وي ادعا كرد كه دولت با به صفر (!) رساندن قيمت زمين در شهرهايي با جمعيت زير صد هزار نفر سعي دارد بحران مسكن را تا چند سال آينده به آرامش تبديل كند. اين در حالي است كه حتي هيچ نمايندگان عضو كميسيون عمران مجلس هفتم نيز كه بارها صحبت از كاهش نقش سرمايهاي براي زمين و مسكن كردهاند، تاكنون ادعا نكرده بودند كه قيمت زمين را به صفر ميرسانند.
ستاد آزدسازی باغ قلهک در هفته گذشته با برپایی همایشی به نام "ابعاد حقوقی و فقهی غصب باغ قلهک" بار دیگر مناقشه حقوقی وسیاسی میان ایران و انگلستان برسر مالکیت این باغ تاریخی را برسر زبانها انداخت. اکنون بیش از یک سال است که مالکیت باغ تابستانی سفارت انگلستان در منطقه قلهک تهران، مورد اختلاف این دو کشور قرار دارد.

تصویر هوایی باغ قلهک
باغ قلهک به وسعت بیست هکتار از زمان قاجار در اختیار دولت انگلستان قرار دارد و تاکنون به عنوان بخشی از سفارتخانه این کشور در ایران درنظر گرفته شده است. در سالهای اخیر بخش عمدهای از آن به British Council یا دفتر شورای فرهنگی بريتانيا اختصاص یافته است. با این حال پس از بالاگرفتن برخی اختلافات سیاسی در چند سال اخیر میان ایران و انگلستان، لزوم پس گرفتن این باغ از سوی برخی فعالان سیاسی و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی مطرح شد.
بخشایش دائم یا موقتی؟
ده قلهک که در گذشته جزو مناطق ییلاقی اطراف تهران به شمار میآمده همواره مورد توجه اعیان و اشراف و همچنین نمایندگان کشورهای خارجی در ایران بوده است. به همین دلیل در زمان قاجار این باغ از سوی ناصرالدین شاه به وزیر مختار بریتانیای کبیر، سر جان کمپل اجاره داده شده و پس از مدتی شاه از دریافت مبلغ اجاره آن نیز صرفنظر کرد و باغ برای اقامت سفیر انگلیس به او بخشیده شد و بنابراین باغ ییلاقی سفارتخانه انگلستان در این محل شکل گرفت و بعدها به اقامتگاه کارکنان سفارت تبدیل شد.
در سال ۱۳۸۵ دامنه مخالفت با حضور انگلستان چنان بالا گرفت که ۱۶۲ نماینده مجلس شورای اسلامی نیز خواستار رسیدگی به این موضوع شدند. آنها در نامه خود به رییس مجلس بر دو نکته تاکید کردند: اول آنکه تفویض این باغ از سوی پادشاه ایران به سفیر انگلستان به صورت "سکنی" بوده است. یعنی آن که مالک فقط میتواند حق سکونت در ملک خود و نه مالکيت آن را به شخصی حقيقی يا حقوقی واگذار کند اما به هر حال هنگامی که هم مالک و هم فردی که حق سکونت در ملک به او واگذار شده مرده باشند، حق سکنی به پايان میرسد. نکته دوم مورد اشاره در نامه نمایندگان آن بود که در سال ۱۳۱۳ خورشیدی سفارت بریتانیا در تهران از راه تبانی با ماموران اداره ثبت توانسته است سند این باغ را به نام دولت بریتانیا به ثبت برساند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: دولت نهم در عرصه خدمتگزاری به رکوردی دست پیدا کرده است که دولت های آینده برای شکستن این رکورد به زحمت خواهند افتاد.
به گزارش خبرنگار مهر در کرج، محمدحسین صفارهرندی پیش از ظهر امروز در مراسم افتتاحیه مجموعه فرهنگی - هنری ولایت اظهار داشت: در دولت نهم در هر سال 5/2 برابر فعالیت های عمرانی نسبت به دولت های دیگر انجام شده است به طوری که در حوزه فعالیت های فرهنگی از ابتدای سال تاکنون در هر هفته سه پروژه فرهنگی به بهره برداری رسیده است و در مجموع تا پایان سال، 152 پروژه عمرانی فرهنگی - عمرانی در کشور به بهره برداری می رسد.
وی خاطرنشان کرد: بسیاری از این طرح ها که امسال به بهره برداری رسیده است مربوط به 10 تا 15 سال گذشته است که با همت مسئولان و مدیران در مدت چند ماه مورد استفاده قرار می گیرد.
صادق محصولي سرعت احمدي نژاد را در خدمتگزاري سرعت «يک جت فانتوم» خواند که بقيه در مقابل وي اگر خيلي سرعت بگيرند مثل يک «هواپيماي مسافربري» حرکت مي کنند. مشاور احمدي نژاد با اين تشبيه علت برخي تغييرات کابينه را تشريح کرد؛«تقصير را به گردن کساني که تغيير پيدا مي کنند نمي اندازم، سرعت احمدي نژاد بالا است و انتظار دارد با نسبتي، اين هماهنگي با سرعت وي صورت بگيرد.» هر چند به عقيده وي قطعاً سرعت هيچ کدام از آنها به پاي يک «جت جنگنده» نمي رسد..
در آستانه سال تحصیلی جدید و بازگشایی دانشگاهها و مراكز آموزش عالی دور جدید پاكسازی و اخراج استادان دانشكدههای مختلف آغاز شده است.
محتوای این گزارش که منابع خبری نوروز نیز آن را تایید کرده اند، از این قرار است: مسئولان دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه تهران، پیشگام آغاز تصفیه اساتید دگراندیش و اصلاحطلب پیش از آغاز ترم پائیزهستند. پیشبینی میشود این سیاست که از«بالا» طراحی و ابلاغ شده، تا پیش از شروع سال تحصیلی جدید، از سوی روسای دیگر مراكز آموزش عالی هم به مورد اجرا گذارده شود.
بر اساس احكام رسمی صادره برای اساتید دانشگاههای علامه طباطبائی و تهران، یا ابلاغیههای رسمی و غیررسمی ارائه شده به این گروه از اساتید، آنان تصفیه و اخراج و یا با بازنشستگی پیش از موعد مواجه شدهاند. گفته میشود طی دو هفته گذشته ۱۵ نفر از استادان باتجربه دانشكدههای مختلف دانشگاه علامه طباطبایی، از جمله دكتر میرجلال الدین كزازی استاد رشته ادبیات، كه مورد توجه دانشجویان بودهاند، از كار بركنار شدهاند.
احكام اخراج جمعی از اساتید دانشگاه تهران از جمله آقایان حسین بشیریه، سعید شاهنده و هادی سمتی نیز اخیرا از جانب عمید زنجانی امضا و به آنان ابلاغ شده است. مبنای حكم صادره برای این سه استاد دانشكده علوم سیاسی، اتهام «غیبت غیرموجه» یك ساله بوده است. آن ها متهم هستند كه یك یا دو ترم بیش از فرصت مطالعاتی یكساله خود، در دانشگاههای خارجی به مطالعه و تدریس اشتغال داشتهاند. گفته میشود فشارهایی بر برخی از دیگر اساتید پاكسازی شده وارد آمده تا از علنی كردن احكام خود بپرهیزند.
عمید زنجانی رئیس دانشگاه تهران سال گذشته در اقدامی مشابه حدود ۵۰ تن از اساتید دانشكدههای مختلف را به بهانه های گوناگون، از جمله بازنشستگی پیش از موعد، از كادر آموزشی دانشگاه تهران كنار گذاشت.
رئیس دانشگاه تربیت مدرس نیز در دو ترم تحصیلی گذشته تعدادی از روسای دانشكدهها، مسئولان گروه های آموزشی و استادان خوش سابقه و محبوب دانشكدههای مختلف را بركنار و یا تصفیه كرد. از جمله این موارد اخراج محسن كدیور از دانشكده فلسفه دانشگاه تربیت مدرس بود كه پس از برخوردهای چند مرحلهای اولیه، از جمله كنار گذارده شدن از مسئولیت دانشكده، گروه علمی و… صورت گرفت. با اساتید اصلاحطلب و دگراندیش دیگری چون مسعود غفاری، هاشم آقاجری، حاتم قادری، سعید حجاریان و…طی سال تحصیلی گذشته برخورد حذفی صورت گرفته است.

در چوبی گل میخ با دو عدد درکوبه
در های قدیمی چوبی دو عدد درکوبه دارند، اگر در عکس دقت کنید، دیده می شود در کوبه سمت راست با درکوبه سمت چپ تفاوت دارد، هنگام کوبیدن در، صدا یِ شان هم فرق می کند. بانوی خانه هنگامی که صدای کوبیدن در را می شنید به سادگی متوجه می شد که کوبنده در، زن یا مرد است ، مرد ها کوبه سمت راست را می کوبیدند و زن ها کوبه سمت چپ را می زدند .

- ماموران امنيتي فرودگاه مسكو، نمايندگان پارلمان ايران را كه عازم بلاروس بودند، به توهين آميزترين شكل ممكن مورد بازرسي قرار دادند.
هيات پارلماني ايران كه در ميان آنها برخي اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي نيز حضور داشتند، برغم آنكه گذرنامه سياسي خود را به ماموران دولتي مسكو نشان دادند، با برخورد توهين آميز آنها مواجه شدند.
بر اساس اين گزارش، ماموران روسي، نه تنها وسايل نمايندگان پارلمان ايران را بازرسي كردند، بلكه در اقدامي غيرمتعارف، آنها را وادار كردند تا كمربندها و كفش هاي خود را نيز درآورند. روس ها سپس كمربندها و كفش هاي نمايندگان مجلس ايران را از زير دستگاه "ايكس ري" رد كردند و سپس به اين نمايندگان اجازه دادند كفش بپوشند و كمربندهاي خود را ببندند.
به روز بدتر از اینم بیفتی؟ داد سر کی می زنی آقای حداد
سر روسها یا خودمان؟

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم
2) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات
3) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی
4) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی
5) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
6) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
7) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
8) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
9) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار
13- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي کنيد به ش کم محلي کنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسکو. به اين مي گن اشتباهِ استراتژيک در بازاريابي.
14- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاکتيکي در بازاريابي.
15- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ امّا اون پيشنهادِ شما رو قبول نمي کنه، چون که زندگيِ خوبي در کنارِ دوستِ دخترِ عزيزش داره! به اين مي گن حق هميشه با مشتري است.
16- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛در همین لحظه ناگهان موبایلتون زنگ می زنه و شما تحدید به مرگ می شید شما هم دمتون رو میذارید روی کولتون و میرید
به این میگن ناتوانی در ورود به بازار
17- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.
18- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.
19- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید.
به این میگن چشمچرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.
20- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار
21- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين که جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون مي گيد که با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.
22- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي کنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي کنيد. به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!
23- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم، و مي خوام کاري کنم که شما در مدتِ کوتاهي به آرزوهاتون برسيد. سيستمِ کار به اين شکله که شما با من ازدواج مي کنيد، بعد دوستان و آشنايانِ خودتون رو هم تشويق به اين کار مي کنيد. به ازاي هر سه نفر چپ، سه نفر راست که با من ازدواج کنن، شما مي تونيد ... [اين قسمت به علتِ مغايرت با قوانينِ شرعِ مقدس و ج.ا.ا حذف مي شود]» به اين مي گن «بازاريابي شبکه اي».
24- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن با توجه به جریانات اخیر ما می تونیم n تا بچه داشته باشیم»؛ اونهم که شدیدا عاشق بچه است موافقت می کنه و با هم یک مهدکودک راه می اندازید.به این میگن توجه به علاقمندی های بازار
25- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم می پرسه اگر با تو ازدواج کنم چند تا بچه می خواهی؟ شما می گید هرچی بیشتر بهتر تازگی آزاد اعلام شده و تا 50 میلیون جا داریم !!! اما طرف چشمهاش سیاهی می ره و روی زمین ولو میشه. به این میگن نقص در مدیریت رشد بازار.
26- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه به شرط اینکه ازش بچه نخواهید. شما که عاشق بچه هستید آنهم بیشتر از دوتا بهتون بر می خوره و به توافق نمی رسید. به این میگن فقدان تفاهم در عرضه و تقاضا
27- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن »؛ اونهم موافقت می کنه اما از شما بیش از دوبچه می خواهد. شما قادر به انجام این کار نبوده و مخالفت می کنید. به این میگن محدودیت تولید.
28- شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه اما به شما تذکر می ده که بیش از دو بچه دارد. شما هم جا خورده و پا پس می کشید. به این میگن استهلاک در مواد اولیه!
29-شما در يک مهماني ، دو دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازشون خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کنید بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم »؛ اون هم نگاهی به چشمهای شما میکنه و میگه اینجا که جز من دختر دیگه ای نیست! بعداش هم هیچی نشده سر من هوو می خوای بیاری !
به این میگن نقص کالا در بازار
30- شما در يک مهماني ، دخترِهای بسيار زيبایِ فراوانی رو می بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان می شید که جلو کدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار