
سالروز تولد سلطان سریر ارتضا علی ابن موسی الرضا مبارک
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 9:48 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

سيد احمد علمالهدي در جمع بسيجيان مشهد يکي از جنگهاي رواني دشمن را شايعهپراکنيهاي دروغ خواند و مدعی شد: اين که ميگويند سپاه پاسداران و بسيج به عنوان نيروي نظامي نميتوانند در سياست مداخله کنند و آن را به امام نسبت ميدهند، حرف دشمنان خدا و جريانات فاسدي است که بسيج را سد راه خود ميداند.
وي ادعا کرد: معناي اين که بسيج در سياست دخالت نکند، اين است که بسيج سکولار و بيدين شود، در صورتي که همه محور بسيج دين، ايمان و اعتقاد به خداست.
امام جمعه مشهد خطاب به بسيجيان مدعی شد: امام رحمة الله عليه هيچگاه چنين چيزي نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگيريد.
وي تصريح کرد: در همه صحنههاي سياسي بسيج حضور دارد و بايد حضور داشته باشد و من از فرماندهان ميخواهم که در جلسات مقابل اين شايعهها مقاومت کنند.
علمالهدي خاطرنشان کرد: در زمان انتخابات مجلس دوم يا سوم بود که امام رحمة الله عليه فرمودند نيروهاي نظامي اعمال نفوذ نکنند، يعني مردم را به زور وادار نکنند که به چه کسي راي بدهند، چرا که خلاف انتخابات آزاد است و از اول انقلاب تا به امروز الحمدالله اين کار صورت نگرفته است.
وي ادامه داد: اولين بسيجي و فرمانده بسيج در تاريخ اسلام امام رضا عليهالسلام است، چرا که در حقيقت ايشان در برابر جريان استکباري و غاصب مامون به عنوان اولين امام و رهبر مانور بسيج را به منصه ظهور گذاشتند.
وي افزود: ما سابقه بسيج را از امام رضا عليهالسلام داريم و اين که امام خميني رضوان الله تعالي عليه فرمان ارتش 20 ميليوني ميدهند، يک نقطه تجربه شده در زندگي سياسي حضرت رضا عليهالسلام بود.
وي با بيان اين که امام رضا عليهالسلام در دو جبهه داخلي و خارجي با سلاح سياست، تحليل و مناظره با دشمنان ميجنگيدند، يادآور شد: در داخل با جريانات سرآورده از دل شيعه ناب و همچنين جريانات الحادي و التقاطي و در خارج با تهاجم فکري و فرهنگي خارجي در جبهه کلامي ميجنگيدند.
علمالهدي با بيان اين که اگر ما نسخه بسيج را از امام رضا عليهالسلام بگيريم، بايد براي تحقق رسالت بسيج از اين نسخه استفاده کنيم، گفت: رسالت بسيج تنها به عنوان يک ارگان نظامي جنگ با دشمن خارجي نيست، بلکه مقابله با جريانات داخلي است.
وي افزود: امروز پس از 29 سال دشمن به اين نتيجه رسيده است که از بيرون نميتواند انقلاب را بين ببرد، چرا که در جنگ 8 ساله اين مساله را تجربه کرد. جنگ، انقلاب را بيمه و نظام را تثبيت کرد، چرا که قبل از جنگ انقلاب ما مثل آب لرزان بود و جريانات مختلف فکري مانند مارکسيستهاي ملحد، منافقهاي مشرک و فرصتطلباني که ماسک دين زده بودند، اما دستشان در دست آمريکا بود از نظام اسلامي سهمخواهي ميکردند.
ایشان ماده ۴۸ اساسنامه سپاه پاسداران را مطالعه کنند.
بعد در این مورد صحبت
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 9:33 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در این مواقع معمولا از بلندگوهای مجلس این جمله شنیده می شود که "مجلس برای اخذ رای فاقد اکثریت است لطفا برای دادن رای به صحن علنی مجلس مراجعه کنید مجلس منتظر شماست".
- مشکل تعداد نمایندگان حاضر در مجلس برای اخذ رای همواره در برخی مقاطع مسائلی را برای صحن علنی مجلس ایجاد کرده است به گونه ای که به دلیل حد نصاب نداشتن، مجلس در بعضی اوقات قادر به رای گیری نیست.
غلامعلی حدادعادل رییس مجلس شورای اسلامی در اعتراض به ترددهای غیرضروری نمایندگان به خارج از صحن علنی گفت: شما که اینقدر سعی و تلاش می کنید وارد مجلس شوید چرا حالا از مجلس گریزان هستید و مرتب در خارج از صحن علنی به سر می برید.
بنا بر این گزارش جمعی از نمایندگان معمولا در مکان هایی خارج از صحن علنی مجلس حضور می یابند. عده ای در لابی هستند، عده ای در حال مصاحبه با خبرنگاران در مقابل در پارلمان و عده ای نیز در گوشه و کنار مجلس در حال رفت و آمد هستند.
تعداد نمایندگان حاضر برای مجلس جهت اخذ رای در صحن علنی مجلس باید 194 نفر باشد که بیشتر اوقات این تعداد نماینده در صحن علنی مجلس حضور ندارند و مجلس قادر به رای گیری نیست.
در این گونه مواقع معمولا از بلندگوهای مجلس این جمله به طور مرتب شنیده می شود که "مجلس برای اخذ رای فاقد اکثریت است لطفا برای دادن رای به صحن علنی مجلس مراجعه کنید مجلس منتظر شماست".
گفتنی است جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس به دلیل عدد نداشتن و عدم حضور نمایندگان در صحن علنی مجلس به تعطیلی کشیده شد.
اینم از مجلس برای انتخاب شدن التماس می کنند بعد.....
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

جامعهاي را در نظر بگيريد كه دروغگويي در آن قاعده و نه استثنا باشد. زندگي در چنين جامعهاي بسيار پرهزينه است. اعتماد متقابل وجود نخواهد داشت، روابط افراد كاملا غيراخلاقي خواهد شد، فساد و تباهي در همه سطوح رخنه خواهد كرد و نيز چنين جامعهاي كمترين نزديكي را با يك جامعه ديني و اخلاقمدار خواهد داشت. اولين گام براي رواج دروغگويي، شكسته شدن قبح دروغ است. در جامعهاي كه دروغگويي نوعي زرنگي تلقي شود و مردم با شنيدن سخن دروغ لبخندي حاكي از سرور و شعف بر لبان خود ظاهر سازند، طبعا دروغگويي رواج مييابد.
عدهاي فكر ميكنند صداقت و راستگويي صرفا يك مساله اخلاقي است و از اين رو ناخودآگاه ميخواهند آن را در بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی به حاشيه برانند، اما بايد گفت كه صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد تمامي حوزههاي اجتماعي است. نقش آن در اقتصاد كمتر از سرمايه، نيروي انساني و ديگر عوامل نيست. اما طبيعي است كه در گذشته بر اهميت آنها از منظر اخلاقي تاكيد ميشده است. اگر امروز جامعه ما با فساد خانمانبراندازي مواجه است كه فرياد همه را درآورده، يكي از دلايل و علل اصلي بروز آن دروغ و از دروغ بدتر، تطهير دروغ در ذيل عنوان مصلحت و تقیه است. از اين رو بدون مبارزه عليه دروغ و حساسيت داشتن نسبت به آن نميتوان كوچكترين گام موثري را عليه كاهش فساد برداشت و به طريق اولي بيان هر نوع دروغي ولو با هدف به ظاهر خير، جز به گسترش فساد كمكي نميكند.
در تمامي اديان از جمله اسلام بر قبح دروغ تاكيد شده و قرار گرفتن دروغ در ذيل عنوان گناهان كبيره معرف اين اهميت است. براي اينكه بدانيم جامعه كنوني ما با ارزشهاي موردنظر اسلامي تا چه حد فاصله دارد، كافي است به ميزان رواج اين گناه كبيره در سطح وسيعي از جامعه توجه كنيم.
قبل از بيان توضيحات و تحليل خودم، ابتدا بهتر است كه چند گزاره محدود از پيامبر (ص) و ائمه (ع) درباره دروغ را با هم مرور كنيم. گرچه در اين زمينه احاديث فراوان است.
پيامبر (ص):
ـ دروغگو، دروغ نميگويد مگر به سبب حقارتي كه در نفس خود دارد.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، زيرا دروغگويي باعث روسياهي است.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، در موردي كه گمان ميكنيد نجات شما در دروغ گفتن است، بدانيد كه اشتباه كردهايد و هلاك شما در دروغ است.
كلوب : مراتب دروغ - عباس عبدي
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
برای ذره ای آب شورخلیج فارس و دریای مازندران،نباید کام شیرین روسیه دوست را تلخ کرد
حق پنجاه در صدی آبهای تحت البحری ایران را تنها با سیزده درصد تعویض کرد
چرا بی صدا غسل بر نعش وطن کنیم؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

زنی باچشم مصنوعی 4800 ساله
بازسازی چهره صاحب چشم مصنوعی، تعیین اندازه های دقیق گورستان تاریخی، پژوهش در بخشهای مسکونی و بناهای یادمانی از جمله هدفهای یازدهمین فصل کاوش های باستانشناسی در محوطه شهر سوخته است.
سرپرست گروه باستانشناسی شهر سوخته اعلام کرد:یازدهمین فصل کاوشهای باستانشناسی شهر سوخته با حضور هیاتی از 20 باستان شناس و متخصص میان رشتهای از مرکز تحقبقات ملی ایتالیا، موزه هنرهای شرقی رم و دانشگاه نیوکاسل از دیروزآغاز شد.
«سید منصور سید سجادی» گفت:گروه باستانشناسی مستقر در شهر سوخته در نظر دارد با همکاری دانشگاه سیستان و بلوچستان به باز سازی چهره صاحب چشم مصنوعی که سال گذشته در همین محوطه کشف شد ،بپردازد.
وی تجزیه مربوط به چشم ساخته شده به منظور شناسایی قطعی مواد تشکیل دهنده، تهیه مولاژ جمجمه و چشم مصنوعی را از جمله اقدامهایی عنوان کرد که طی فصل کاری جدید صورت خواهد گرفت.
سرپرست گروه باستانشناسی شهر سوخته، آغاز پژوهشهاروی موی اسکلتهای این محوطه تاریخی از سوی انسانشناسان دانشگاه نیوکاسل به منظور دستیابی به نحوه تغذیه و رشد ساکنان آنرا از دیگر هدف های مهم هیات موردنظر برشمرد.
چشم مصنوعی4800 ساله، سال گذشته در دهمین فصل کاری باستانشناسان در شهر سوخته کشف شد.
این چشم زنی تنومند 25 تا 30 ساله بود که در قبر شماره 6705 گورستان شهر سوخته،دفن شد.جنس و ماده چشم اسرارآمیزبا توجه به بررسی ها قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده است اعلام و نتیجه قطعی به آزمایشهای بعدی موکول شد.
چشم این زن، سوراخهای جانبی در دو سو برای نگهداری و چسبیدن به حدقه دارد.همچنین روی آن ریزترین مویرگهای داخل چشم با مفتولهای طلایی به قطر کم تر از نیم میلیمترطراحی شدهاست.
شهر سوخته قدمتی 5000 ساله دارد و ساکنان آن به مظاهر شگفت انگیزی از تمدن دست یافته بودند.
(به نقل از پارسه)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
بامدادان با خود بگو : امروز با جماعت مزاحمان ، ناسپاسان ، فخر فروشان، فريبكاران ،حسد ورزان و ناسازگاران ، سر و كار خواهم داشت. اينان همه چون خوب را از بد تميز نمي دهند، بدين بلاها گرفتارند .
اما من كه ديده ام خوبي زيبا و بدي زشت است و مي دانم كه طبيعت آنكس كه به من بد ميكند همانند طبيعت من است .
ازهيچ يك از آنها نمي رنجم .
زيرا كه هيچ كس نمي تواند زشتي را به من ببندد. و نيز از آنان متنفر نمي شوم زيرا كه ما براي همكار ي ساخته شده ايم
مانند پاها و مانند پلك هاي چشم و مانند رديف دندان هاي بالا و پائين .
و هر سخن يا كار ي را كه موافق طبيعت باشد ، موافق حال خود بدان
و ا ز سرزنشي كه مردم بكنند
يا از سخنان توهين آميزشان هيچ پريشان مشو . زيرا كه مردم اصول خاص خود را دارند و به را ه خود مي روند
و حرف هايشان به خودشان مربوط است نه به ما .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

وزیر اطلاعات: موسویان جاسوس بود
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:28 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
بودجه ئی که دولت نهم برای سال آینده نوشته در نوع خود بی نظیر است.دولت به صراحت اختیارات تام خواسته و درواقع اعلام کرده در مورد خرج درآمدها هیچ گزارشی به مجلس نمی دهد یعنی ۵۰ صفحه لایحه به اسم بودجه به مجلس می آورد پول می گیرد و هر کجا خواست خرج می کند،نهادی به اسم مجلس هم براش معنا ندارد.یادمون باشه که سال دیگه برای آقای احمدی نژاد خیلی مهمه و از سال ۸۷ فعالیت های انتخاباتی برای ریاست جمهوری دوره دهم به صورت جدی آغاز می شود.نکته دیگر انتظارات بی حدو حصری است که یک دولت می تواند داشته باشد (اختیارات تام برای خرج درآمدهای کشور بدون نظارت).تدوین چنین بودجه ئی تاکنون سابقه نداشته اما دولت نهم به اسم شفاف سازی و کاهش حجم بودجه برای خود هر اختیاری را قائل می شود.اما یک نکته دیگر، اگر امروز دولت با این صراحت مجلس را نادیده می گیرد و جایگاه نمایندگان را در سطح چانه زنی با استاندار و مسوول یک دستگاه برای بودجه استانها پاییین می آورد که فریاد اصولگراترین نماینده های مجلس را نیز بلند کرده نتیجه عملکرد همین مجلس هفتمی ها وچه بسا چهرهایی چون حداد وباهنراست.یکشنبه با "مظفری" عضو کمیسیون برنامه وبودجه در راهروهای مجلس درمورد بودجه صحبت می کردم یک نکته جالبی گفت، البته جالب که جای تاسف دارد.گفت فتاح، وزیر نیرو در کمیسیون گفته دولت برای پرداخت بدهی پیمانکاران این وزارتخانه از حساب ذخیره مبلغی را برداشت کرده ،طبق قانون هرگونه برداشتی از حساب باید با اجازه مجلس باشه.این یک مورد کوچیک از صدها مورد زیر پا گذاشتن قانون از سوی دولت نهم است اما مجلس هیچگاه به صورت جدی از دولت بازخواست نکرد.میخوام بگم اگه امروز دولت رسما مجلس را از بودجه حذف می کند نمایندگان خودشان قبلا این کار را انجام دادند.حرمت امامزاده را متولی باید نگه دارد.البته بودند نمایندگانی از دو طیف اقلیت و اصولگرا که این دغدغه ها را داشتند اما برخی از سران مجلس با سازش وپنهان کاری و زیرچشمی رد کردن جلوی اقدامات آنها را گرفتند.درمورد بودجه امسال هم همچین اتفاقی در حال رخ دادن است یکسری آقایان با دولت لابی کردند و به توافق رسیدند و دلخوش هستند به اینکه دولت به وعده اش در جلسات خصوصی عمل کند.سال سال انتخابات برای مجلسیان است به نظرم نماینده ها نه حوصله مقاومت وچالش با دولت را دارند نه انگیزه قوی (مثل رای به وزرای نفت و صنایع) من پیش بینی می کنم دولت به خواسته اش از بودجه ۸۷ می رسه و مجلس باز عقب نشینی می کند مثل اعلام نکردن نرخ آزاد برای بنزین که هم قانون مجلس بود وهم اکثریت مجلس مدافع آن
روزگارغریبی ست نازنین ...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

هوگو چاوز عصر امروز دوشنبه در كنفرانس خبري با احمدينژاد رئيس جمهور ايران در ابتداي سخنانش با مزاح و خنده گفت: رسانههاي امپرياليستي ميگويند من در سفر به ايران به دنبال اتم آمدهام بله الان اتم اينجا و در جيب من است و اگر آنها در مسيرم باشند پرتش ميكنم!
چاوز در بخش ديگري از سخنانش مقام معظم رهبري را با كلمه امام خامنهاي خطاب كرد و به ايشان و ملت ايران سلام و درود فرستاد.
محمود احمدينژاد رئيسجمهور كشورمان نيز سخنان خود را در اين كنفرانس خبري با جمله زنده باد ونزوئلا و زنده باد رهبر شجاع ونزوئلا پايان داد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
اين مقايسه توهين به دخترو پسر اين دهه ها نيست صرفا مقايسه اي طنزآميز و خاطر نشان کردن وضعيتي است که روشنفکران به آن عوارض دوره گذار و دينداران به آن نشانه هاي آخرالزماني مي گويند و در کل بهره اي از حقيقت دارد.انکار اين مقايسه شايد خوديک نشانه ي آخرالزماني باشد.
دختر دهه 60 :بايد با آبرو باشم
دختر دهه 70 :بايد تحصيلکرده باشم
دختر دهه 80 :بايد پولدار باشم
پسر دهه 60 :دارم ميرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم ميرم دختر بازي
پسر دهه 80 :دارم ميرم بيمارستان سم زدايي
دختر دهه 60 : مرد بايد با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد بايد تحصيلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد بايد پولدار باشه
پسر دهه 60 :در سن 25 سالگي سيگاري ميشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگي سيگاري مي شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سيگاري مي شود.
دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم
پسر دهه 60 : دارم ميرم باشگاه ... دارم ميرم زير زمين بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم ميرم مهموني ... دارم ميرم قليون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم ميرم دبي ... دارم ميرم توهم بزنم !!!
دختر دهه 60 : دوست پسر يکي اونهم يه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر يکي يا دوتا . چند تا هم زاپاس براي روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بين يک نفر تا يک هنگ يا تيپ در رده سني بين 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عيال و چند سر عائله. بالاخره تو اين همه آدم يکي پيدا ميشه بخواد لباس عروس واسم بخره.
دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت بايد بره بميره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگي کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره يعني امل و بي فرهنگ. بايد بره بميره.
پسر دهه 60 :شريعتي مي خواند
پسر دهه 70 :شاملو مي خواند
پسر دهه 80 :هري پاتر مي خواند.
دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار مي کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار مي کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار مي کنم.
پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزيزترين چيز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزيز ترين چيزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشينم عزيز ترين چيزند.
دختر دهه 60 :شوهر منجي نيست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگي ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت سره شوهر...
دختر دهه 80 :من يک افسرده ي رواني پر از غصه ام و شوهر منجي من است و ديگر هيچ راه نجاتي نيست.
پسر دهه 60 :در هر صورت بايد زن بگيرم
پسر دهه 70 :بايد پولداربشم و زن بگيرم
پسر دهه 80 :بايد قاطي کنم و زن بگيرم.
يه نكته :
اگه بعضي جاها ادب رعايت نشده بود شرمنده .... ميخواستم پاك كنم ولي ديدم بودنش به از نبودنشه
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 7:42 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

چه کاپشني، چه لبخندي، حقا که رئيسجمهور 20 سال ديگهاي

همه دختران ایران لیلی منند..........سید محمد خاتمی
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 5:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آژانس قادر است تا درستی مواد هسته ای اعلام شده از سوی ايران را تائيد کند، ايران اطلاعات مورد نياز در اين رابطه را با مجوز دسترسی به مواد هسته ای اعلام شده، در اختيار آژانس قرار داده است.
محمد البرادعی، مديرکل آژانس بينالمللی انرژی اتمی در تازه ترين گزارش خود درباره برنامه هستهای ايران اعلام کرد که پاسخهای ارائه شده ايران درباره برنامههای سانترفيوژهای P-1 و P-2 مطابق با يافتههای آژانس است و به اين ترتيب، با بسته شدن پرونده اين موضوع، يکی از اصليترين پرسشهای آژانس درباره فعاليت هستهای ايران پاسخ داده شده است
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 4:42 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

تصویر بالا متعلق به سرویس نقشه زمین گوگل (Google Earth) هستند که در آنها جزایر سهگانه ایرانی٬ «اشغالشده توسط ایران» ذکر شدهاند.
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 3:8 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

حسن خطرناكه حسن !!
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اینها قرار است برای ما قانون وضع کنند؟
از مانیتور مشخص است که مجلس در حال استراحت نیست
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
كلام نبوي
از بررسي متن قرآن به مثابه شواهد تاريخي به دست ميآيد كه مدعاي آن انسان، كه در اين متن از نبوت او سخن ميرود، اين بوده كه سخني كه وي به صورت آيات براي مردم ميخواند و آنان را به قبول آن دعوت ميكند؛ گرچه كلام خود وي است ولي يك منشأ الهي دارد. آن نبي نميگفته كه اين متن كلام من نيست. بايد به اين نكته توجه كرد كه «كلام انسان» تنها با «معاني» كلام نميشود همانطور كه تنها با «الفاظ» كلام به وجود نميآيد. كلام انسان عبارت است از «مجموعه معاني و الفاظ» كه در داخل يك «سيستم اظهارات» كه زبان ناميده ميشود به وجود ميآيد (چنانكه بعداً توضيح خواهم داد). اگر تنها معاني يا تنها الفاظ به يك انسان نسبت داده شود كلام به او نسبت داده نشده است. وقتي پيامبر قبول داشته كه كلام، كلام او است قبول داشته كه هم معاني و هم الفاظ به او انتساب دارد و او به صفت تكلّم متصف است و متكلّم است. اما دعوي او اين بوده كه اينطور نيست كه خود وي به اين تكلم تصميم گرفته باشد. تجربه وي اين بوده كه او از سوي خداوند برگزيده (اصطفاء) و برانگيخته (مبعوث) شده و يك «امداد غيبي» به او ميرسد كه از آن به «وحي» تعبير شده و او بر اثر اين امداد، قادر به اين تكلّم يعني اظهار جملات معنادار و مفهومدار ميشود و به اين جهت آنچه در اين تكلم قرائت ميشود آيات (نمودهاي) خداوند است (معناي آيات را بعداً توضيح خواهم داد) كه چون از او نشأت گرفتهاند به او دلالت ميكنند و او را نشان ميدهند.
از آيات قرآن به مثابه شواهد تاريخي، به دست ميآيد كه دعوي پيامبر درباره «آيات» همين بوده كه توضيح دادم. او دعوي نميكرده كه اين آيات «لفظاً و معناً» از سوي خدا ميآيد و او فقط آنها را قرائت ميكند. همانطور كه مثلاً يك قاري قرآن هيچ نقشي در معاني و الفاظ قرآن ندارد و فقط آنها را تلاوت ميكند. يا يك كانال صوتي كه صداهايي را منتقل ميكند. چند شاهد تاريخي قرآني را در اينجا توضيح ميدهم. استفاده از اين شواهد به معناي استفاده از آيات قرآن براي فهم معاني قرآن نيست. ما در اينجا براي به دست آوردن اين پرسش تاريخي كه دعوي نبي اسلام درباره كلام قرآني چه بوده، از اين شواهد فقط استفاده تاريخي ميكنيم.
هركس قرآن را به عنوان يك متن تاريخي مطالعه كند به وضوح ميفهمد كه ميان پيامبر اسلام و قوم وي يك گفتگوي جدّي و قابل فهم از سوي دو طرف با سبكهاي مختلف آن درگرفته است. پيامبر در طول بيست و سه سال در وضعيتهاي متفاوت مرتباً و به شكلهاي مختلف دعوي نبوت خود و طلب ايمان به خداي واحد (توحيد) را براي مردم حجاز اعم از بتپرست، يهودي و مسيحي و غيره تكرار ميكرده و به شكلهاي گوناگون، از طريق آيات قرآن در برابر آنها احتجاج ميكرده و در اين راه با عزمي راسخ و تلاش خستگيناپذير به انواع فعاليتها ميپرداخته است. در اين آيات و احتجاجات انواع شيوههاي دعوت، از توجه دادن به حوادث طبيعت و تاريخ و بيان سرگذشت اقوام و انبياء گذشته و بيان سرنوشت انسان تا بيان حكمتهاي گوناگون و رفتارهاي اخلاقي ويژه و انذارها و تبشيرهاي گوناگون و آوردن مثلها و تصوير و تشبيههاي متنوع و ... به كار برده شده است. و نيز با پذيرش اين دعوت و عمل به اوامر و نواهي آن، در واقعيت عيني زندگي فردي و اجتماعي مردم حجاز تحولات بسيار زياد به وجود آمده است (تا آنجا كه اين جريان نهايتاً به پيدايش يك تمدن و فرهنگ انجاميده است). با توجه به اين واقعيتهاي تاريخي اين سؤال پيش ميآيد كه آيا ميتوان تصور كرد كه همه آن واقعيات از كلامي نشأت ميگرفت كه يك انسان آن را قرائت ميكرد ولي آنرا كلام خود نميدانست و الفاظ و معاني آنرا به خود نسبت نميداد؟ به عبارت ديگر بايد بپرسيم آيا چنين كلامي (اگر بشود آن را كلام ناميد كه نميتوان ناميد) اصلاً ميتوانست از سوي مخاطبان فهميده شود تا موافق و مخالف و يا مؤمن و كافر داشته باشد، چه رسد به اينكه منشأ مجاهدات فراوان، تحولات عظيم فرهنگي و اجتماعي و تمدن و فرهنگ شود؟ تأمل در شيوههاي سخنگويي انسان و تفاهم ميان انسانها نشان ميدهد كه اگر پيامبر اسلام خود را مانند يك بلندگو يا يك كانال صوتي معرفي ميكرد كه كار آن تنها منتقل كردن يك سلسله اصوات منظوم به مخاطبان است كه مثلاً در گوش خود ميشنود، يا فرشتهاي براي وي ميخواند (آنطور كه مثلاً پارهاي از متكلمان معتزله تصوير ميكردند)، سخن او از سوي مخاطبان اصلاً فهميده نميشد و براي آنها معنا و مفهوم نداشت و چنين كلامي نميتوانست مبناي دعوت وي و گفتگوي تاريخساز حاصل از آن باشد، و اصلاً ممكن نبود گفتگو و مفاهمهاي به وجود آيد. براي اينكه معناي اين مدعا خوب روشن شود لازم است در اينجا از نظر فلسفي به معنا و مفهوم زبان توجه كنيم، چون تنها با داشتن معنا و مفهومي از زبان هست كه ميتوانيم تصوري از كلام و گفتگو و مفاهمه و مانند اينها داشته باشيم. يك تعريف فلسفي از زبان را در اينجا ميآورم كه امروز بيشترين طرفدار را در ميان فيلسوفان زبان دارد و به فهم مطالب كمك فراواني ميكند. اين تعريف هم ماهيت زبان را روشن ميكند و هم مقومات قطعي آنرا بيان ميكند. آلبرت كلر Albert Keller فيلسوف آلماني مينويسد:
«زبان يك سيستم از شكلهاي «اظهارات» است كه به وسيله انسان پديد آمده و تكامل يافته است. انسان اين سيستم را پيش ميكشد تا با آن خود را اظهار كند، خود را براي ديگران و آنها را براي خود مفهوم سازد، شناختهاي خود را با آن نظام ببخشد و ديگران را از آن آگاه سازد، و به انواع گوناگون با واقعيت چالش كند و با آن كنار آيد»
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
با افشا شدن جزييات ديگري از قرارداد اجراي خط دوم مونوريل در تهران، زيانهاي سنگين اين قرارداد براي كشور مشخص شد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، بنا بر اين قرارداد، كنسرسيومي متشكل از سه شركت آلماني خطي به طول 39 كيلومتر به موازات اتوبان همت و رسالت در تهران اجرا كنند، در حالي كه هيچ يك از اين شركتها سازنده مونوريل نيستند!
شركت اصلي طرف قرارداد كه تاكنون تنها به نمونهسازي واگنها و تست آنها ميپرداخته، قراردادي به مبلغ دو ميليون دلار (بيش از دو برابر قيمت شركتهاي مشابه) براي فروش هر واگن با ايران بسته است و قصد دارد با برداشتن دهها ميليون دلار حق دلالي، ساخت اين واگنها را به ديگر شركتها واگذار كند.
همچنين در حالي كه جزييات مسير و نقشههاي فاز 1 اين پروژه تهيه نشده، ستاد تبصره 13 قصد دارد پس از گرفتن رأي اعتماد رئيس اين ستاد از مجلس براي وزارت صنايع، قرارداد ساخت واگنها را وارد مرحله اجرايي كند. اين در حالي است كه خط اول مونوريل پس از گذشت چهار سال همچنان نيمهكاره رها شده است و تعدادي واگن دسته دوم كه از مالزي خريداري و وارد شد، به رغم پرداخت ميلياردها تومان براي آنها، بدون استفاده رها شده است.
دلالهاي آلماني كه وعده دادهاند اين پروژه را سه ساله به پايان برسانند، در حالي براي دريافت پانصد ميليارد تومان جهت ساخت واگنها پافشاري ميكنند كه اجراي اين طرح در اين مدت امكانپذير نبوده و حتي در شهر «شانگهاي» چين كه ركورددار احداث پروژههاي حملونقل در جهان است، احداث مونوريلي كوتاهتر از مونوريل تهران، حدود هفت سال طول كشيده است.
گفته ميشود برخي از دلالان بدنام اروپايي ميخواهند با سوءاستفاده از عجله مقامات دولتي ايراني، پس از دريافت پول از ايران، به بهانه قطعنامههاي شوراي امنيت و تحريم سازمان ملل، از ساخت و تحويل مونوريل خودداري كرده و به همين خاطر، از ارايه تضمينهاي متعارف به طرف ايراني خودداري ميكنند.
با آگاهي مسئولان مربوطه از چنين جريانات پشت پردهاي، به نظر ميرسد صرف بيش از 00 14 ميليارد تومان پول براي اين پروژه ضربه سنگيني به منافع ملي وارد كنند و در صورتي كه مسئولان دولتي به احداث مونوريل اصرار دارند، ميتوانند با توافق با شوراي شهر تهران، پروژه نيمه كاره خط اول مونوريل را كه پس از گذشت چهار سال و صرف بيست ميليارد تومان، تنها حدود 5 درصد و در حد احداث تعدادي ستون و حفر گودال ايستگاه پيشرفت داشته، تكميل كنند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
یکی از خواص نفت هفتاد-هشتاد دلاری میتواند این باشد که عزیزان دل در وزارت صنایع و معادن ) به فکر ساختن خودروی اسلامی بیفتند و وقتی آدم میخواهد یک پول را خرج اسلام بکند کجا بهتر از مالزی؟
آسوشیتدپرس از کوالالامپور گزارش داد که مدیرعامل شرکت خودروسازی مالزی، مشخصات این خودروی جدید را که ایرانیها پیشنهاد ساخت آن را دادهاند، اعلام کردهاست و براساس گفتههای آقای عابدین، این خودرو دارای قطبنما برای قبلهنمایی و جایگاههای ویژه نگهداری قرآن و روسری خواهد بود.
من ضمن تشکر و تقدیر فراوان از نامزد وزارت، آقای محرابیان و برادر کارآموز، مهردادآقای بذرپاش و سایر بروبچههای مسئول خرج کردن پول در صنایع خودروسازی، پیشنهاد میکنیم، علاوه بر تجهیزات فوق مدرنِ فوق، برای اسلامیتر کردن این خودرو که حتما از سال آینده دههزارتا دههزار تا و با معافیت های گمرکی وارد خواهند شد (چون اسلامی اند شوخی که نیستند) چند امکان دیگر را هم اگر هنوز فرصت باقی است و شیتیل برقرار ، به کمپانی پروتون سفارش دهند تا روی این خودرو های تازه مسلمان سوار کنند:
هر چند دولت نهم علت افزايش قيمت زمين و مسکن را وجود مافيا يا افراد مخالف دولت مي داند، ولي مسکن يکي از کانون هاي بورس بازان در شرايط تورمي بود که امکان سريع حضور دولت در اين بازار وجود نداشت.» اين اظهارات را سعيد شيرکوند شب گذشته در محل دفتر حزب مشارکت ايران اسلامي بيان کرد. او عملکرد اقتصادي دولت نهم را در 5 شاخص حجم نقدينگي، تورم، سرمايه اجتماعي، سرمايه انساني و ارتباط با دنياي خارج مورد بررسي قرار داد. عضو جبهه مشارکت ايران افزود؛ براي بررسي وضع اقتصاد و کشورها دو روش ايستاي تطبيقي و روش پويا براساس متغير روندها است که با توجه به فرصت اندک 5/2 سال دولت نهم روش بررسي پويايي انتخاب شده است. شيرکوند عضو هيات علمي دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در مورد حجم نقدينگي گفت؛ در حالي که حجم نقدينگي در آغاز سال 1384 حدود 67 هزار ميليارد تومان بود، براساس آمار رسمي بانک مرکزي در پايان شهريور 1386 به رقم بي سابقه 138 هزار ميليارد تومان رسيده و بيش از 2 برابر افزايش يافته است. وي با اشاره به اينکه همه تحقيق هاي اقتصادي نشان مي دهد، بين حجم نقدينگي و تورم هميشه رابطه برقرار است، گفت؛ ولي گاهي آثار افزايش حجم نقدينگي با تاخير زماني باعث ايجاد تورم مي شود. شيرکوند گفت؛ برخي پژوهشگران رابطه بين نقدينگي و تورم را يک به يک و برخي يک به 6/0 يا يک به 7/0 مي دانند، ولي اگر نمودار حجم نقدينگي در 30 سال گذشته و نمودار شاخص قيمت ها رسم شود، يک هم جهتي ملاحظه مي شود. شيرکوند گفت؛ اگر حجم نقدينگي را از ابتداي دوره پيدايش پول حتي بنابر شوخي از دوره هخامنشيان تا سال 1384 در نظر بگيريم به 67 هزار ميليارد تومان رسيده است، ولي در همين 5/2 سال اخير به ازاي کل قبل از آن حجم نقدينگي افزايش يافته است. عضو جبهه مشارکت ايران بروز تورم را بسيار بديهي و طبيعي دانست و گفت؛ اگر حجم نقدينگي افزايش يافته است، باعث تورم مي شود، ولي به اين معني نيست که همه آثار نقدينگي در يک سال تخليه شود، بلکه يک متغير با وقفه زماني است. وي با اشاره اينکه افزايش نقدينگي به تدريج بر شاخص تورم اثرگذار است، گفت؛ نرخ تورم اعلامي توسط بانک مرکزي را اگر چه برخي کارشناسان به شيوه محاسبه آن اعتراض دارند، ولي اگر به فرض قبول باشد، شيب صعودي دارد. شيرکوند ادامه داد؛ نرخ تورم در سال 84 رقم 5/11 درصد در پايان سال گذشته 5/13 درصد و در پايان شهريور سال جاري به مرز 7/15 درصد رسيده است. وي گفت؛ نرخ تورم در پايان ماه هاي شهريور، مرداد و تيرماه امسال نسبت به مدت هاي مشابه سال قبل از شيب افزايشي برخوردار بوده است و اين نشان مي دهد، تورم روند صعودي يافته و همچنان ادامه دارد.
شيرکوند عضو جبهه مشارکت در مورد شاخص دوم درآمدهاي ارزي گفت؛ براساس محاسبه، کل درآمد ارزي از ابتداي دولت خاتمي در نيمه دوم سال 1376 تا نيمه اول 1384 در مجموع 194 ميليارد دلار بوده است. شيرکوند عضو هيات علمي دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران گفت؛ موجودي حساب ذخيره ارزي تا پايان شهريور 84 رقم 5/14 ميليارد دلار بود که شامل کل اضافه درآمد نفتي واريزي اين حساب بوده است.
شيرکوند گفت؛ اگر کل درآمد ارزي سال 1386 حدود 70 ميليارد دلار در نظر گرفته شود، درآمد ارزي 5/2 ساله دولت احمدي نژاد 179 ميليارد دلار خواهد بود که به اندازه کل 8 سال دولت خاتمي از درآمد ارزي برخوردار بوده است. شيرکوند گفت؛ براساس آمار بانک مرکزي موجودي حساب ذخيره ارزي 9 ميليارد دلار است که دولت نهم بنا دارد کل در آمد ارزي را مصرف کند. وي در پاسخ به اين سوال که حجم تعهدات حساب ياد شده چقدر بوده، گفت؛ اين شامل درآمدهاي مازاد نفتي موجود در حساب ياد شده بوده است. وي گفت؛ مشکلي که درآمد ارزي ايجاد مي کند، چون فروش نفت براساس دلار است، ظرفيت استفاده از اين ارز در اقتصاد ملي وجود ندارد، بنابراين بانک مرکزي مجبور است براي تامين ريال مورد نياز دولت، خود اقدام به خريد دلار کند و ما به ازاي آن پول چاپ کند و به حساب خزانه واريز کند. شيرکوند گفت؛ اگر اقتصاد کشور آنقدر ظرفيت داشت که ارز نفتي توسط بخش خصوصي تقاضا و ريال مورد نياز خزانه از داخل اقتصاد تامين مي شد، هيچ مشکلي از نظر افزايش نقدينگي به وجود نمي آمد و دلارهاي نفتي جذب اقتصاد کشور مي شد.
خدشه به سرمايه انساني
شيرکوند گفت شاخص هاي جهاني نشان مي دهد شاخص سرمايه اجتماعي کاهش يافته است، درجه شفافيت در اقتصاد کم شده و اين توسط بنيادهاي مستقل بررسي و اعلام شده است. عضو جبهه مشارکت ايران گفت؛ خيلي از اقتصاددانان مي گويند سرمايه انساني مقدم بر سرمايه اقتصادي يک جامعه است و آن را پيش نياز اصلي براي توسعه مي دانند، در حالي که دولت نهم در خيلي از موارد اين سرمايه انساني را به چالش کشيده است. وي سرمايه انساني را مجموعه دانش نظري انباشته و مجموعه تجربيات و فعاليت آدم هاي متخصص و جنبه نرم افزاري آن را نظام مديريت کشور دانست. شيرکوند گفت؛ 60 سال از عمر مديريت و برنامه ريزي کشور مي گذرد، سازمان برنامه هم بعد از انقلاب اسلامي از وجود عناصر طاغوتي پالايش شد، سازمان توانمندي شده بود که تجربه تدوين سه برنامه توسعه هم داشت، ولي يکباره منحل شد. شيرکوند گفت؛ صدور حکم براي 27 نفر که حتي خودشان هم از حکم خبر نداشته و بعد از يک ماه تشکيل شوراي 27 نفره حتي يک نشست مشترک نداشته اند و وجه مشترکي ندارند، مانند حکم به افراد موسس سازمان برنامه در 60 سال قبل است. وي گفت؛ سازمان مديريت و برنامه ريزي در استان ها وظيفه نظارتي داشته است که با حذف آن سازمان وظيفه نظارتي با زحمت و هزينه فراوان ايجاد شده است. شيرکوند گفت؛ منحل کردن سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور نشان مي دهد که دولت سرمايه اجتماعي را به رسميت نمي شناسد. شيرکوند در محل دفتر جبهه مشارکت در مورد شاخص پنجم بررسي عملکرد دولت گفت؛ امروز هيچ کشوري دور خود مرز نمي کشد که همه مشکلات را در داخل حل کند، لازم است با کشورهاي ديگر ارتباط برقرار کند.
1-دستگاه سلام؛ به این صورت که اگر راننده سوار خودرو شد و به خودرو اسلامی خود سلام کرد، حتما از کنسول مربوطه جواب سلام بشنود که جواب سلام واجب است واگر سلام نکرد کنسول به طور خودکار به او سلام کند .آنگاه تا زمان جواب سلام روشن نشود چون باز هم جواب سلام واجب است.
2-دستگاه حجاب؛دستگاهی با چشم الکتریکی وپردازنده هوشمند حجاب مسافرین وراننده را چک کند. آنگاه اگر زنی حجاب مناسب نداشت به او تذکر دهد و اگر پس از سه بار تذکر باز هم حجابش را درست نکرد با استفاده از های جک او را به خارج از خودروی اسلامی پرتاب کند.
3-پایانه تفکیک؛ پشت صندلی های جلو باید پایانه هایی نصب شود که مسافرین صندلی عقبی، با ارائه اوراق شناسای خو به آن، اثبات کنند که با یکدیگر محرم هستند. در غیر این صورت این دستگاه به دستگاه جدا ساز فرمان دهد که بین مسافرین عقبی هائل شیشه ای بالا شونده را قرا دهد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 6:57 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

سعيدي كيا در مجلس حضور يافت و از آينده روشن وضعيت مسكن كشورمان براي نماينده ها صحبت كرد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

محمود احمدي نژاد كه هفته گذشته به استان خراسان جنوبي سفر كرده بود، در جمع خانوادههاي شهدا و ايثارگران استان سخنراني كرد.
به گزارش فارس رئيس جمهور كه در اولين سفر از دور دوم سفرهاي استاني به استان خراسان جنوبي سفر كرده بود، بخشي از سخنانش در برخي از سايتها و رسانهها مورد بحث قرار گرفت.
فيلم آن بخش از سخنان رئيس جمهور كه محل بحث شده است، بر روي خروجي فارس قرار گرفت
در اینجا میتوانید فیلم را ببینید
كيهان مدعي شد: عدهاي سخنان رئيسجمهور را تحريف و بعد براساس جمله تحريف شده، شروع به جوسازي و شارلاتانيسم مطبوعاتي كردند.
احمدينژاد در جمع خانوادههاي شهدا و ايثارگران استان خراسان جنوبي طي سخناني در بحث مهدويت و ظهور موعود در سطح جهان و در اعتقادات همه جهانيان گفته است كه بعضيها اين سخنان را تمسخر ميكنند؛ براي اينكه اينها دلشان از ايمان خالي است. اينها بتپرستها و شيطانپرستهاي مدرن هستند. قيافه روشنفكري ميگيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 7:28 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

پس از فروپاشي شوروي، با دگرگوني هاي عميق ژئوپولتيک در منطقه و افزايش تعداد کشورهاي ساحلي خزر، اختلاف نظر ميان کشورهاي ساحلي در مورد رژيم حقوقي اين درياچه روشن شد. اين موضوع از نظر داخلي به يکي از مسائل مورد توجه نخبگان و حتي عموم مردم تبديل شد. از نظر خارجي نيز به عنوان موضوعي مهم در دستور کار تصميم گيران و مجريان سياست خارجي کشورمان قرار گرفت. بر اساس اسناد تاريخي، از قرن ششم ق. م. سراسر اين پهنه آبي تحت حاکميت ايران قرار داشت. در پي جنگ هاي ايران و روسيه و از دست رفتن مناطق وسيعي از ايران بر اساس قرارداد گلستان در سال1813 و ترکمنچاي در سال 1828 نه تنها سواحل غربي خزر از ايران جدا شد، بلکه محدوديت هايي براي آن در خزر به وجود آمد. در فصل پنجم قرارداد گلستان و فصل هفتم قرارداد ترکمنچاي، به حقوق دو کشور در زمينه کشتيراني در اين درياچه اشاره و حضور نيروي نظامي ايران در خزر ممنوع اعلام شده است. معاهده آخال در سال 1881 و متعاقب آن تشکيل کميسيون مرزي و امضاي کنوانسيون تبادل سرزميني بين ايران و روسيه در سال 1893 از ديگر لطمه هاي سرزميني به ايران است که تثبيت مرزهاي دو کشور در شرق خزر را به دنبال داشت در نتيجه، روسيه بر بخش اعظمي از سواحل شرق خزر مسلط شد و اين درياچه را از سه جهت شمال، شرق و غرب در برگرفت.
با وقوع انقلاب اکتبر، رهبران روسيه براي تحکيم پايه هاي حکومت نوپاي خود، قراردادهاي استعماري گذشته را با کشورهاي همسايه لغو کردند. بر اساس ماده دوم قرارداد مودت فوريه 1921، روسيه قراردادهاي استعماري گذشته خود را با ايران ملغي دانست. علاوه بر اين موافقتنامه، قراردادهاي بسياري ميان ايران و شوروي وجود دارد که با موضوع اين درياچه مربوط هستند؛ قرارداد استفاده از رودخانه هاي مرزي 1926؛ قرارداد همکاري هاي شيلاتي1927؛ قرارداد بازرگاني و بحرپيمايي 1940؛ موافقتنامه هوايي 1964و پروتکل تعيين منطقه اطلاعات پروازي بر فراز خزر 1976.
بررسي اسناد تاريخي تاييدکننده اين واقعيت است که هيچ مرزبندي يا تقسيمي در دوران شوروي در خزر صورت نگرفت. فصل هاي 7و 12 موافقتنامه فوريه1921 و مواد 12 و 13 قرارداد بازرگاني و بحرپيمايي مورخ مارس 1940 بر حقوق برابر دو کشور در زمينه کشتيراني در درياي خزر دلالت دارد. همچنين در بند 4 ماده 12 قرارداد 1940 براي طرفين يک محدوده 10 مايلي انحصاري ماهيگيري در نظر گرفته شده است. بر خلاف اين قرارداد ها، فعاليت هاي کشتيراني و ماهيگيري ايران در دوران شوروي در درياي مازندران بسيار محدود بود. فقدان امکانات فني همراه با ملاحظات سياسي از مهمترين دلايل آن بود. ولي شوروي علاوه بر داشتن ناوگان تجاري و نظامي وسيع در خزر، فعاليت هاي بسياري براي بهره برداري از منابع نفتي انجام مي داد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، مسائل اين درياچه بيشتر مورد توجه قرار گرفت.
نويسنده : الهه كولايي
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|


در افسانهها آمده است كه پس از دفن مولوي، قبر پدرش برخاست و به احترام او سر تعظيم فرود آورد
واخرین جمله مولوی
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 2:14 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مشهد – آذرماه 1355
علی سربداری
برادرم ، مرد آگاهی و ایمان و تقوی، آزادی و ادب، دانش و دین، محمد رضا حکیمی. در این فصل بد که هر خبری می رسد شوم است و هرچه روی میدهد فاجعه و «هردم از نو غمی آید به مبارک بادم»، نام شما بر این دو «یادنامه» برای یاد آورد آن آرزوی دیرینه و شیرینی بود که همچون صدها هزار آرزوی دیگری که طوقی کرده بودم و به گردن فردا بسته بودم، در این ترکتاز زمانه گسست و به یغما رفت و آن آرزو، در یک کلمه بازگشت شما به میدان بود، میدانی که اینچنین خالی مانده است و در پیرامون، نسلی عاشق و تشنه نگران ایستاده و چشم انتظار تا مگر در برابر این «غوغا» رویاروی این دن کیشوت ها و شومن های شبه هنری و شبه سیاسی و سبه مذهبی و این همه خیمه شب بازی ها که در مسجد و میخانه برپاست و کارگردان همه یکی است، سواری بیرون آید و شمشیر علی در دست و زبان علی در کام و دلی گدازان از عشق و سری بیدار از حکمت و سپر گرفته از تقوی و برگذشته از احد و خندق و صفین و صحرای تف (طف) و چمنزار سرخ عذرا و با ابوذر در ربذه به سربرده و با هزارها قربانی خلافت اموی و عباسی و سلطنت غز و مغول و سلجوقی و غزنوی و تیموری ایلخانی ... در سیاه چال های دارالاماره های وحشت شکنجه ها دیده و در آوردگاه های خون و خیانت صلیبی ها شمشیر زده و خط کبود شلاق استعمار تاتارهای مسیحی و آدم خوارهای متمدن را در این قرن های غارت و خواب برجان و تن خویش رتجربه کرده و پرچم رسالت خون خواهی هابیل بر سر دست و کوله بار آگاهی و رنج انسان بر پشت، راه سرخ شهادت را در طول این تاریخ طی کرده و داغ فلسطین و بیت المقدس سینا و لبنان بر جگرش صدها زخم تازه نهاده و اینک، بر سیمای وارث آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و علی و حسن و حسین و... به مثابه یک «امت» - چون ابراهیم – قلم را تبر کند و بت های نمرودی این عصر، عصر جاهلیت جدید را بشکند و از عزیز ترین ارزش هایی که بی دفاع مانده اند و آن همه یادهای قدسی که دارد فراموش می شود و این میراث گران و گرامی که دست رنج نبوغ ها و جهادها و شهادت های تمامی تاریخ ماست، بر باد می رود، قهرمانانه دفاع کند، به یاد آورد و نگاه دارد. علیرغم «این سموم که بر بوستان ما می گذرد» هنوز بوی گل و رنگ نسترن هست. هنوز نسل جوان – که همه این توطئه های استعمار فرهنگی برای پوچ و پلید و بیگانه کردن وی به کار می رود – تب و تاب حق پرستی را دارد و برای مقابله با این سموم – که از همه سو وزیدن گرفته و یادآور هم داستانی احزاب است و داستان خندق – در جستجوی پایگاه اسلام راستین خویش اند و ایستادن بر روی دوپای خویش و هنوز حوزه ما – که سیصد سال است از درون، بیمار خواب و خرافه اش کرده اند و پنجاه سال است که از بیرون محاصره اش کرده اند و در همش می کوبند – استعداد معجزه آسای خویش را در خلق انسان های بزرگ و نیرومند وخلاق و چهره های تابان و تابناک انسانی – حتی در عصر انحطاط و سقوط و رواج بی شخصیتی و تولید و تکثیر ماسک های مصخره و آدمک های مقوایی و تکراری و همه پوک و دروغ و بی روح – نشان می دهد و نقش انقلابی و انسانی ویژه خویش را – که جذب روح های عاشق و نبوغ های پنهان، از اعماق محروم ترین توده های شهری و بیش تر روستایی است و سپس پیرایش و پرورش آن ها در چهره بزرگ ترین مراجع علمی و فکری مردم و والاترین رهبران و مسئولان جامعه و درخشان ترین حجت های زمان و آن گاه سپردن زمام سرنوشت عصر خویش به دست آنان – همچنان به دست دارد. در چنین یأس و با چنین مایه های امید، خاموش ماندن کسی چون شما پیداست که تا کجا یأس آور است؟ درست به همان اندازه که اکنون شکست سکوتتان و شنیدن سخنتان امید بخش است. قدرت قلم، روشنی اندیشه، رقت روح، اخلاص نیت، آشنایی با رنج مردم و زبان زمان و جبهه بندی های جهان و داشتن فرهنگ انسانی اسلامی شیعی و زیستن با آن «روح» که ویژه «حوزه» بود و یادگار «صومعه خالی آن روزها» و سرچشمه زاینده آن همه نبوغ ها و جهادها و اجتهادها و میراث آن تمدنی که با علم و عشق و تقوی بنا شده بود، همگی در شما جمع است و می دانید که این صفات، بسیار کم با هم جمع می شود و این «ویژگی» آن چه را امروز «مسئولیت» می نامند، بر دوش شما سنگین تر می سازد و سکوت و انزوا را – به هر دلیل – بر شما نه خدا می بخشاید و نه خلق. و اما ... برادر! من به اندازه ای که در توان داشتم و توانستم در این را رفتم و با این که هر چه داشتم فدا کردم، از حقارت خویش و کار خویش شرم دارم و در برابر خیلی از «بچه ها» احساس حقارت می کنم در عین حال، لطف خداوند به کار ناچیز من ارزش و انعکاسی بخشبده است که هرگز بدان نمی ارزم و میبینم که « کم من ثناء جمیل لست اهلاٌ له نشرته» و اکنون بدترین شرایطی را که یک انسان ممکن است بدان دچار شود، می گذرانم و سرنوشتی جز مرگ یا بدتر از مرگ ندارم. با این همه، تنها رنجم این است که چرا نتوانست کارم را تمام کنم و بهتر بگویم، ادامه دهم، این دریغی است که برایم خواهد ماند، اما رنج دیگرم این است که بسیاری از کارهای اصلی ام به همان علت همیشه، زنداغنی زمانه شده است و به نابودی تهدید می شود، آن چه از من نشر یافته، به دلیل نبودن امکانات و کم بودن فرصت، خام و عجولانه و پرغلط و بد چاپ شده است و تمامی آن را نه به عنوان کارهای علمی تحقیقی، که فریادهایی از سر درد، نشانه هایی از یک راه، نگاه هایی برای بیداری، ارایه طریق، طرح هایی کلی از یک مکتب، یک دعوت، جهات و ایده ها و بالاخره، نوعی بسیج فکری و روحی در جامعه باید تلقی کرد، آن هم در شرایطی تبعیدی، فشار، توطئه، فرصت گذرا و حالتی که هر لحظه اش انتظار فاجعه ای می رفت. آن ها همه باید تجدید نظر شود، از نظر علمی غنی شود و خورشت بخورد، غلط گیری معنوی و لفظی و چاپی شود. اینک، من همه این ها را که ثمره عمر من و عشق من است و تمام هستی ام و همه اندوخته ام و میراثم را با این وصیت شرعی یک جا به دست شما می سپارم و با آن ها هر کاری که می خواهی بکن. فقط بپذیر تا سرنوشت سختی را که در پیش دارم بتوانم با فراقت دل بپذیرم و مطمئن باشم که خصومت ها و خباثت ها در محو یا مسخ ایمان و آثار من کاری از پیش نخواهد برد و ودیعه ام را به کسی می سپارم که از خودم شایسته تر است. لطف خدا و سوز علی، تو را در این سکوت سیاه، به سخن آورد که دارد همه چیز از دست می رود، ملت ما مسخ می شود و غدیر ما می خشکد و برج های بلند افتخار در هجوم این غوغا و غارت بی دفاع مانده است. بغض هزار ها درد، مجال سخنم نمی دهد و سرپرستی و تربیت همه این عزیز تر از کودکانم را به تو می سپارم و تو را به خدا و ... خود در انتظار هرچه خدا بخواهد.
علی
مشهد آذر55
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 2:8 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

چرا باید یک جوان کشورمان این گونه با ولع .........
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 8:57 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

وقتی که از شهادت ها و تعطیلی های پی در پی ذوق زده هستیم →
این همه بی دقتی؟ برای یک روز تعطیلی
فقط از مراسم پرده زنی بلدیم وعزاداری وسینه زنی
چقدر از منش ومبارزه با ظلم را از اما مان یاد گرفتیم؟
امیدوارم از زندگی انها بیاموزیم
شهادت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 6:49 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 6:34 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
.
|
|
|
 من « دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من « مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من « والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند. من « همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند. من « زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد. من « سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد. من « خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند. من « مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند. من « ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند. من « ...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد « هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد. من « بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند. من « مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند. من « مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم. من « زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود. من « ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم. من « ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم. من « يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند. دوستانم وقتي مي خواهند به من بگويند؛ «گه» محترمانه مي گويند؛ « عليا مخدره». من «ب انو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند. من در ماه اول عروسي ام؛ « خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم. من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، « سليطه» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ « دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من « وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا « والده» آقا مصطفي صدا مي زند. من « مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا « کنيز» شما معرفي مي کند. من کيستم؟،،
به خانم ها احترام بگذاریم |
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 6:4 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اينهم يكي از اقدامات پوپو لیستی رئيسجمهور ونزوئلا!
توی ایران چفیه گردن می کند توی انگلیس بوسه به دستان خانم ها
با تأمين مالي و نيروي انساني توسط دولت نهم، هشت هزار واحد مسكوني در ونزوئلا ساخته ميشود.
در حالي كه بنا بر اعلام دولت، سالانه به طور متوسط، هفت هزار واحد مسكوني در هر يك از استانها توسط دولت ساخته ميشود، به زودي براي رفع مشكل مسكن در ونزوئلا، پروژه ساخت هشت هزار واحد مسكوني در اين كشور كليد ميخورد.
بنا بر اين گزارش، بودجه اين پروژه بزرگ از سوي دولت نهم تأمين شده و نيروي انساني مجري اين پروژه نيز از ايران به ونزوئلا اعزام ميشود.
چندي پيش نيز خبرگزاري «رويترز»، از امضاي قرارداد ساخت ده هزار واحد مسكوني در نيكاراگوئه توسط دولت نهم به ارزش صدها ميليون دلار خبر داده بود.
اين در حالي است كه بنا بر اعلام وزارت مسكن و شهرسازي، قيمت مسكن در تهران نسبت به سال گذشته، نزديك به 46 درصد رشد داشته كه يكي از دلايل آن، كمبود عرضه به نسبت تقاضا اعلام شده است.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
از 279 نمايندهء حاضر در مجلس هفتم، 74 نفر داراي مدرك دكترا هستند كه 12 نفر آنها مدرك دكتراي اقتصادي و مرتبط با كميسيون خود دارند. 43 نفر داراي تحصيلات حوزوي هستند كه شش نفر سطح، 34 نفر خارج فقه و اصول و سه نفر داراي اجتهاد هستند همچنين 82 نفر كارشناسي ارشد يا فوقليسانس دارند يا در حال حاضر دانشجوي مقطع دكترا هستند كه 15 نفر آنها فوقليسانس اقتصاد دارند.
66 نفر نيز ليسانس دارند كه هفت نفر آنها ليسانس اقتصاد دارند همچنين 10 نفر فوقديپلم و چهارنفر نيز ديپلم دارند.
بررسي كميسيونها نشان ميدهد كه تنها 40 درصد اعضاي كميسيون اقتصادي، اقتصاد خوانده هستند. همچنين تنها چهار نفر در كميسيون برنامه و بودجه دكتراي اقتصاد و برنامهريزي دارند.
در كميسيون صنايع نيز تنها چهار نفر دكتراي تخصصي مرتبط دارند و در كميسيون كشاورزي نيز سه نفر دكتراي تخصصي مرتبط با بخش كشاورزي دارند.
در سالهاي گذشته بارها اين پرسش در محافل اقتصادي و علمي مطرح شده كه مجلس ايران در هفت دوره بعد از انقلاب و همچنين در مجالس گذشته تا چه حد از توان و تخصصهاي مرتبط با موضوعات اقتصادي، اجتماعي، سياست خارجي، قوميتها و سياستداخلي، مباحث حقوقي و انشاي درست قوانين و مقررات برخوردار بوده است.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:33 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
ای کاش در حال حاضر امیر کبیر زنده بود ....درود بر امیرکبیر که با قدرت تمام با بی قانونی مبارزه می کرد...................................
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 6:16 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
به کوروش به آرش به جمشيد قسم
به نقش و نگار تخت جمشيد قسم
که ايران همی قلب و خون من است
گرفته ز جان از وجود من است
سپاه بزرگ من به آرامی وارد شهر بابل شد. نگذاشت رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید... وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد...
من برای صلح کوشیدم. نبونید.مردم درمانده ی بابل را به بردگی کشیده بود. کاری که در خور شان آنان نبود. من برده داری را برانداختم. به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند. و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. .. فرمان دادم همه نیایش گاه هارا به جای خود بازگرداندم. .. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند به سرزمینهای خود برگرداندم.خانه های ویران آنها را آباد کردم... بی گمان در آرزوهای سازندگی همگی مردم بابل پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم......
" کوروش بزرگ "
در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آران و بيدگل، چون گنجي آرميده بر کرانه كويري مركزي ايران داراي پيشينه اي درخشان و تاريخي شكوهمند است. با آنكه طبيعت، قباي سبزش را از پهنه اين سامان به در افكنده است؛ طبيعت و سرشت مردمانش كه جوهره اخلاص و صداقت دارد ، سبزينهي ديگر آفريده است. هرچند از رود خروشان در اين كوير تفتيده خبري نيست تا تشنه كامان را سيراب سازد، ولي درياي صفا و محبت كويريان امواجي از احسان و نجابت را پيشكش مشتاقان ميكند. در سپهر گستره كوير، ستارگان درخشاني از صالحان و عالمان و انديشمندان، افق جانها را مالامال از نور و روشنايي كردهاند و هم آنان درس يكرنگي و صميميت را به كويرنشينان آموخته اند.
آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل ميتوان گفت اين است كه پس از ويراني شهر باستاني سيلك (كه تمدن 7 هزار ساله دارد) در اثر حوادث و تحولات گوناگون آباديهاي كوچك به صورت قلعه و حصار پديد آمده که به منطقه وسيعي به نام «چهل حصاران» شهرت يافت و سپس هر يك از قلعه ها به مناسبتي نامگذاري شد.
اصل واژه «آران» از آرين و نام ديگر قوم آريا، به معناي جايگاه مقدس و مكان گرمسير و « بيدگل » تغيير يافته بي بي گل، ويگل و بي گل ميباشد.
زبان مردم اين شهر فارسي رايج اما داراي لهجههاي متفاوتي است و زبان محلي آران و بيدگل در زمره زبانهاي پهلوي قديم به شمار ميرود.
بافت قديمي شهر آران و بيدگل نيز مانند ديگر شهرهاي قديمي ايران، داراي برج و... و حصاربندي معتبر و جدا از هم بوده است.
هر يك از اين دو منطقه چندين دروازه و محله داشته و هر يك از دروازهها داراي دربهاي بزرگ و محكم بوده كه شبها بسته ميشده است. در سرتاسر ديوار و باروي شهر كه ارتفاع آن به 6متر ميرسيده چندين برج به ارتفاع 8 الي 9 متر قرار داشت كه اهالي به هنگام حمله دشمن از آنان به عنوان سد دفاعي استفاده ميكرده اند.
در مجاورت هر دروازه آبانبار و سقاخانه نيز وجود داشت.دروازهها توسط گذرگاه هاي اصلي و فرعي و راستهها به مركز محله (كه مسجد، حسينيه، آبانبار در آن واقع بود) منتهي مي شد.
در هر خانه، يك يا چند خانوار كه اغلب فاميل و از بستگان همديگر بودند، به صورت انفرادي يا به شكل جمعي زندگي ميكردند و از امكانات مشترك بهره ميبردند.
آران و بیدگل ، در نهضت15خرداد 1342 و پس از آن در قيام 19 ديماه 1356 و سپس درجنگ تحميلي با نثار 720 شهید ، رتبه نخست ایثار گری را در کشور از آن خود کرد و پس از سال های دفاع مقدس در حفظ و حراست از دستآوردهاي انقلاب و حضور فعال در انتخابات متعدد کارنامه درخشانی از فعالیتهای سیاسی اجتماعی از خودارایه نمود که به پاس این همه خدمات در مردادماه 1375 بر اساس مصوبه هيأت وزيران جمهوري اسلامي ايران، بخش آران از شهرستان كاشان جدا وبه عنوان شهرستان آران و بيدگل در تقسیمات کشوری شناخته شد .
موقعیت جغرافیایی و آب و هوا
شهرستان آران و بيدگل از توابع استان اصفهان با وسعت 6051 كيلومتر مريع،در شماليترين نقطه استان اصفهان واقع است كه حدود 90000جمعيت را در خود جاي داده است و در پنج كيلومتري شمال كاشان قرار دارد. اين شهرستان كه در حاشيه جنوب غربي كوير مركزي ايران واقع شده از شمال به درياچه نمك و استانهاي سمنان و قم، از مشرق به شهرستانهاي نطنز و اردستان و از جنوب و غرب به شهرستان كاشان محدود ميشود.
ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دريا 912 متر و در مختصات 51 درجه و 29 دقيقه طول جغرافيايي و 34 درجه و 14 دقيقه عرض جغرافيايي ميباشد.
شهرستان آران و بيدگل بخش وسيعي از دشت آبرفتي حوضه جنوبي درياچه نمك بوده و شيب آن از جنوب به شمال است. در قسمتهاي شرق و شمال آن، تپه هاي ماسه اي به صورت نوار از جنوب شرقي به شمال غرب كشيده شده كه طول آن در حدود 120 كيلومتر و عرض متوسط ان 25 كيلومتر و ارتفاع آن بين 800 تا 1000 متر است و در اصطلاح محلي به «بندريگ» شهرت دارد.
در نواحي جنوب و جنوب غربي اين شهرستان، دشتهاي كاشان و راوند واقع اند و در ميان آنها خشك رودهايي به وجود آمده كه سيلابهاي پراكنده و آبهاي اضافي دامنه هاي شمالي ارتفاعات جنوبي كاشان را به درياچه نمك منتقل ميكنند.
شهر آران و بيدگل با دارا بودن مرکزيت شهرستان به همين نام با مساحتي برابر 3/6051 کيلومتر مربع در شمال شرقي استان به نام دشت کاشان قرار گرفته که تا قبل از سال 1355 جز استان مرکزي بوده و پس از آن به استان اصفهان الحاق گرديده است.
فاصله اين شهر تا مرکز استان 210 کيلومتر و نزديکترين شهر به آن کاشان با کمتر از 6 کيلومتر مي باشد. شهرستان آران و بيدگل در 50 درجه و 15 دقيقه تا 52 و 29 دقيقه طول شرقي و 33 درجه و 30 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرضي شمالي قرار دارد. ارتفاع متوسط شهر از سطح دريا 912 متر مي باشد.
شهر آران و بيدگل در خط هم باران مابين 100 تا 150 ميلي متر در سال قرار گرفته و با ضريب خشکي 5/4 جز منطقه فراخشک محسوب مي گردد. با بررسي نقشه هم تبخير ، شهر آران و بيدگل در گراف 3200 ميليمتري قرار گرفته يعني پتانسيل تبخير منطقه حدود 2/3 متر در طول سال مي باشد. اين شهرستان از شمال به کوير نمک و درياچه قم از جنوب به شهرستانهاي نطنز و برخوار و ميمه از شرق به دشت کوير و از مغرب به شهرستان کاشان محدود مي گردد.
پس از جدا شدن بخش آران و بيدگل ، دهستان سفيد دشت به 9 آبادي و دهستان کويرات با 25 آبادي داراي سکنه از شهرستان کاشان ، شهرستان آران و بيدگل تشکيل يافته است.
اين شهرستان از شمال به درياچه نمك و استانهاي تهران , سمنان و قم , از غرب به شرستان كاشان ، از جنوب به نطنز و از شرق به شهرستان اردستان محدود مي گردد.
موقعیت جغرافیایی شهر و اطراف آن
شهر آران و بيدگل با طول جغرافيايي 51 درجه و 29 و عرض جغرافيايي 34 درجه و 14 دقيقه شمالي از طرف شمال به واسطه يک کوير شن زار به دشت کاشان مي رسد و در اثر هجوم شنهاي روان به سوي اين شهر و محدود شدن اراضي کشاورزي و عدم استافده از منابع طبيعي موجود آهنگ رشد اين شهر همچنان بطئي باقي مانده است.
اين شهر با حدود 900 هکتار مساحت و بالغ بر پنجاه هزار نفر جمعيت از توسعه دو روستا به نام آران و ديگري بيدگل در زمينهاي کشاورزي کاشان بوجود آمده است که شبکه ارتباطي ( راه آران و بيدگل – کاشان ) توسعه خطي آن را به سمت جنوب و جنوب غربي تشديد نموده است.
ارتفاع اين شهر از سطح دريا بين 898 تا 917 متر در نوسان است که ارتفاع متوسط از سطح دريا در حدود 912 متر مي باشد . هر چه از شمال و غرب به سمت جنوب و شرق برويم به ارتفاع زمين افزوده مي شود بنابراين شيب عمومي منطقه از جنوب و شرق به سمت شمال و غرب است که اين امر به دليل وجود چاله نمک ( درياچه نمک) در شمال و ارتفاعات کرکس در جنوب و غرب و نوار بند ريگ در سمت مشرق شهر است. اصولا در شهر آران و بيدگل شيبهاي موثري مانند بقيه شهرهاي ايران وجود ندارد تا از نظر ايجاد تاسيسات شهري موانعي را بوجود بياورد.
تپه ماهورهايي در اطراف و يا بافت شهر وجود دارد از جمله اين تپه ماهورها تپه هاي موسوم به وشاد است که در شمال غرب شهر در مجاورت محله وشاد قديم و در حال حاضر چسبيده به محله عباس آباد قرار دارد حداکثر ارتفاع اين تپه ها حدود 6 متر از زمينهاي اطراف است.
تپه ماهورهاي شمال بيدگل معروف به حامدآباد با حداکثر ارتفاع 4 متر از زمينهاي اطراف در جنوب شرق بيدگل و نيز تپه ماهورهايي در مجاورت جاده قديم وجود دارد که حداکثر داراي 3 متر اختلاف از زمينهاي اطراف خود مي باشند.
علاوه بر تپه ماهورهاي فوق در حاشيه شهر تپه ماهورهاي منفرد و پراکننده ديگر در گوشه و کنار يافت مي شود که به علت توسعه شهر تپه ها برداشته شده اند و يا ارتفاع قابل ملاحظه اي نداشته اند. مهمترين عارضه تپه ماهوري مهم که بر روي بافت و سيماي شهر تاثير گذاشته در ميانه بخش جنوبي شهر آران موسوم به آبگاه است که حداکثر ارتفاع آن نسبت به اراضي اطراف حدود 11 متر مي باشد که طول و عرض تقريبي 600 متر مربع را در بر گرفته و شهر از دو طرف اين تپه ماهورها به گسترش خود ادامه داده است که در حال حاضر شهر آنها را احاطه کرده و به دليل بالا رفتن قيمت اراضي در برخي مواقع منهدم شده و زير ساخت و ساز رفته اند و با بخش اعظم آنها به احداث پارک اداري اختصاص يافته اند.
به علت موقعيت دشتي شهرستان ارتفاع قابل ملاحظه اي در سطح شهر و کل شهرستان ديده نمي شود حداقل ارتفاع در اين شهرستان حدود 765 متر در حاشيه درياچه نمك و حداکثر ارتفاع توده گدازهاي معروف به کلنگ علامتدار در فاصله 33 کيلومتري شمال شرقي شهر با حداکثر ارتفاع 1138 متر از سطح آبهاي آزاد مي باشد اين توده آتشفشاني در متهي اليه شمال شرقي ( بندريگ) توسط تپه هاي شني محصور گرديده است. اما ارتفاع متوسط از سطح دريا در شهر همان 912 متر مي باشد.
توده گدازه اي مرتفع موسوم به کوه سرگردان در 49 کيلومتري شمال شرق واقع در درياچه نمک مي باشد که ارتفاع آن توده آتشفشاني از سطح دريا ي آزاد 808 متر است. علاوه بر آن تپه هاي ماسه اي به صورت نواري از جنوب شرق شهرستان به سمت شمال غرب کشيده شده اند که طول آن 120 کيلومتر و عرض آن حدود 25 کيلومتر و ارتفاع از 850 متر تا 1070 متر ( متوسط ارتفاع حدود 1000 متر ) در نوسان است که 21 درصد از سطح شهرستان را شامل شده و در اصطلاح محلي به آن بندريگ مي گويند.
ارتفاعات منفصل ديگري در سطح شهرستان و جود دارند از جمله توده کوهستاني يخاب با ارتفاع 2388 متر در 60 کيلومتر شرق شهر و کوه ( آبريزان ) در حدود 60 کيلومتري شمال شرق شهر وجود دارند به علاوه پيشکوههاي سلسله جبال زاگرس موسوم به کوههاي کرکس در حدود 20 کيلومتري جنوب و غرب شهر قرار دارد و به طول کلي شهرستان آران و بيدگل را مي توان از نظر خصوصيات عمومي توپوگرافي به سه بخش تقسيم نمود :
1- بخش شمالي : اين بخش از تپه هاي ماسه اي بهم چسبيده تشکيل گرديده و شيب آن بين 5 تا 40 درصد تغيير در منتهي اليه کوير و در مجاورت نوار بند ريگ قرار دارد.
2- بخش شمال شرقي و شمال غربي : اختلاف ارتفاع در اين بخش که تشکيل شده است از تپه هاي ماسه اي متفرق به اندازه ها و جهات مختلف کم و شيب عمومي منطقه ملايم است .
3- بخش جنوبي و مرکزي در اين بخش تپه هاي ماسه اي در منطقه به ويژه در قسمت مرکزي کمتر ديده مي شود. اين بخش داراي شيب ملايمي مي باشد.
4- منابع طبيعي ( جنلگها ، مراتع ، معادن )
شهرستان آران و بيدگل از نظر منابع طبيعي فقير مي باشد :
پوشش گياهي منطقه فقير از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ريشه بين 10 تا 15 متر درمنه آشينيان و حاشيه مي باشد.
سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتي به ميزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخيز 500 کيلومتر مربع . وسعت شنهاي روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بيابانها 000/420 هکتار مي باشد.
1- طرح اول به نام بندريگ کاشان واقع در شمال شهرستان هست که طحل کشت بادام کوهي را در دست اجرا دارد.
2- طرح مرتعداري هم رود در سال 75 که کشت بادام کوهي در طرحهاي مورد نظر در حال انجام است.
تقسیم بندی محله ای و نواحی
در بافت قديم " آران " ، هفت دروازه به نام هاي:دروازه كاشان، قدمگاه، نوشآباد، احمدآباد، زيارت، اوقاني و عليجه و در " بيدگل " نيز شش دروازه به نام هاي: دروازه هادي، درب سلمقان، سوراخباره، دربريگ، مخلص و مختصآباد وجود داشت.
مردم " آران " قدیم در 17 محله به نام هاي: مسلمآباد، آراندشت، عباسآباد، آبپخش، سرمحله، جمالآباد، سركوچه دراز، دهنو، زير ده، دربند، جنگلته، چهارسوق، ميدان بزرگ، قاضي و سرگنگه زندگی می کردند و در" بيدگل " قدیم نیز تقسیم بندی محله ای با نام های 12 گانه يزلان، علي اكبر، درب سلمقان، باغ علوي، درب مختصآباد، دربريگ، ويرانه، فخارخانه، دروازه، تويده و خانقاه ، بوده است .
همزمان با رشد جمعيت و كمبود فضاي مناسب براي احداث واحدهاي مسكوني و خدماتي، در اولين مرحله از سال 1303 خورشیدی در خارج از برج و بارو و آن سوي قلعه و ديوار آران و بيدگل، بناي ساختمانهاي جديد مسكوني آغاز شد و به تدريج در اطراف دروازهها، محله هايي به وجود آمد كه از لحاظ شكل و نما با سبك ساختمانهاي قديمي تفاوت داشت.
با توسعه شهر در جنوب و غرب ، شهرك هاي جدید مسعودآباد، قاسميه، قاسمآباد، مصطفي خميني و احمدآباد احداث شد. در تمامي محلههاي قديمي و جديد ، مجموعههاي فرهنگي، مذهبي، رفاهي و خدماتي وجود دارد. مسجد و حسينيه نقش محوري دارند و مردم ساكن شهرك ها از بافت قديم مهاجرت كرده ، پيوند عميق خود را با محلههاي قديمي حفظ نمودهاند.
هم اکنون بر اساس طرح جامع شهری، شهر آران و بیدگل به دو ناحیه ی 1 و 2 تقسیم شده است.
وجه تسمیه و مذهب و زبان
وجه تسمیه:
اسامي "آران"، "آرو"، "آرُ" ، "بيدگل" و "وِگل" نامهاي رسمي و محلي اين منطقه است . درباره سبب اين دو نامگذاري نظريات متعددي ابراز شده که به برخي از آنها اشاره مي شود.
کلمه "آران" به معناي جايگاه مقدس ، مکان گرمسير و ... آمده و اصل آن از "آرين" (نام ديگر قوم آريا يا "ايريا") بوده و "بيدگل" به معناي مکان بي گل يا از کلمه "بي بي گل" يا "ويگل و بي گل" گرفته شده است.
شنيدم که آران از آن نام جست که بد مرکز آريا از نخست
وز آن نام بردار آراني است که خود ز اولين قوم ايراني است
همچنین درباره نامگذاري آران چنين آمده است:
"... و آران بن قاسان اکبر بوده است که پدر او قاسان اکبر باشد. بنابر قولي باني اصل بلد کاشان بوده است و آران مذکور آن قريه را بنا کرد و به اسم خود موسوم ساخت و گويا همان قنات مزرعه آران دشت را هم آران بن قاسان جاري نموده باشد و به اسم خود مسمي کرده باشد، يعني دشت آران."
نژاد و زبان:
مردم بومي اين شهرستان از نژاد اصلي آريايي اند. مردمي خوش صورت، نيک سيرت ، با استعداد و پرکارند.
زبان اهالي آران و بيدگل ، فارسي رايج ولي داراي لهجه هاي متفاوتي هستند.زبان محلي اين منطقه که در اصطلاح به آن زبان « دهي» مي گويند از زبانهاي پهلوي قديم است که تا اين زمان در سرتاسر شهر ها و بخشهاي حاشيه کوير(نطنز، بادرود، زواره و ... ) با اندک تفاوت در لهجه رايج است و با زبانهاي ديگر ايراني چون ترکي ، لري، کردي و مازندراني وجوه مشابهي دارد.
به طور کلي گويشهاي پهنه کاشان ، خواه روستاهاي درون کوهساران و خواه آباديهاي گسترده در کوير و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوري و آوايي اهميت خاصي دارد. در سالهاي اخير تحقيقات پراکنده اي درباره گويش آران و بيدگل صورت گرفته که مفصل ترين آن در زمينه دستور زبان و فرهنگ واژگان محلي، کتاب « زبان کوير » تاليف عباس عليجان زاده است.
دين و آيين:
درباره دين و آيين مردم آران و بيدگل در دورانهاي قبل از اسلام خبر و اثري نيست ولي آثار باقيمانده از آتشکده هاي نياسر و خرمدشت در اطراف کاشان و گورهاي ساخته شده به شيوه آيين زرتشتي که در بعضي نقاط آران بر اثر گودبرداري نمايان گرديده، دليل اين مدعاست که مردم اين منطقه قبل از اسلام داراي آيين زرتشتي بوده اند.
با طلوع خورشيد اسلام و فتح نواحي غرب و مرکز ايران به دست سپاهيان اسلام، شهرهاي قم، ري کاشان در زمره اولين مناطق مرکزي بودند که به اسلام گرويدند و از همان قرون اوليه به خاندان رسالت و امامت عشق و علاقه ورزيدند، چون روح اسلام واقعي را نزد آنان يافتند و ازآنها نيز پيروي نمودند.
قرار گرفتن آران و بيدگل در ميان شهر هاي ري ، قم و کاشان و ارتباط اين ديار با شهر هاي ياد شده و نيز مهاجرت سادات و علويان از حجاز و عراق به ايران و اقامت در اين مرکز و وجود بقاع متبرک و زيارتگاههاي آنان در اين شهر و ابراز علاقه و ارادتهاي خالصانه اهالي، از نشانه هاي بارز و آشکار گرايش به اسلام محمدي و تشييع علوي و مذهب جعفري بوده است.
اخلاق و آداب:
ساکنان کوير به طور عموم و مردم اين شهرستان بالخصوص ، مردماني مهربان، گشاده رو، ساده، قانع، مهمان نواز، مقاوم و خدا جويند.
روابط خانوادگي با ازدواج تداوم پيدا مي کند . ميانگين سن ازدواج در مرد ها 25 سال و زنها 18 سال است . زنان دوشادوش مردان با تفاهم زندگي مي کنند و به قول استاد نظام وفا:
زن و مرد آن پاک و پاکيزه دل به يکديگر از جان و دل متصل
دل هر يک از مهر گنجينه اي فروزان تر از پاک آئينه اي
در اداره امور خانه تشريک مساعي دارند و اغلب از طريق قاليبافي ، توانايي مالي خانه را افزايش مي دهند. افراد خانواده نسبت به سالخوردگان احترام مي گذارند و آنها را مايه خير و برکت مي دانند و چنانچه اختلافي پيش آيد، بزرگ خاندان را به عنوان قاضي و حکم انتخاب کرده، راي او را مي پذيرند.
روابط بين همسايگان در همه اوقات به گونه اي است که در رفع حوايج يکديگر بر مي آيند. خوراک مردم، بيشتر از غذاهاي سنتي ، آبگوشت، و از ميوه ها تره بار است. پوشاک مردان در گذشته بيشتر پيراهن بي يقه و زير شلواري مشکي و پوشش رسمي زنان چادر بوده است. در بيماري هاي ساده از گياهان دارويي و در بيماريهاي سخت علاوه بر مداواي پزشکي، اغلب به دعا، نذر و توسل روي مي آورند.
اهالي اين سامان به کارهاي عام المنفعه توجه خاصي دارند و هر کس سعي دارد تا در کارهاي خير به نوعي شريک باشد. رسم نيکوي نذر براي رفع گرفتاريها و شفاي بيماران و امثال آن به صورت ذبح حيوان و توزيع گوشت آن بين مستمندان، پرداخت پول براي هزينه هاي مساجد و تکايا ، تقديم پول به ضريح امامزاده ها، پختن آش حسين ، آش حضرت ابوالفضل (ع) و توزيع نقل و نبات ( مشکل گشا) به عنوان تبرک و شفا، پاي بوسي آستان مقدس امام رضا(ع) يا امامزاده هاي حومه تحقق مي يابد.
سنت وقف نيز بصورت عام و خاص جريان دارد و نيکوکاران با وقف بخشي از املاک يا مزارع و اموال خود ، اصل يا درآمد هاي بدست آمده از آن را صرف احياي آثار و مراسم ديني يا تهيه لوازم و اسباب مورد نياز مساجد، حسينيه ها، و بقاع متبرک مي کنند.
عزاداري به صورت روضه خواني ، حرکت دسته ها و هيئتهاي سينه زني ، زنجير زني، سنج زني، تعزيه و شبيه خواني و اطعام سوگواران در ماههاي محرم و صفر و ايام شهادت حضرت علي و فاطمه زهرا با شکوه هرچه بيشتر برگزار مي گردد.
حضور در زيارتگاهها و بقعه ها که عالي ترين مراکز بروز عواطف انساني و احساسات ملکوتي و ارتباط قلبي با خداوند متعال مي باشند ، همچنين حاضر شدن در کنار مقابر علما و شهدا و اموات ، در شب و روز جمعه و مناسبتهاي مذهبي و ملي( اعياد فطر، قربان، نوروز و ... ) از رسوم پسنديده مردم اين منطقه است . به طور خلاصه در تمامي روابط فردي و خانوادگي و اجتماعي ، انگيزه مذهبي حاکم و محسوس است.
تعليم و تربيت:
از گذشته سواد آموزي و فراگيري قرآن و معارف ديني ، بطور غير رسمي، در کنار آموزش حرفه ها و صنايع دستي متداول در خانه ها تا پيش از تاسيس مدارس رسمي به عنوان « مکتب خانه» محل تدريس و آموزش علوم معارف ديني قلمداد مي شد.
اولين مکتب خانه در آران ( به سبک قديم ) توسط مرحوم روح الامين داير گرديد و پس از او پسرش ( ابن روح)، و سپس محمدرضا فلاح ، ملا رمضانعلي صحافي، ماهر فروغي، سميعي و ... تا تاسيس مدارس جديد، آن را ادامه دادند.
در اين مکتب خانه ها ، کودکان و نوجوانان ابتدا خط و زبان فارسي و پس از آن مقداري ادبيات عرب را فرا مي گرفتند و سپس به آموختن مقدمات و دروس حوزوي مي پرداختند.
با آغاز دوره تحول در ساختار آموزشي ايران و تاسيس آموزشگاههاي جديد، مراکز تعليم و تربيت در آران و بيدگل نيز به سبک جديد بنا نهاده شدو به تدريج بر تعداد مدارس در مقاطع سه گانه ابتدايي، راهنمايي و متوسطه افزوده شد.
هم اکنون در اين شهرستان 115 واحد آموزشي با 22000 نفر دانش آموز داير است. 1700 نفر دانشجو در تنها مرکز آموزش عالي شهرستان يعني ( دانشگاه پيام نور آران و بيدگل ) در هفت رشته به تحصيل اشتغال دارند.
حوزه علميه امير المومنين (ع) و مکتب الزينب از ديگر مراکز آموزشي شهرستان است که دهها طلبه در آن به فراگيري علوم ديني مشغولند. وجود بيش از سي مرکز و موسسه آموزشي و فرهنگي در اين منطقه ، گوياي رشد و بلوغ فرهنگي است. از جمله آنها: انجمن اهل قلم ، موسسه فرهنگي عبادي زينبيه و بيت الزهرا ، انجمنهاي ادبي و مداحان ، مجمع قاريان و حافظان قرآن هلال، مجمع رزمندگان ، جمعيت نيکوکاران ، کانون دانشجويان و کانونهاي محلي و ... قابل ذکرند.
کتابخانه هاي عمومي و امامزاده محمد هلال (ع) و نوش آباد بزرگترين کتابخانه هاي شهرستان و کتابخانه هاي محلي امام زمان ، قائميه ، ولي عصر، شهدا ، محمد باقر و ... از ديگر پايگاههاي فرهنگي به شمار مي روند .
هم اکنون بسياري از جوانان شهرستان که به مدارج عالي علمي دست يافته اند به عنوان استاد در دانشگاههاي داخل و خارج از کشور مشغول به تدريس هستند همچنين روحانياني فاضل و فعال ، مديراني کارآمد و پزشگان و. مهندساني بر جسته در مراکز علمي ، پژوهشي و آموزشي کشور به خدمت اشتغال دارند.
گفتني است در سال جاري مركزي با نام مركز پژوهش های فرهنگ عامه كه به معرفي آداب و رسوم و پوشاك مردم مي پردازد ، تاسيس شده است.
منابع طبیعی آران و بیدگل
در اعماق و سطح زمين هاي نواحي شمال اين شهرستان ، معادن غني و فراواني وجود دارد که مهمترين آنها حوزه هاي وسيع و دست نخورده نفت و درياچه نمک با وسعت 2000 کيلومتر مربع به عنوان بزرگترين و بهترين منبع ذخيره نمک آبي ( خوراکي و صنعتي) و ترکيبات منيزيم مي باشد که مورد استفاده قرار گرفته و در حاشيه آن ، معادن خاک رس مرغوب ، کائولن ، سولفات سديم ، سيليس ، باريت و خاک هاي صنعتي وجود دارد که در صنايع نسوز و سراميک سازي ، شيشه ، ريخته گري ، مواد شوينده ، آلياژها و صنعت پزشکي در داخل و خارج کشور کاربرد فراوان دارد .
معادن فولاد و نفت ، همچنين معادن شن و ماسه نرم اين شهرستان در حال بهره برداري است .
پوشش گياهي منطقه فقير از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ريشه بين 10 تا 15 متر درمنه آشينيان و حاشيه مي باشد.
سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتي به ميزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخيز 500 کيلومتر مربع . وسعت شنهاي روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بيابانها 000/420 هکتار مي باشد.
توصيفي ازدرياچه نمك آران و بيدگل
درياچه نمک آران و بيدگل که با نامهاي مختلفي مانند درياچه نمک قم و... معرفي شده است و در اکثر نوشته ها از آن با نام درياچه نمک ياد شده است.
درياچه نمک از شمال به دشت ورامين و از جنوب به شهرستان آران و بيدگل و از مشرق به سياه کوه و از مغرب به استان قم محدود مي شود. طول درياچه 80 کيلومتر و عرض آن حدود 30 کيلومتر است که مساحت آن بالغ بر 2400 کيلومتر مربع مي باشد.
ارتفاع اين درياچه از سطح دريا حدود 800 متر است که به وسيله گسل هايي که در سمت مشرق و مغرب روند شمال غرب- جنوب شرق دارند و در جنوب به وسيله گسلي تقريباً شرقي - غربي محدود است که عامل تشکيل اين درياچه احتمالاً در اثر فرونشستگي و بازي همين گسله ها مي باشد. وسعت و شکل اين درياچه، متناسب با واردات آب و ميزان بارندگي در فصوي مختلف سال فرق دارد. درمواقع بارندگي وسعت آن زياد، ولي در تابستان و پائيز وسعت آن کاهش مي يابد.
به اين ترتيب سطح آب درياچه در نوسان است. در مواقع پرآبي سطح بادرياچه گسترش بيشتري پيدا مي کند و اراضي شوره زار و باتلاقي پيرامون خود را مي پوشاند. در اين حالت با حوض سلطان و حوض مره ارتباط پيدا مي کند. توجه به شكل مزبور و مورفولوژي اطراف ، چنين استنباط مي شود كه درياچه نمك در پليوسن وسعت بيشتري داشته واحتمالاُ گودهاي حوالي ساوه ، ايوانكي ، قم ، كاشان ، آران وبيدگل را احاطه كرده است .
وجود رسوبات تبخيري درزمينهاي اين نواحي ، به ويژه در بيابانهاي جنوب ورامين و شهرستان آران وبيدگل كه به صورت گچ ، نمك استخراج مي شوند ، تاًييدي بر اين ادعا است . آب درياچه نمك چنانكه از اسم آن بر ميآيد در مقايسه با آب دريا درجه شوري بالاتري دارد (100 تا 200 گرم در ليتر كه حدود 50 برابر آب دريا است ).
اين شوري به علت وجود لايه هاي نمك ميوسن زمينهاي اطراف و املاح زيادي است كه به وسيله رودخانه ها وارد آن مي شوند. در فصل تابستان كه واردات آب در آن كم و تبخير زياد است ، آب درياچه غليظ تر ، و قطعات نمك برروي آن شناور مي شوند ، كه از اين پديده طبيعي براي استخراج نمك طعام استفاده مي كنند. رودهاي مهمي كه به اين درياچه وارد مي شوند :
در سمت شمال و مغرب قرار دارند و عبارتند از رود شور ، رود كرج ، جاجرود ، حبله رود و قره سو . در كف درياچه نمك ، رسوبات نمك و گچ همراه با سيلت ، رس و مارن به تناوب وجود دارد كه خود متناسب با بارندگي و خشكسالي ، ضخامت هاي متفاوتي دارند.
اهميت منيزيم ومصارف آن :
منيزيم هشتمين عنصر از نظر فراواني در پوسته ز من است (2.09درصد)و اصولاً پوسته زمين از سيبليكاتهاي سبك مثل سيليكاتهاي آلومينيم ؤ سديم ، پتاسيم ، كلسيم و منيزيم تشكيل شده است . عنصر منيزيم در كانيهاي زيادي ديده مي شود كه در بين آنها مي توان منيزيت Mgco3و بروسيت Mg(OH)2، دولوميت CaMg(Co3)2نام برد.
عنصر منيزيم در آب دريا ودرياچه ها نيز وجود دارد .(كه نسبت به منابع ديگر از نظر فراواني در رده سوم قرار دارد ).
منيزيت سوز آور بيشتر در صنايع ساختماني است . توليد منيزيت خام هم اكنون 16 ميليون تن و توليد منگنزياي نسوز و سوز آور به ترتيب 7 و 0.5 ميليون تن است.
املاح موجود در درياچه نمك :
مهمترين تركيباتي كه در درياچه نمك وجود دارد عبارتند از :كلريد سديم ، سولفات سديم ، كلريد منيزيم ، سولفات منيزيم و .... با توجه به مواد سازنده درياچه و موارد استفاده گوناگون در صنعت مي توان طرح جامعي را براي بهره برداري از درياچه نمك جهت جداسازي نمكها و توليد انبوه سولفات سديم ، كلريد منيزيم ، سولفات منيزيم ، كلريد سديم نسبتاً خالص ارائه كرد . كه بايد كارهاي تحقيقاتي در اين زمينه انجام شود.
البته كارهاي مقدماتي توسط كارشناسان بومي و بعضي گروها انجام شده است كه با توجه به اين نتايج مي توان كارهاي اصولي و تحقيقاتي را در اين زمينه شروع كرد.
مزاياي درياچه نسبت به آب دريا :
1. درجه شوري بسيار بالا (درجه شوري آب دريا در حدود 35 گرم در ليتر و آب درياچه كوير در حدود 200-150 گرم بر ليترمتغيير مي باشد) .
2. در صد منيزيم بالا (در هر تن آب دريا 13 كيلوگرم كلرايد منيزيم وجود دارد كه در آب درياچه اين مقدار در حدود 6 تا 10 برابر متغيير است).
3. وجود نمكهاي به صورت جامد.
4. وجوژد محلول نمكهاي غليظ و اشباع .
5. متغيير بودن تركيبات در حواشي و ميانه درياچه.
6. تفاوت تركيب آب درياچه و نمكهاي جامد آن .
7. مركزيت درياچه از لحاظ جغرافيايي در كشور.
مواد تشکيل دهنده شورابه هاي درياچه نمك
از سري مقالات انديشگان مناطق بياباني و کويري - آران و بيدگل - 5 و 6 ديماه ١٣٨١
مطالعه موردي توليد صنعتي منيزيم ،کلسيم هيپوکلريت از منابع عظيم درياچه نمک . درياچه نمک بعنوان يکي از عظيم ترين معادن سطحي کشور به وسعت تقريبي 3000 کيلومتر مربع ، حدفاصل سه استان ، اصفهان ، قم و تهران قرار دارد.
تاکنون به شيوه هاي سنتي ، تنها از نمک طعات موجود در اين عرصه بسيار گسترده جهت مصارف صنعتي ، مورد استفاده قرار گرفته است. اين در حالي است که به استناد تحقيقات انجام گرفته در خصوص ترکيبات تشکيل دهنده نمکهاي درياچه ، موادي از قبيل سديم کلريد، سديم سولفات ، منيزيم کلريد و منيزيم سولفات از جمله بارزترين و مهمترين ترکيبات تشکيل دهنده اين منبع عظيم خدادادي به شمار مي آيد.
بنابراين باتوجه به اهميت مواد شيميايي نظير منيزيم بويژه در زمينه هاي مختلف صنعتي همچون داروسازي و صنايع فولاد ، تحقيقات گسترده اي در اين خصوص با همکاري شرکت ملي فولاد ايران انجام گرفت ، براساس دستورالعمل هاي تدوين شده در طرح تحقيقاتي ترکيبات شورابه هاي درياچه نمک ، ابتدا در عرصه 3000 کيلومتر مربعي درياچه ، نقاطي جهت نمونه برداري مشخص شد و باتوجه به ابزار و امکانات پيشرفت شرکت ملي فولاد ايران، سکوهاي بتني به فواصل چند کيلومتر از يکديگر در نقاط از پيش تعيين شد ه ، احداث گرديد و همزمان با آن ، عمليات حفاري و نمونه برداري انجام گرفت. نمونه ها را پس از کد گذاري به روش دقيق آناليز دستگاهي و آزمايشگاهي مورد آناليز ترکيبات شيميايي قرار گرفت و ميزان درصد منيزيم در هر نمونه مورد بررسي و تحليل واقع شد.
منيزيم از نظر فراواني هشتتمين عنصر در قشر خارجي زمين به شمار مي آيد و اغلب اين فلز ، بصورت ترکيبهاي محلول در آب درياها و يا بصورت سنگ معدن منيزيم کلريد ، در طبيعت يافت مي شود . ميزان منيزيم استحصالي از آب دريا تنها 2/0 تا 3/0 درصد مي باشد. نتايج حاصل از تحقيقات انجام گرفته پيرامون ترکيبات منيزيم درياچه نمک ، ميز ان منيزيم استحصالي را 35 تا 50 برابر منيزيم آب دريا ( يعني 10 تا 7/14 درصد ) نشان مي دهد.
بنابراين شورابه هاي درياچه نمک يکي ازغني ترين معادن و منابع عظيم توليد منيزيم به شمار مي آيد. علاوه بر اين مزيت استحصالي منيزيم درياچه نمک از لحاظ اقتصادي حتي قابل مقايسه با منيزيم حاصل از آب دريا نمي باشد و از هر 100 کيلوگرم نمک ، 10 تا 14 کيلوگرم منيزيم بدست مي آيد.
گزارش و محاسبات ذيل اهميت ميزان سود دهي سرمايه گذاري اين پروژه عظيم ملي را اثبات مي کند.
به ازاي هر 100 کيلوگرم نمک درياچه 10 تا 14 کيلوگرم Mg ، 20کيلوگرم -Mgo ، 84کيلوگرم - ، ءMgc12 6H20، 58کيلوگرم - Mgc12 6H20افزون بر اين ، مصرف ساليانه هيپو کلريت کلسيم Ca ( clo)2در ايران بالغ بر 000/000/75 کيلوگرم پيش بيني مي شود که تنها مقادير کمي از اين ماده توسط شرکت پتروشيمي ملي ايران توليد مي شود و مابقي آن از ساير کشورهاي جهان جهت مصارف صنعتي وارد مي شود . از جمله موارد کاربرد اين ماده در صنايع نساجي ، رنگرزي، تاسيسات آبرساني ( بعنوان ماده گندزدايي) ، ضدعفوني کننده و سفيد کننده در انواع شوينده ها (پودر لباسشويي) و صنايع کاغذ سازي به مصرف مي رسد. قيمت تقريبي هيپو کلريت حدود 2 دلار است ، از طرفي ماده اوليه اين نيز ، نمک طعام و آهک بوده که منابع عظيم آن در بيابانهاي مرکزي کشور موجود مي باشد بعنوان مثال معادن وسيعي از سنگ آهک در مجاورت درياچه نمک وجود دارد که بايد از اين نعمت خدادادي بهره برداري نمود. بنابراين با مشارکت ملي مي توان از اين دو ذخيره معدني (نمک طعام و آهک) ده ها فرآورده من الجمله سود سوز آور (NaoH) کلر (C12) سديم هيپوکلريت (Naclo) يا آب ژوال ، کلسيم هيپوکلريت (Ca)clo)2)، پر کلرين و... توليد نمود که ارزش افزوده فرآورده هاي حاصله ، صدها برابر ماده اوليه است.
يكي از زيباترين مناظر درياچه نمك وكوير اطراف آن چند ضلعيهاي منظمي است كه در اين مقاله به بررسي نحوه ايجاد آنها ميپردازيم.
برحسب ميزان محمولات محلول و معلق انواع مختلفي ازچاله هاي تدفيني بوجود مي آيند زمانيكه موادمحلول نسبتا فراوان باشند ،برروي گلهاي رسي،قشري سخت تشكيل مي دهند كه گل را از خشك شدن حفظ مي كنند،
عمل خشك شدن كند شده وگاهي باعث تشكيل چندضلعيهاي درقشر سخت نمكين مي شود. به اعتقاد گابريل (١٩٩٨) چهره كويرهاي ايران،سبخاهائي -شوره زار - غني از نمك ميباشد.تبلور نمك بر رس فشار مياورد وانرا متورم ميسازد لذا چينهايي باشعاع زياد وطول موج تقريبي ٤٠٠متربوجودمياورد كه پس از استقراق ،
مجددا در محلهاي مختلف تشكيل ميشود.ورقه هائي ازنمك بابرآمدگيهاي كوچك رسي كه گاهي برفي ازنمك بر روي آن ديده مي شود وگاهي نيز بصورت دانه دانه ميباشد، بطورمتناوب قرار ميگيرند. برآمدگيهاي دانه اي درمعرض بادخوردگي ميباشد ، خشك شدن نيزموجب تشكيل چند ضلعيهايي در رس ميشودكه پوشش نمك را نيز قطع مي كند در اين صورت چهره اي از تكتير تشكيل ميشود.
محققين شوروي نيز از جمله ويژگيهاي بارز چاله هاي تشتكي شور و رسي را بدين صورت ارائه داده اند كه،سطح اين مناطق خشك شده وبصورت شكافهاي در مي آيد،تبخير آب شور مابين شكافهاي چند ضلعيها،منجربه باقي ماندن تجمع نمك مخصوصادرمرزچندضلعيهابه طورمشخص ديده ميشود،كويرهادرنواحي ايراني-توراني توسعه خوبي دارداين نواحي كه معمولا پست ترين نقاط ميباشندنقطه انتهائي حوضه مسيلها را تشكيل ميدهند.لذاتوسعه رژيم بارندگي وسيلابهاي مناطق بالادست(ارتفاعات)تغذيه شده ودرزمستانها،اغلب درزير آب قرار گرفته اند و مقادير نمكهاي محلول بدان واردميشوند،درفصل گرما و تابستان ، فرصت خشك شدن بوجودمي ايدوهمراه با ان ، موجب تشكيل پوسته ها و چند ضلعيها ميگردد ، بنابراين كويرهاازتبخيرآب سطحي نتيجه ميشوند و اغلب درنواحي استقرارميابد كه درمعرض سيلهاي نسبتا عظيم قرار داشته باشند،بعنوان مثال كويردرياچه نمك آران و بیدگل.
نفت در آران و بيدگل
به دنبال انتشار يک بلوک نفتي در منطقه مرکزي ايران، پس از حضور يک حلقه چاه اکتشافي در شهرستان آران وبيدگل در اوايل 1382،فوران نفت از چاه نفت شماره 1 آران نشان داد که پس از 50 سال از آخرين اکتشاف در منطقه مرکزي ايران مي توان در اين منطقه به نفت دست يافت.
نفت اکتشاف شده در آران و بيدگل که شرکت چيني ” ساينوپک شگنلي“ توانست در عمق 4 هزار متري به آن دست يابد با درجه سبکي 40 APL از نوع بسيار مرغوب در جهان است.
سومين چاه اکتشافي نيز از اوايل سال 1383 در منطقه فخره آران و بيدگل آغاز شده است که به نتايج مثبتي براي وجود نفت در اين حوزه دست يافته اند،که شاهد تحولي بزرگ در مناطق مرکزي کشور به ويژه شهرستان آران و بيدگل خواهيم بود.
ماخذ:ARANBIDGOL.IR
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

در مورد لزوم توجه به ارزشهای ملی و دفاع از حقوق کشورمان در عرصههای بینالمللی آنقدر گفته شده که نیازی نیست تکرار کنیم.
همهی حرفهای من و شما درست است! شما آنقدر به دولت و حکومت انتقاد دارید که اگر پایش بیفتد، حاضرید خودتان را جلوی خیابان پاستور اعدام کنید تا همگان بفهمند جمهوری اسلامی چه مخالفان جانبرکف و مخلصی دارد. از سوی دیگر شما آنقدر با دولت و حکومت میانهی خوبی دارید که اگر پایش بیفتد، حاضرید از خیابان پاستور تا محل فرودگاه مهرآباد را گلکاری کنید و از این طریق به دنیا نشان دهید که جمهوری اسلامی چه موافقان اهل دل و باصفایی دارد.
اما فارغ از همهی جهتگیریهای سیاسی ما که گاهی اوقات خودمان هم روی سخنمان را نمیدانیم و از خدا و پیغمبر تا رییس جمهور و وزیر، همه را با هم به آتش جهل مبتلا میکنیم، یک اشتراک بیچون و چرا در بین همگیمان وجود دارد و آن اشتراک هم نه جهتگیری سیاسی میشناسد، نه حزب میشناسد، نه قوم میشناسد و نه تحصیلات و جایگاه اجتماعی.
اگر در هرجای دنیا که قدم میگذاریم، احترام میبینیم و تکریم، به اعتبار سطح فرهنگی است که از خودمان نشان میدهیم و نیز به اعتبار ملیتمان. اگر بتوانیم حساب دولت و حکومت را از ملت و ملیت جدا کنیم، شاهکار کردهایم.
این مقدمهها بماند برای بعد... آنچه که امروز اهمیت دارد، این است که در یک عرصهی بینالمللی دیگر و در جایی که پای آبرو و ارزشهای ما در میان است، به "ایران" و "ایرانی" توهین میشود و اگر به حب و بغض و بیوجدانی مبتلا نباشیم، میدانیم که همگیمان ایرانی هستیم!
سایت اینترنتی یاهو که یکی از سه پورتال بزرگ خدمات اینترنتی با میلیونها و میلیونها کاربر در سراسر دنیاست و بیش از هرچیز، یک پروژهی تبلیغاتی برای اهداف سیا، هالیوود و کاخ سفید محسوب میشود، مدتهاست که سردمدار توهین به ملیت ایرانی و نژاد آریایی شده و ما هم در عین شقاوت و بیاعتنایی دقیقاً مثل "سیب زمینی" ساکت نشستهایم. راستی من همیشه داخل سیبزمینی پوستگرفته شده، رگ میبینم...
روزانه هزاران ایرانی به کمک سرویسهای یاهو ایمیل میزنند، چت میکنند، خرید میکنند، عکس میفرستند، سرچ میکنند و به نوعی کاربر این سایت هستند اما زمانی که قرار است در این سایت ضاله ثبت نام کنند، به نام هر کشوری اعم از عراق و افغانستان و موزامبیک و تانزانیا برخورد میکنند غیر از ایران. نتیجه اینکه مجبور میشوند به خودشان هم دروغ بگویند و هویت خودشان را به دست خودشان جعل کنند.
ما برای اینکه نشان دهیم هیچ احتیاجی به سرویسهای یاهو نداریم و اگر بخواهیم، میتوانیم یکشبه این بنگاه چرکپراکنی بینالمللی را به زمین بزنیم، خیلی محترمانه و در عین رعایت جانب تمدن شهروندی، آنها را مثل سایت کوربیس به ایمیل میبندیم و چون که میدانیم نقطه ضعف از سوی خودشان است و "خودکرده را تدبیر نیست"، با توکل به خدای دوستداشتنی، ایمیل زیر را برایشان میفرستیم و منتظر میمانیم تا هرچه زودتر اقدام کنند.
Dear Sir!
This is a human being emailing you from a historical and holy part of this soiled earth. I am a new to Yahoo! and want to sign up as a new user in order to get advantages and use your services.
As you know, there are some fields and text boxes in the sign up page to be filled with suitable personal information. One of these info fields is a combo box that requires selecting my living country. I spent days and nights searching in this combo box to find the name of my country but wonderfully I didn't prosper! During my search, I found the name of lost islands and occupied states even without a significant flag and national anthem but you have used to list them.
Now I would be thankful if you answer me regarding this national concern in Iran that why the name of our country is not listed there?
As you may now, there are lots of Persian users of Yahoo! all around the world who never succeed to select their real living place on your signup lists and also Farzad Nazem as one of your respected VIPs is Iranian so you know our homeland and civilization very well.
In any case I am waiting to see the name of my country on your sign-up forms that even its great surface area will ease your job to find it out on the world map!
Best regards
آقای عزیز
من یک انسان هستم که از نقطهیی مقدس و تاریخی روی زمین خاکی به شما ایمیل میزنم. من یک کاربر جدید یاهو هستم و میخواهم برای استفاده از خدمات و سرویسهای شما، در سایتتان ثبت نام کنم.
همانطور که میدانید، فیلدها و جعبههای متنی زیادی در صفحهی ثبت نام هست که باید با اطلاعات شخصی مناسب پر شود. یکی از این فیلدها، کمبو باکسی است که میطلبد من نام کشورم را از آن انتخاب کنم. من روزها و شبهای زیادی را برای پیدا کردن نام کشورم در این جعبه گذراندم اما در عین تعجب موفق نشدم! در طول جستوجوی خود، نام جزایر گمشده و سرزمینهای اشغالشدهیی را دیدم که حتی پرچم و سرود ملی هم ندارند اما شما آنها را لیست کردید!
حالا ممنون میشوم اگر به من در مورد این نگرانی ملی بگویید. شاید بدانید که کاربران ایرانی بسیار زیادی در سراسر دنیا از یاهو استفاده میکنند اما هرگز موفق نشدند نام محل واقعی زندگی خود را در لیستهای شما انتخاب کنند و همینطور فرزاد ناظم که یکی از افراد برجستهی شرکت شماست، ایرانی محسوب میشود و از این رو شما حتماً کشور ما را خوب میشناسید.
به هر حال من منتظرم که نام کشورم را در لیست شما ببینم. کشوری که حتی مساحت عظیمش هم کار شما را برای پیدا کردن آن روی نقشه، آسان میسازد.
با بهترین آرزوها
این متن را به همراه امضای خود و حتماً با آدرس ایمیلی غیر از آدرس یاهویتان به ایمیل زیر بفرستید که بعد از کلی گشت و گذار و جستوجو پیدایش کردم و مربوط به امور ثبت نام و کارهای مشابه در یاهو است و شخصی به نام Ava آن را چک میکند.
my-login-support@cc.yahoo-inc.com
دعا کنید، همت کنید و بشتابید تا بتوانیم بعد از به زمین کوبیدن کوربیس، به یاهو هم ثابت کنیم که صرف محبوب و پرآوازه بودن، مجوز کتمان حقیقت و له کردن انسانیت را برایشان صادر نمیکند.
مطمئن باشید پشت صندلی نشستن و مثل آقای نوری زاده و نوری علاء و... فرمان دموکراسی صادر کردن، دنیا را به هیچ کجا نمیرساند و برای ما موفقیت و سربلندی جهانی به ارمغان نمیآورد. اگر هم امروزه جهان پرآشوب و جنگزدهی ما حرفی برای گفتن دارد، از صدقهی سر اهل عمل است. کسانی که "کار" انجام دادند...
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

فرشته آبان نگهبان دریای مازندران باشد
جشن آبانگان خجسته باد
فرشته آبان نگهبان کلیه آبهای روی زمین می باشد. در این جشن آب و باران که دهش های بی مانند هستند از خداوند خواسته می شود.کنار رودها،دریاها و چشمه سارها بویژه از طرف زنان مراسمی برپا می شود و به یکدیگر آب و گلاب می پاشند .
گویند در زمان شاهی فیروز هفت سال در ایران خشکسالی شد پس مردم به دشت و صحرا رفتند و خداوند را ستایش کردند و از او باران بسیار طلبیدند .آنگاه باران بسیار باریدن گرفت و جویها و رودها پر از آب گشت همان گونه که گفته شد پاشیدن آب و گلاب بر یکدیگر از مراسم این جشن است و در اینروز باید برای ایجاد کاهریزها و قنات ها کوشش کرد و مهمترین کوشندگان را ستایش نمود.
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد
|
همانطورکه می دانید ما ه ها در آیین زرتشت 30 روزه اند و هر کدام از این روزها نامی دارند که به قول
یکی از دوستان این نام ها همگی نام های زیبای اهورامزدا ایزد ستاره و آزادی میباشد.
که در ادامه نام این روزها همراه با معنی واژه ها را می اورم:
روز یکم : اورمزد (ساده شده ی اهورامزدا)
روز دوم: بهمن (اندیشه ی نیک)
روز سوم: اردیبهشت (بهترین راستی و پاکی )
روز چهارم: شهریور ( شهریاری نیرومند)
روز پنجم : سپندارمد (فروتنی و مهر پاک)
روز ششم : خورداد ( تن درستی و رسائی)
روز هفتم: امرداد (بی مر گی و جاویدی)
روز هشتم : دی بآذر ( افریدگار )
روز نهم : آذر (آتش )
روز دهم : آبان یا همان اومان ( آب ها یا هنگامه ی آب)
روز یازدهم : خور (آفتاب )
روز دوازدهم : ماه
روز سیزدهم : تیر (ستاره ی باران )
روز چهاردهم : گئوس یا گومان ( جهان)
روز پانزدهم : دی به مهر ( آفریدگار )
روز شانزدهم : مهر (دوستی )
روز هفدهم : سروش ( فرمان برداری )
روز هجدهم : رشن ( دادگری)
روز نوزدهم : فروردین یا فروهر یا فروهر دین (نیروی پیشرفت )
روز بیستم : ورهرام یا همان بهرام (پیروزی )
روز بیست و یکم : رام (شادمانی)
روز بیست و دوم : باد
روز بیست و سوم : دی بدین ( آفریدگار)
روز بیست و چهارم : دین (بینش درونی یا وجدان )
روز بیست و پنجم : ارد یا اشی (خوشبختی و دارایی)
روز بیست وششم: اشتاد (راستی )
روز بیست و هفتم : آسمان
روز بیست وهشتم : زامیاد (زمین)
روز بیست و نهم :مآنتره سپند (گفتار پاک یا نیکو)
روز سی ام : آنارام (فروغ بی پایان )
دوستان عزیز تمامی نام روزها را از تقویم زرتشتی اورده ام
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:28 قبل از ظهر توسط مرتضی--حاج سید محمد
|

توهین نشریه آمریکایی Columbs Dispatich به مردم شریف ایران
آیا ما سزاوار این توهین هستیم؟!
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آیت الله نوری همدانی:
مولوی بینش درستی نسبت به اهل بیت(ع) نداشت و برخی از آثار او از اندیشه های انحرافی سرچشمه گرفته است و کلمه مولا را در روایت من کنت مولاه فهذا علی مولاه به معنای دوست می گیرد.
آیت الله صافی:افرادی که کنگره بزرگداشت مولوی را در ایران برگزار کرده اند و آن حرف ها را بیان نمودند باید از امام زمان (عج) خجالت بکشند
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
www.ghajar.ir
مصطفی قوانلو قاجار در سایت روزنامه نگار نو نگاهی داشته است به علل عقب ماندگی ایرانیان به مناسبت روز جهانی کوروش کبیر و به این موضوع اشاره کرده است که به باور او دو عامل اصلي و پررنگ تر از بقيه در عقب ماندگي ايرانيان وجود دارد. يكي انرژي و ديگري ميراث گذشتگان او همچنین گفته است :مادامي كه ايرانيان وابسته به پول نفت هستند و از اين سرمايه عظيم بهره ميبرند به فكردرآمدزايي نخواهند افتاد. ايران در سالهاي اخير به طور كامل بازار پسته، زعفران و تاحدزيادي بازار فرش را از دست داده است. خلاصه این که در باد اين جملات"ملت ما با فرهنگ و تمدن است"، "هنر نزد ايرانيان است و بس"، كوروش، داريوش و كتبيه حقوق بشر نخوابیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
وضعيت حقوقي دريايچه خزر که به سبب وسعت، با مسامحه دريا ناميده مي شود، از مهمترين مسائل ملي است که دولتهاي مختلف در دهه اخير با آن روبرو بودند و بي ترديد به انجام رساندن آن، برگي است که مي تواند سابقه هر دولتمردي را در تاريخ اين سرزمين به عنوان «قهرمان ملی» و يا متقابلاً «بازنده ملی»، جاويد نمايد.
درباره رژيم حقوقي درياي خزر بسيار گفته اند و نوشته اند، لذا اين نوشتار تنها در پي بازخواني خلاصه و مفيد آنچيزي است که به رشته تحرير در آمده. مباحث در دو قسمت شامل «پيش از فروپاشی شوروی» و «پس از فروپاشی شوروی» تشريح گرديده است.
۲- پيشينه و مختصات خزر:
درياي خزر، بزرگترين درياچه درون خشكي در كره زمين، از شمال به جنوب داراي طول ۱۲۰۴ كيلومتر، ميانگين پهناي۳۲۰ كيلومتر، و محيطي برابر ۶۵۰۰ كيلومتر است. مساحت آن ۳۷۶۰۰۰ كيلومتر مربع و حدود ۲۸ متر پائين تر از سطح آب درياهاي آزاد واقع است. اكثر نقاط آن داراي ارتفاع كم، اما در بخش ايران تا ۱۰۰۰ متر عمق آب درياست.
گرچه اين دريا و يا درياچه را به نام هاي مختلفي خوانده اند، اما آنچه كه محرز است، از گذشته هاي دور مردمان ايران از درياي خزر براي حمل و نقل استفاده ميكردند. همچنين اين دريا، محل ارتزاق ساحل نشينان آن از راه صيد ماهي و استفاده از آبزيان آن بوده است. بجز مدت زمان مابين معاهده تركمانچاي در ۱۸۲۸ تا پيمان دوستي مابين ايران و اتحاد شوروي سوياليستي روسيه در ۱۹۲۱(۱۳۰۰شمسي) كه به نوعي دسترسي به اين دريا براي ايرانيان محدودتر شده بود، حكومت ها و مردمان ايران از درياي خزر بصورت انحصاري و يا مشترك با روسيه تزاري، اتحاد شوروي و فدراسيون روسيه استفاده مينمودند. گرچه برخي از صاحبنظران را عقيده براين است كه اين دريا براي ايرانيان اهميت درخور نداشته است، اما اين نظريه را نمي توان به ساكنان كناره خزر تعميم داد.
تاريخچه خزر، حوادث پر فراز و نشيبی را در خود جای داده است اما در قرون اخير قابل اشاره است آنکه، با ظهور نادر، روسيه با عقد قرارداد ۱۷۳۲ رشت و ۱۷۳۵ گنجه تمام مناطق ايران بجز باكو و دربند كه هم اكنون در جمهوري داغستان روسيه قراردارد را تخليه و به دولت ايران تحويل داد. نادر تا گنجه پيش رفت و روسيه عقب نشيني نمود
از ابتداي قرن نوزدهم، الكساندر امپراتور روسيه برآن شد كه در قفقاز، نفوذ روسيه را مجددا احيا نمايد و براي اين منظور نيروي نظامي به قفقاز گسيل داشت. اين مسئله باعث رويارويي ايران و روسيه گرديد كه پيامد آن دو قرارداد گلستان در ۱۸۱۳ و تركمانچاي در ۱۸۲۸ گرديد. به موجب اين دو قرارداد، ايران كليه سرزمين هاي خود در قفقاز و ماوراي آن از جمله دربند، گرجستان، باكو، گنجه، ايروان، نخجوان و قره باغ را از دست داده و همچنين كشتيراني در درياي خزر نيز محدود گرديد. (منبع: موسسه مطالعات دريای خزر)
۳- مبنای نظام حقوق دريای خزر:
نظام حقوق درياها در عرصه بين المللی تابع كنوانسيون هاي سازمان ملل مربوط به حقوق درياها –كنوانسيون ۱۹۵۸ ژنو و كنوانسيون ۱۹۸۲ ژنو– است، لکن اين دو کنوانسيون موضوع درياهاي محصور در خشكي را، بررسي نكرده است. به عبارت ديگر، نظام حقوقی دريای خزر را نمی توان بر مبنای تعاريف موجود در کنوانسيونهای فعلی حقوق درياها تعريف نمود و مبنای شناسايي رژيم حقوقی بوسيله قراردادها و عهدنامه هاي منعقده بين دو دولت ساحلي آن يعني ايران و شوروي تعيين شده است. اهم اين عهدنامه ها عبارتند از:
الف - عهدنامه ۲۶ فوريه ۱۹۲۱
در ۸ حوت ۱۲۹۹ (۲۶ فوريه ۱۹۲۱)، دولت جديد انقلابي در روسيه كه خود را به نام جمهوري شوروي سوسياليستي روسيه مي خواند با انعقاد عهدنامه اي كليه محدوديت هاي پيش بيني شده در عهدنامه تركمانچاي را ملغي نموده و دو طرف توافق نمودند كه ايران و روسيه در امر كشتيراني در لواي پرچم هاي خود از حقوق برابر بهره مند خواهند شد. در فصل يازدهم اين معاهده آمده است: نظر به اينكه مطابق اصول بيان شده در فصل اول اين عهد نامه، عهدنامه منعقده در دهم فورال مابين ايران و روسيه در تركمانچاي نيز كه فصل هشتم آن حق داشتن بحريه را در بحر خزر از ايران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است، لهذا طرفين معظمين متعاهدين رضايت مي دهند كه از زمان امضاي اين معاهده هر دو بالسويه حق كشتي راني آزاد در زير بيرقهاي خود در بحر خزر را داشته باشند.
فصول پنجم و ششم اين قرارداد كه مربوط به مسئله امكان تهديد رژيم سوسياليستي شوروي توسط روسهاي سفيد بوده از جانب دولت ايران بلاموضوع و كان لم يكن اعلام شده است. دولت ايران پس از انقلاب اسلامي نيز معتقد به بلاموضوع بودن فصول پنجم و ششم عهدنامه ۱۹۲۱ بود ليكن پس از انقلاب اسلامي شوراي انقلاب در ۱۹/۸/۱۳۵۸ صريحاً مسئله كان لم يكن بودن فصول مزبور را تصويب كرد. اين مطلب در مرداد ۱۳۵۹ نيز طي نامه اي توسط وزير خارجه جمهوري اسلامي ايران ضمن نامه اي به دبير كل سازمان ملل اعلام گرديد و به صورت سند زير در سازمان ملل ضبط شده است : NV/۸۰/۶۵, Aug ۲۵, ۱۹۸۰,UN/SA Collection.
به موجب فصل ۱۱ قرارداد ۱۹۲۱ طرفين حق دارند در كليه نقاط درياي مازندران بالسويه به كشتيراني آزاد بپردازد. و هيچگونه محدوديتي براي حركت كشتيهاي طرفين در درياي مازندران وجود ندارد. متن كامل فصل ۱۱ عهدنامه مودت ۱۹۲۱ بين ايران و روسيه (اتحاد شوروي ) مورخ هشتم حوت ۱۲۹۹ شمسي مطابق ۲۶ فوريه ۱۹۲۱ ميلادي به شرح زير است :
فصل سازدهم : نظر به اينكه مطابق اصول بيان شده در فصل هستم اين عهدنامه عهدنامه منعقده در دهم فورال ۱۸۲۸ ما بين ايران و روسيه در تركمنچاي نيز كه فصل هشتم آن حق داشتن بحريه را در بحز خزر ازايران لسلب نموده بود ازدرجه اعتبار ساقط است بهذا طرفين معظمين متعاهدين رضايت مي دهند كه از زمان امضاي اين معاهده هر دو بالسويه حق كشتيراني آزاد در زيزر بيرقهاي خود در بحر خزر داشته باشند.
ب - عهدنامه ۱ اکتبر ۱۹۲۷
موافقتنامه بين ايران واتحاد جماهير شوروي سوسياليستي مورخ اول اكتبر ۱۹۲۷ در خصوص صيد ماهي در ساحل جنوبي درياي خزر به اضافه پروتكلها و ياداشت هاي مبادله شده نيز از جمله اسناد مبادله شده مابين دو كشور است. در پنجم فروردين ۱۳۱۹ (۲۵ مارس ۱۹۴۰) قرارداد بازرگاني و بحرپيمايي بين دولت شاهنشاهي ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي امضا گرديد. در ماده ۱۳ اين موافقت نامه آمده است: طرفين متعاهدين بر طبق اصولي كه در عهد نامه ۲۶ فوريه ۱۹۲۱ بين ايران و جمهوري متحده سوسياليستي شوروي روسيه اعلام گرديده است، موافقت دارند كه در تمام درياي خزر كشتيهايي جز كشتيهاي متعلق به ايران يا اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي نمي توانند وجود داشته باشند. نامه هاي متبادل مابين وزير امور خارجه ايران و نمايندگان شوروي در باره چگونگي استفاده كشتيها از بنادر درياي خزر، در پس از قرارداد ۱۹۴۰ شامل اين نكته است كه “نظر به اينكه درياي خزر كه طرفين متعاهدين آن را درياي ايران و شوروي مي دانند…..”
۳- عهد نامه ۲۵ مارس ۱۹۴۰
در عهدنامه مورخ ۲۵ مارس ۱۹۴۰ ايران –شوروي؛ طرفين معاهده اين دريا را «درياي ايران و شوروي» توصيف و بر «اهميت خاص» آن براي هردوطرف تأكيد كرده اند. در اين اسناد، تفاهم بسيار روشن طرفين درخصوص دو اصل مهم تثبيت گرديدهاست:
o اول اصل تساوي دوطرف در دسترسي به دريا و استفاده از آن،
o دوم اصل بسته بودن دريا به روي بيگانگان يعني كشورهايي كه در ساحل اين دريا قرارندارند.
اصل تساوي حقوق دوطرف نسبت به سرتاسر بحرخزر پيشتر هم به موجب معاهده مورخ ۲۶ فوريه ۱۹۲۱ به رسميت شناخته شده بود. آنچه در عهدنامه ۱۹۴۰ تازگي دارد توافق در ايجاد يك منطقه انحصاري صيد ماهي براي هريك از طرفين است كه پهناي آن تا ده مايل از ساحل امتداد پيدا ميكند. به حسب مقررات اين عهدنامه، طرفين از تجاوز نسبت به منطقه انحصاري يكديگر ممنوع ميباشند؛ ولي تساوي حقوق آنها در وراي منطقه انحصاري مزبور بر همان اساس سابق باقي ماندهاست. درواقع تخصيص اين منطقه انحصاري جهت صيد و محدودكردن آن به عرض ده مايل از ساحل شاهد ديگري است بر تفاهم طرفين درخصوص اصل تساوي حقوق آنها در سرتاسر دريا كه مبناي هردو معاهده ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ به شمار ميآيد.
۴- حاکميت مشاع
سرانجام، نظام حقوقی دريای خزر بر مبنای معاهدات فوق الذکر، «حاکميت مشاع» بود، به اين معنا که بجز منطقه انحصاری مشخص شده برای هريک از طرفين، در ساير مناطق حق بهره برداری از تمام دريا برای طرفين محفوظ است.
بنابراين هرچند تمسك به معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ و مشترك دانستن اين دريا مابين كشورهاي ساحلي منافع اقتصادي ايران در درياي خزر را بيشتر تامين می نمايد، اما بايد توجه داشت كه مبتكر اين دو معاهده نيز شوروي بود و آزادي كامل كشتيراني بدون تفكيك ميان كشتي هاي نظامي و غير نظامي منافع امنيتي وسيعي براي شوروي و تهديدات عمده اي براي ايران داشته است. اين روش تنها از آن رو داراي حسن است كه ورود كشتي هاي كشورهاي ثالث و استفاده از اتباع كشورهاي بيگانه را ممنوع ساخته است.
در تعميم همان وضعيت حاکميت مشاع، امروزه نيز نظام حقوقي موجود كاندومينيوم يا حاكميت مشترك، به منظور استفاده مشترك از درياي خزر و منابع طبيعي آن توسط همه كشورهاي ساحلي مطرح است. كاندومينيوم درمفهوم عام آن يك نوع اشتراك و اتحاد بين كشورها در رابطه با يك پهنه سرزميني ميباشد. دو شرط كلي رژيم كاندومينيوم در حقوق بين الملل عبارتند از: اول، برابري حقوق كشورهاي ذي نفع در يك پهنه سرزميني واحد (خاكي و يا آبي) و دوم توافق صريح آن كشورها در ايجاد اين رژيم.
لکن با فروپاشی جماهیر شوروی، تحولاتی در رژيم حقوقی دريای خزر پديدار گشت که به تفصيل در قسمت دوم همين يادداشت بيان خواهد شد.
منبع:حسام ايپکچی
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:2 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
مراسم گراميداشت روز جهاني کوروش (Cyrus Day) در پاسارگاد برگزار شد.
در اين مراسم كه از نخستين ساعات صبح آغاز شده و تا عصر ادامه داشت گروه هاي مختلف دوستداران ايران با حضور در مجموعه پاسارگاد و گذاشتن تاج گل بر مزار بنيانگذار سلسله هخامنشي و پدر حقوق بشر به وي اداي احترام مي كردند.
طي ساعات برگزاري مراسم گروه هاي مختلفي از جوانان و سازمان هاي مردم نهاد شهر هاي گوناگون كشور در اين مكان حاضر شدند و هر كدام به سبكي نسبت به كوروش اداي احترام كردند.
یکی از سخنرانان این آیین در مقابل آرامگاه كوروش خواستار اعلام اين روز به عنوان روز ملي تاريخي ايران شد و گفت:کورش، ما شرمنده توايم که با خيانت و کاهلی کشور را بارها در طول تاريخ به دست بيگانه انديشان و بيگانه دلان بی فرهنگ و بی هويت سپرديم تا فرهنگ و هويت والای ما به نابودی کشانند.
کوروش زعیم افزود:ولی کورش!خفّت به پايان خواهد رسيد. ما دوباره سرزمين تو را گهواره انديشه و دانش و فن خواهيم کرد تا بار ديگر آفتاب خِرَد ايرانی بر سراسر جهان تابان گردد.
ما در اينجا گرد آمده ايم تا اين روز را روز ملی تاريخ ايران اعلام کنيم. روز تاريخ ايران که در آن روز، کورش، نماينده هويت ايرانی، فرهنگ و خرد جاويدان ايرانی را برای همه جهانيان نهادينه کرد. روزی که نخستين اعلاميه جهانی حقوق بشر، ۲۰۰۰ سال پيش از مگنا کارتای انگلستان و ۲۳۰۰ سال پيش از اعلاميه حقوق بشر فرانسه و ۲۵۰۰ سال پيش از اعلاميه جهانی حقوق بشر سازمان ملل، صادر شد و جهانيان را به آزادی و برابری و نيکبختی اميدوار کرد.
وي افزود:کورش مردمسالاری را به ما آموخت و ما مردمسالاری را بر ايران زمين حکمفرما خواهيم کرد.کورش نخستين اعلاميه جهانی حقوق بشر را صادر کرد و برادری و برابری را به ما آموخت، و ما اين اعلاميه را در جهان نهادينه خواهيم کرد.
گفتني است اين سخنان مورد استقبال شديد حاضران در پاسارگاد به ويژه جوانان قرار گرفت.
نكته قابل توجه ديگر حضور گروه هايي از اقليت هاي ديني كشور به ويژه يهوديان كه خود را آزاد كرده كوروش مي دانند و زرتشتيان در اين مكان بود كه هر كدام طي مراسمي آييني به ابراز شادي نسبت به فرارسيدن اين روز پرداخته بودند.
مديران سازمان ميراث فرهنگي ،صنايع دستي وگردشگري به منظور گرامي داشت اين روز بازديد از مجموعه پاسارگاد و تخت جمشيد (پارسه) را برای عموم رايگان اعلام كرده و وعده برگزاري برنامه هاي ويژه به مناسبت اين روز را در سال آينده داده اند.
لازم به ذكر است بيست و نهم اكتبر برابر با هفتم آبان سال هاست كه به عنوان روز جهاني كوروش (Cyrus Day) از سوي ایرانیان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع گرامي مي داشته مي شود و در نقاط گوناگون جهان به همين مناسبت برنامه هايي برگزار مي شود.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . همچنين 2544 سال پيش در همين روز اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
چند روز پيش دكتر احمدي نژاد نيويورك را منفجر كرد! اين انفجار با سر و صداي فوق العاده اي همراه بود اما برخلاف انفجارهاي ديگر، صداي آن مهيب نبود. اين انفجار همه چيز را زير و رو كرد، بي آن كه خانه اي يا ساختماني را ويران كند و جاني را بستاند. انفجار عظيمي بود، اما در آن از بمب هاي چند تني موسوم به مادر بمب ها- نوع آمريكايي- و پدر بمب ها- نوع روسي آن- و هيچ ماده منفجره ديگري استفاده نشده بود. اصلا اين انفجار از نوع انفجارهايي كه يك مشت بي پدر و مادر در گوشه و كنار جهان ايجاد مي كنند و جماعتي از مردم بي پناه و مظلوم را به خاك و خون مي كشند نبود. احمدي نژاد اگرچه دل پري داشت، اما دست خالي به نيويورك رفته بود، صداي انفجاري كه او پديد آورد، در سراسر دنيا شنيده شد...» اشاره به بخش فوق از يادداشت مورد اشاره به وضوح نشان مي دهد كه كيهان نيز مانند تمامي مردم ايران و ساير ملت هاي مسلمان، حضور اخير رئيس جمهور محترم كشورمان در نيويورك و مواضع اعلام شده ايشان را حركتي حماسي و افتخارآفرين مي داند، بنابراين آنچه درپي خواهد آمد نمي تواند به مفهوم ناديده گرفتن اهميت و يا كاستن از عظمت آن حماسه تلقي شود، بلكه سخني دوستانه با برخي اطرافيان رياست محترم جمهوري است. اخيراً مركز پژوهش و اسناد رياست جمهوري- نشر جمهور- كتابي با عنوان «تجلي هويت ايراني در نيويورك» منتشر كرده است كه به شرح اظهارات، مواضع و حواشي حضور اخير ايشان در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل متحد اختصاص دارد. در مقدمه اين كتاب از حضور حماسي آقاي احمدي نژاد در نيويورك با عنوان «فتح الفتوح»! ياد شده و آمده است «از حيث آثار، شايد بتوان گفت اين فتح الفتوح به مراتب فراتر از ابعاد نبرد فيزيكي ايرانيان در فتح فاو بود. در كلمبيا وضع به گونه اي ديگر بود. در فاو راهكارهاي علوم طبيعي و علوم نظامي غلبه داشت اما در اينجا علوم انساني و پيچيدگي هاي غيرقابل پيش بيني حكم مي راند. نخبگان ايراني فتح فاو، براي مسخر كردن زمين در عمليات آبي- خاكي والفجر 8، علاوه بر كاربست اصول پيش دستانه غافلگيري به اندازه گيري جريان جزر و مد آب تا 04 سال قبل مبادرت كردند، اما در كلمبيا رفتارهاي ميزبان هرگز قابل پيش بيني نبود، حتي اگر خود ايشان از ميهمان دعوت هم كرده باشند...
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
«خداوند در امور سياسي هيچ کس را قيم بر مردم قرار نداده است واطاعت مطلق مردم منحصر به ذات باري تعالي، نبي مكرم اسلام و ائمه معصومين (عليهم السلام) است که داراي پشتوانه عصمت هستند.»
آيت الله صانعي در ديدار اعضاء شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ضمن بيان مطلب فوق فرمودند: «بايد تلاش کنيم به همه بفهمانيم که خدا کسي را در امور سياسي قيّم بر مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاكم بر سرنوشت خويش قرار داد است و تنها نبي مكرّم اسلام و ائمه معصومين (عليهم السلام) هستند که هرچه فرمودند ما بايد بدون سؤال و جواب قبول کنيم چون آنجا پشتوانه عصمت وجود دارد مضافاً به اينکه قطع نظر از عصمت اسلام در بيان امور اجتماعي و سياسي هم قانون دارد « وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى ».

همچنين با اشاره به بحث اطاعت از اولو الامر و شمول خطاب اولو الامر فرمودند: «زماني در مجلس دوم عنوان شد که اولو الامر علماء و يا امام امت (سلام الله عليه) را نيز شامل مي شود؟ كه امام بلافاصله پيغام دادند آيات و رواياتي كه در اين خصوص وارد شده است مخصوص به معصومين (عليهم السلام) است و فقها و علماي بزرگ اسلام هم در آنها شركت ندارند، چه رسد به مثل اينجانب».
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در مقدمه این کتاب که به سخنرانی های رئیس جمهور در آمریکا اختصاص دارد، از این سفر به عنوان فتح الفتوحی یاد شده است که فراتر از حماسه رزمندگان اسلام در فاو می باشد. انتشار این کتاب، انتقادات فراوانی را در پی داشته است.
متن کامل کتاب «تجلی هویت ایرانی در نیویورک» در پایگاه اینترنتی ریاست جمهوری قرار گرفت .
به گزارش « فردا »، متن کامل کتاب «تجلی هویت ایرانی در نیویورک» جهت استفاده علاقه مندان در پایگاه اینترنتی ریاست جمهوری قرار گرفت .
انتشار این کتاب، به ویژه مقدمه آن که سفر رئیس جمهور به آمریکا را فتح الفتوحی فراتر از فتح فاو ارزیابی کرده است، انتقادات فراوانی را در پی داشت.
برای دریافت فایل PDF این کتاب بر روی لینک زیر کلیک نمایید.
متن کامل کتاب «تجلی هویت ایرانی در نیویورک»
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آنچه که برایم جالبتر است ، آن است که در کنگره مولانا و درباره مولانا ، " احمدی نژاد " ، " حداد عادل " و " صفار هرندی " سخن می گویند اما اجازه داده نمی شود تا مقاله ی مولوی شناس برجسته دنیا ،دکتر " عبدالکریم سروش "، خوانده شود . حقیقتا تنگ نظری تا چه اندازه ... ؟ تصور می کنم بی شک اگر مولانا نیز خود در زمان ما می زیست ، مطمئناً او را هم به کنگره ی بزرگداشتش راه نمی دادند حتماً و قطعاً برنامه های امنیتی و حفاظتی اطراف کنگره آنقدر شدید است که احنمالاً حتی خود مولانا را هم به کنگره ی خودش راه ندهند ! اینجاست که باید خدا را شکر کرد که مولانا همان هشتصد سال قبل دق کرد و مرد
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

حزبالله در تيتر نخست خود با عنوان انتقاد شديد آيت الله صافي از برگزاري كنگره مولوي نوشت: آيتالله العظمي صافي گلپايگاني برگزاري مراسم بزرگداشت مولوي در تهران و ديگر شهرهاي كشور را محكوم كرد و گفت: افرادي كه كنگره بزرگداشت مولوي را در ايران برگزار كردهاند و آن حرفها را بيان نمودند بايد از امام زمان (عج) خجالت بكشند. بنده به شدت كنگره مولوي را محكوم كرده و مخالف برگزاري آن بودم... پولهايي كه در اين مراسم هزينه شد بايد در مراسمهاي تبيين شخصيتهاي علمي و ديني هزينه ميشد.
اين روزنامه در سرمقاله خود نيز نوشته است: اصل برگزاري اين بزرگداشت، نه يك اقدام فرهنگي فعال كه صرفا يك واكنش به فعاليتهاي تركيه براي مصادره مولاناست و از سوي ديگر نحوه برگزاري كنگره و اجزاي آن، نشانههاي واضحي از اين انفعال را با خود دارد.
ديگر آنكه معرفي مولانا به عنوان عارف اسلامشناس براي پيروان ديني كه حضرات معصومين عليهمالسلام را از خود دارد، اقدامي قابل تامل است. مولانا گذشته از جايگاه ادبي و فرهنگي خود چه نمونهاي از دين را به مخاطب جهاني خود معرفي كرده است؟ جدا گرايش آدمهاي مختلف دنيا با رويكردهاي مختلف به او، از سر چيست؟ و فكر ميكنيد نامگذاري يك سال به نام و توسط يونسكو با چه انگيزهاي صورت گفته است؟
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

استفتاء از آيتالله ميرزا محمدحسن شيرازي درباره استعمال تنباكو و يا رفع امتياز، همراه با پاسخ نامبرده در حاشيه نامه مبني بر حرام بودن آن به هر شكل و عدم منع آن در صورت لغو امتياز، و تأييد حكم توسط شيخ فضلالله نوري
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

واقعاً جای تبریک دارد به همه مسئولان محترم . 10 برابر شدن میزان افسردگی آن هم طی مدت چند سال ، یعنی فاجعه.
جالب است بدانید که این خبر با همین تیتر در صفحه اول خبرگزاری ایسنا قرار داشت ولی بعد از چند ساعت تیتر آن عوض شد ( تیتر جدید را در لینک مطلب بخوانید) و خیلی سریعتر از حد معمول از صفحه اول حذف شد! احتمالاً پنهان کاری می تواند میزان جوانان افسرده کشور را کاهش دهد ! همانطوریکه پنهان کاری باعث شده که در معرض خطر اپیدمی ایدز در کشور قرار نگیریم !
افسردگي در جوانان طي چند سال اخير 10 برابر شده است خبر ایسنا
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 6:47 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 4:48 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

ايران به دليل همسايگی با منبع ترياك خام، يعنی افغانستان رتبه اول را در مصرف ترياك در دنيا بدست آورده است. اما از نظر شمار معتادان و جنس اعتياد، در وضع بدی قرار نداريم. آمار دقيق معتادان الكلی ايران هنوز جمعآوری نشده است، درحاليکه اعتياد به الكل نيز بايد حتما در ارزيابی وضعيت اعتياد ايران لحاظ شود.
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 4:20 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
استعفاي آقاي علي لاريجاني را ظاهراً بايد در راستاي برخي اختلاف ديدگاه ها با رئيس جمهور ارزيابي کرد. البته ممکن است عده يي، فعال شدن مجدد آقاي روحاني در عرصه سياست خارجي را به اين استعفا ارتباط دهند اما در پاسخ به اين عده بايد گفت که آقاي لاريجاني در هيچ مصاحبه رسمي نسبت به اين امر اعتراضي نداشته و اين شخص رئيس جمهور بود که به آقاي روحاني - البته به طور غيرمستقيم - هشدار داد.
در عين حال بايد بيشتر از هر احتمالي، اين استعفا را با پرونده هسته يي و پيام اخيري که آقاي پوتين حامل آن بوده اند نسبت داد. البته اختلافات بروز کرده در خصوص آنچه از قول لاريجاني به عنوان «پيشنهادات تحت بررسي پوتين» مطرح شد نيز ابهاماتي را برانگيخته است. چرا که اين امر از سوي معاون سخنگوي پوتين نيز تاييد اما از سوي رئيس جمهور ايران تکذيب شد. بايد توجه داشت که بيانيه پاياني کنفرانس تهران در زمينه خزر نيز هيچ دستاورد جديدي را به همراه نداشته و تمامي موضوعات به آينده ارجاع شده است. اما در صورتي که برگزاري آن در مقطع کنوني تنها به دليل حضور پوتين توجيه شود بايد به دنبال انگيزه هاي ديگري در مورد آن بود. پيش از سفر پوتين به تهران، وي با نيکلا سارکوزي رئيس جمهور فرانسه و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان به عنوان دو عضو اروپايي 1«5 ديدار و گفت وگو داشت. اما از آن مهمتر سفر همزمان رايس و گيتس وزراي خارجه و دفاع ايالات متحده به روسيه و مذاکرات آنان با پوتين را بايد مد نظر قرار داد. با توجه به اطلاعاتي که از منابع مختلف در اختيار خبرگزاري هاي رسمي قرار گرفته و افزايش موج فشار امريکا بر ايران در موضوعات مختلف به نظر مي رسد پوتين حامل نظرات غرب عليه ايران بوده است. آقاي لاريجاني نيز با اطلاع از اين مساله و نگراني از روند موجود و تشديد اين روند ميان ايران و ايالات متحده در خصوص ادامه فعاليت خود تصميم گيري کرده است. از سوي ديگر بايد به نکته يي ديگر نيز اشاره کنم. در طول سال هاي پس از انقلاب در تمامي مقاطع شاهد حضور افرادي در سمت هاي مختلف بوده ايم که در ابتدا با تجربيات کم پا به عرصه مسووليت گذارده اما در فرآيند عمل با حقايق و واقعيت هاي جامعه بين الملل آشنا مي شوند.
آنان پس از مدتي انديشه سياسي خود را اصلاح کرده و درمي يابند که براي بقا در دنياي پرتلاطم کنوني به درايت و ذکاوت بسياري احتياج است. آقاي روحاني نيز در ابتداي دوران مسووليت خود در شوراي عالي امنيت ملي همين شرايط را داشته اما به تدريج به ثبات لازم دست يافت. اين درست وضعيتي است که آقاي لاريجاني نيز با آن مواجه بود. برادران لاريجاني (جواد و علي) اگرچه ممکن است مطالعات ديپلماتيک زيادي نداشته باشند، اما پس از مطالعه پرونده هاي بسيار و دسترسي به اطلاعات و دارا بودن ضريب هوشي بالا اکنون دريافته اند که شرايط جامعه جهاني چه ضرورت هايي را در موضع گيري ها ايجاب مي کند. اگرچه نسبت به برخي سياست هاي در پيش گرفته شده از سوي لاريجاني انتقاداتي وجود داشته و از نظر مشي سياسي نيز اختلافاتي با وي داريم، اما اعتقاد کامل دارم که وي به سرنوشت کشور و امنيت ملي ايران علاقه زيادي دارد. اينچنين است که وي نمي تواند پيامدهاي برخي رفتارها و موضع گيري هاي نادرست را ناديده بگيرد.
استعفا در شرايط موجود پاسخي روشن به اين مساله است که با روش موجود امکان تشديد وضع موجود دور از انتظار نيست.
نويسنده : ابراهيم يزدى
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط
|
این روزها که بازار جعل عنوان "خلیج فارس" گرم شده یکی از شرکتهای داخلی تولید سیمان که در امر صادرات این کالای ساختمانی به کشورهای منطقه فعالیت دارد و 15 درصد سهام آن متعلق به سازمان مناطق آزاد و ما بقی درصد سهام آن متعلق به یک گروه سرمایه گذار اماراتی است ، اقدام به درج نام مجعول "خلیج متحده عربی" روی پاکت محصولات خود کرده است!
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط
|
سر اين مجسمه ايراني که به سده پنجم قبل از ميلاد يعني دوره هخامنشيان تعلق دارد، يک ميليون و دويست هزار دلار فروخته شد. خريدار ناشناس اين اثر مدعي شده است آن را به يک مرکز فرهنگي اروپايي اهدا مي کند.
سر سرباز هخامنشي ديروز در حراجي كريستيز به قيمت 580 هزار و 500 پوند فروخته شد كه خريدار آن ادعا كرده است اين شيء تاريخي را به يك مركز اروپايي كه تاريخ و فرهنگ ايران را اشاعه ميدهد، اهدا ميكند.
بنابر اين گزارش، سنگ برجسته سر سرباز هخامنشي همزمان با كشف مجموعه تخت جمشيد ، به دست سارق يا سارقان به سرقت رفت و تا 20 آوريل 2005 ميلادي هيچ اطلاعي از سرنوشت آن در دسترس نبود.
دوستداران ميراث فرهنگي همواره به دنبال يافتن اثري از اين سنگ برجسته بودند تا سرانجام در تاريخ مذكور با انتشار خبر حراج اين قطعه سنگ به دست مؤسسه كريستيز لندن، مكان نگهداري قطعه سنگ به سرقت رفته مشخص ميشود.
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
يادمان باشد كه قبل از انقلاب ادعا میكرديم اگر دو ساعت تلويزيون در اختيار ما قرار گيرد، كشور صد در صد اسلامی میشود. امروز در حالی كه نزديك به بيست شبكه رادیو تلويزيونی را اداره میكنيم، شاهد چه وضعيتی هستيم؟ چرا پس میرويم؟ مشكل كجاست؟ چرا مؤتلفه و ديگر دلسوزان اسلام و ايران و جمهوری اسلامی به بحث همهجانبه و عميق در اين موارد نمیپردازند؟
قرار بود با فساد و مافيای اقتصادی مقابله شود، رتبه كشور در زمينه فساد اقتصادی در زمان آقای احمدی نژاد 12 مرتبه سقوط كرد! به رتبه كشورهای مختلف در مورد شاخص فساد در سال 1385 توجه كنيد: قطر 32، امارات متحده عربي34، بحرين 46،عمان 52،اردن 53،كويت 60، عربستان سعودي79، لبنان 99، ليبی 131 و ايران 131. فساد در ايران كنونی بيش از چهار برابر امارات عربی متحده است!
قرار بود دولت مشكلات جوانان را در اسرع وقت حل كند. پس از دو سال، وزير كشور نتيجه تحقيقات خود را چنين اعلام كرد: صيغه يگانه راه حل مشكل جوانان است!
قرار بود با يكپارچه شدن حكومت و تمركز قوا، فرهنگ اسلامی شكوفا شود و جوانان فوج فوج به دين خدا بگروند. سخن آقای خوشچهره نماينده اصولگرا مرا بینياز از ارائه برهان میكند آنجا كه گفت نگران است عملكرد دولت نهم، كل جامعه را سكولار كند!؟
از گرانی، تورم و ركود چيزی نمیگويم كه قرار بود يك رقمی شود و به سمت صفر ميل پيدا كن، آنهم در شرايطی كه در دو سال گذشته 120 ميليارد دلار درآمد ارزی داشتيم كه در تاريخ ايران بیسابقه است. امروز گرانی، صدای جامعه روحانيت مبارز تهران را نيز درآورده است. جالبتر آنكه مقامات دولتی يكی پس از ديگری اعتراف میكنند اقدامهای غير كارشناسانه دولت نهم در افزايش نقدينگی و در نتيجه بالا رفتن تورم و گرانی نقش اصلی داشته است.
قرار بود كسانی كه از بانكهای دولتی وامهای كلان گرفته و تسويه نكردها ند، چنانچه پس از 2 هفته ديون خود را نپردازند، توسط آقای احمدینژاد افشا شوند. امروز مطالبات معوقه بانكها، به گزارش منابع مستقل اقتصادی از مرز 25000 ميليارد تومان هم گذشته است اگر چه بانك مركزی اين رقم را 12000 ميليارد تومان و ديوان محاسبات آن را 17000 ميليارد تومان اعلام میكند كه باز هم از مرز بحران بانكی بسيار بالاتر است.
در حقيقت برخلاف آنچه آقای مصباح ادعا میكند علت اصلی انحراف جوانان در ايران فيلمها، رمانها، اينترنت و CD ها نيستند، چرا كه در اين صورت در تركيه كه آزادیهای مدنی به طور نسبتاً كامل وجود دارد، اكثر قريب به اتفاق جوانان بايد منحرف شده باشند و اعتياد و افسردگی ميان آنان بيداد كند و از هنجارها و شعائر اسلامی نيز نبايد اثری ديده شود. حال آنكه با وجود شبكههای مختلف ماهوارهای و اينترنت و مطبوعات كاملاً آزاد در تركيه، كه بعضاً بسيار مبتذل هستند، در مجموع شاهد نشاط جوانان و نيز رشد هنجارهای اسلامی ميان آنان هستيم.
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

پس از قريب 30 سال از آن انقلاب پر اميد و آرمانهای والا متأسفانه نبايد نگرانی عميق خود را از قلب مفاهيم مقدس آن انقلاب پنهان داريم و نگوييم كه شاهد فروكاستن «عدالت» اين نياز هميشگی و اوليه همه انسانها به مصاديقی بسيار جزيی و گاه طنز آميز و «آزادی » به ابزاری برای تأمين مصارف تبليغات خارجی شدهايم، كه اگر اين جفاها در حق آن آرمانها و مفاهيم را خوب بازشكافی كنيم چيزی جز ظلم در حق دين و مليت و انقلاب نيست.
امروز در شرايطی هستيم كه از نظر يكدستی جريان حاكم بر تمامی امور كشور در تاريخ جمهوری اسلامی بینظير است. حتی افراد و گروههای همسو و خودیهای جريان غالب نيز درجهبندی شدهاند و ميزان نزديكی آنها به قدرت بر اساس ميزان حل آنها در اين كانون انحصار تنظيم شده است
اگر فكری برای اين بحرانها نشود، شاهد سوختن خشك و تر، اصلاحطلب و محافظهكار، راست و چپ، اسلام گرا و ملی گرا، مذهبی و سكولار و نخبه و عامه خواهيم بود. روند اوضاع كنونی كشور به وضوح نشان میدهد كه روشهای سياسی غير دموكراتيك فارغ از اينكه از چه انديشهای پيروی كند و به چه جناحی وابسته باشد، گرهی از مشكلات روز افزون جامعه باز نمیكند و تنها قفلی بر قفل ها اضافه میكند. مشی غيردموكراتيك نمیتواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد، حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قيمت اعجاب آور بيش از 80 يا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بينشها و منشهای غيردموكراتيك حاصل نمیشود. حتی اگر سطوح مختلف سياسی و اجرايی را از هر نيروی دگر انديش پاكسازی كند و به ضرب تبليغات پر سر و صدا و هماهنگی همه نيروهای عمل كننده بخواهد وضعيت ملی و بينالمللی كشور را چون بهشت برين ترسيم كند.
حتی اگر کشور به مدرنترين امكانات دفاع هم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی كشور نيز چشمپوشی كند، حاكميت غير دموكراتيك نمیتواند صلح و امنيت بينالمللی كشور را تأمين كند.
از دل راديكاليسم و تنگ نظری در عرصه بينالملل به جای ابتكار عمل انفعال بوجود میآيد و به جای استفاده از فرصتهای جديد بينالمللی، فرصت سوزی شكل میگيرد.
آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی اين اضمحلال را نشان می دهد. عليرغم هزينه و تزريق حدود 120 ميليارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد كشور و بهرهمندی از سرمايهگذاریهای پيشين، نرخ رشد اقتصادی كشور در اين دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است كه در مقايسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم يعنی 5.55 درصد، كاهش نشان میدهد و اين در حالی است كه درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 ميليارد دلار بوده است.
شاخص نسبت سرمايهگذاری به توليد در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سالهای اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهرهمندی كشور از اين درآمد افسانهای و هزينه آن، اقتصاد ايران همچنان از معضل كمبود سرمايهگذاری در پاسخگويی به نياز اشتغال و انباشت سه ميليون نفر بيكار و افزايش فقر رنج میبرد.
افزايش نقدينگی صد درصدی ظرف 2 سال در حاليكه جناح حاكم با تكيه بر سياست تثبيت قيمتها از هنگام در اختيار گرفتن مجلس هفتم مدعی كنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از يك دوره كوتاه سير نزولی مجدداً در سال 1386 با افزايش مواجه كرده و تا پايان شهريور ماه طبق گزارش بانك مركزی به 15.8 درصد رسيده است و پيشبينی میشود تا پايان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزينه مسكن كه در سبد هزينه خانوارهای ايرانی بيشترين سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزايش داشته، بگونهای كه خانهدار شدن برای زوجهای جوان به آرزويی دست نيافتنی بدل شده است.
ترديدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غير مشروع بودن رژيم صهيونيستی نيست. اما برای ما ترديدی هم نيست كه حفظ منافع ملت ايران بر هر اقدام ديگری ارجح است. ما مجاز نيستيم به خاطر آرمانهای سياسی خود به كاری دست بزنيم كه حال و آينده ملت ايران را به تاريكی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستيم، بايد به فكر نقش و سهم ملت ايران در چنين جهانی باشيم و كشور ايران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهيم تا به عنوان كشوری مستقل، آزاد، آباد، دموكراتيك و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسانها و ملت های آزادیخواه و عدالت طلب قرار گيرد.
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|

درست 7 سال پیش 4 /8/1379---دره شهر استان ایلام یادش بخیر
دلم برای دره شهر تنگ شده
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

نزديك به دو قرن از انعقاد دو قرارداد ننگين "گلستان" و "تركمانچای" میگذرد. در اين مدت هيچ دولتی (قاجار، مشروطهخواهان، پهلوی و جمهوری اسلامی) خواهان الحاق مجدد سرزمينهای از دست رفته طبق دو قرارداد مذكور نشده است. علت روشن است، طرح چنين تقاضايی به معنای آغاز جنگی بوده است كه نه تنها گرجستان و قفقاز و ... را به ايران برنمیگرداند، بلكه احتمال داده میشد قسمت ديگری از خاك ايران از آن جدا شود. عقلانی آن است هر ملت مطابق با شرايط داخلی و واقعيات بينالمللی تصميم بگيرد و رفتار كند. عقلانيتی كه فتحعلی شاه و درباره قاجار پيش از جنگ دوم با روسيه كه به تركمانچای ختم شد از آن بیبهره بودند. آنان به ضعف مفرط و عقب ماندگی آشكار ايران از يك سو و قدرت نظامی برتر تزارها در ابتدای قرن نوزدهم توجه نداشتند و به جای تلاش برای پيشرفت ايران، همپا با تحولات منطقهای و جهانی، به رمل و اسطرلاب چشم دوختند و در دريای تملق و چاپلوسی اطرافيان مدهوش شدند و غيرت ايمانی مردم را برای پيروزی بر خصم كافر و آزادسازی شهرهای از دست رفته اسلام كافی دانستند.
اگر بعد از شكست اول ايران در جنگهای سيزده ساله با روسيه و از دست دادن تعدادی از شهرهای كشورمان در قرارداد گلستان، شاه و دربار قاجار به جای تحريك عواطف مردم برای آغاز دوباره جنگ، به نوسازی كشور، از جمله ارتش و ايجاد صنايع نظامی میپرداختند، كاری كه سه دهه بعد اميركبير آغاز كرد، و سپس با اقتدار كافی از مرزهای خود حراست میكردند، آيا تركمان چای به ايران تحميل میشد؟ آيا ايرانيان نمیتوانستند با توسعه اقتصادی و سياسی و نظامی ميهن خويش، خسارات عهدنامه گلستان را نيز جبران كنند؟ با كمال تاسف بیتوجهی به واقعيات و روند تحولات، از جمله اوضاع بد كشور و موقعيت برتر روسيه چنان ضربهای به كشور وارد كرد كه امضا و پذيرش "تركمانچای" كه مظهر تحقير و ضعف ملی بود، لازم قلمداد شد و در زمان خود اعتراضی برنيانگيخت. زيرا انتخاب ديگر آن بود كه جنگ ادامه يابد و بسياری از شهرهای ديگر ايران در آذربايجان، از جمله تبريز، در دست روسها باقی بماند.
تفاوت تركمان چای با قرارداد 1919 ، كاپيتولاسيون و تنباكو در اين است كه قراردادهای اخيرالذكر به دليل دريافت رشوه يا به علت سرسپردگی امضاكنندگان به بيگانگان منعقد شدند ولی كشور در موقعيتی قرار نداشت كه جز انعقاد آن موافقتنامهها انتخاب ديگری وجود نداشته باشد. در تركمانچای وضع فرق میكرد. پيروزی نظامی در جنگ، روسيه را در جايگاه فاتح قرار داده بود و میتوانست اراده خود را بر دولت و ملت ايران تحميل كند كه كرد. به علت همين تفاوت امضاكنندگان قرارداد 1919 ميلادی در ايران بدنامند اما عباس ميرزا، كه در رأس مذاكرهكنندگان با روسها بود و در نهايت عهدنامه تركمانچای را امضا كرد، خوشنامترين رجل قاجار به شمار میرود.
پيش از آغاز جنگ عباس ميرزا تلاش كرد با ديپلماسی و تداوم مذاكرات مانع آغاز جنگ و بروز فاجعه شود اما گوش شنوايی نيافت. دربار را چاپلوسان و چپاولگران محاصره كرده بودند و پيشوايان بزرگ مذهبی، همچون طباطبايی اصفهانی (معروف به سيد محمد مجاهد) و ملا احمد نراقی نيز تحت تأثير جوی كه جنگطلبان بیفكر و ناآگاه ايجاد كرده بودند و از جمله در "مجمع بزرگ ملی ايران" كه قبل از جنگ تشكيل شد، تجلی كرد، به جای دعوت دربار به تدبير و تأمل و حمايت از عباس ميرزا و قائم مقام در پيشگيری از وقوع جنگ، فتوا دادند "دولت ايران با دولت روسيه ترك مصالحه و مدارا كند و لازم است و واجب شرعی كه عداوت و منازعت آشكار سازد". به عبارت روشن دولت ايران به روسها اعلان جنگ كند، آن هم پس از آنكه فرستاده ويژه دربار روس، بعد از مرگ الكساندر اول و به قدرت رسيدن نيكلای اول به تهران آمده بود تا شاه ايران را قانع كند هيأتی برای "تهنيت جلوس امپراتور جديد" و "تعزيت امپراتور متوفی" به سن پترزبورگ اعزام كند و مذاكرات را از سر گيرند. علما در "مجمع بزرگ" خود، ضمن رد درخواست ملاقات نماينده اعزامی دولت روسيه، اعلان كردند: "مهربانی با كفار بنابر نص كلام ايزد جبار حرام است".
تصميمگيری براساس احساسات و نه عقلانيت و همهجانبهنگری موجب شد نه تنها ايران ولاياتی را كه طبق پيماننامه گلستان در سال 1813 ميلادی (1192 ه. ش.) از دست داده بود، از جمله گرجستان و شيروان و باكو و قراباغ و گنجه و ... را پس نگيرد، بلكه به موجب معاهده "تركمانچای" (1828 ميلادی ، 1207 ه.ش.) تسلط روسها بر قفقاز كامل شد و ايروان و نخجوان نيز به آنان واگذار گرديد. طبق قرارداد تركمانچای حقوق ايران در دريای خزر سلب، حاكميت قضايی ايران نقض و كاپيتولاسيون به ما تحميل شد.
چه كسانی در تحميل قرارداد تركمانچای به ايران مقصرند؟ آيا اعضای هيأتی كه به سرپرستی عباس ميرزا با روسها مذاكره و نهايتاً قرارداد را امضا كردند بايد محكوم شوند، يا آن گروهی كه با بیتدبيری و بیمسئوليتی بر طبل جنگ كوبيدند و علاوه بر خسارات انسانی و اقتصادی، موجب شدند ارتش روس به تبريز وارد شود و با اشغال "وليعهد نشين قاجار" ملت ايران را تحقير كند؟ آيا جنگطلبان اعم از درباريان، نظاميان و آن دسته از روحانيون كه بیتوجه به شرايط ملی و بينالمللی فتوا و حكم جهاد صادر كردند و موجب شكست ننگين و خفتباری شدند، مقصرند يا كسانی كه برای خروج روسها از تبريز و خاتمه جنگ آن عهدنامه را امضا كردند؟
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط محمد رضا مطلوب
|
همه آنانی که آقای ناطق نوری را می شناسند. به مروت و صفای ایشان گواهی می دهند. هر چند با جهت گیری سیاسی یا فکر سیاسی ایشان موافق نباشند. ایشان مسئول بازرسی دفتر مقام رهبری هستند؛ در خاطراتشان هم نمونه هایی از بازرسی عادلانه و خالی از شبهه گروه گرایی را مطرح کرده اند.هر چند در یکی دو مصاحبه اخیر از سینه دیوار هم سخن گفته اند.مقام رهبری هم همواره بر آخرت و توجه به خداوند تاکید می کنند.
در دوره حاکمیت رهبری و مسئولیت بازرسی آقای ناطق نوری ، پزشک جوانی را-دکتر زهرا- ماموران امر به معروف و نهی از منکردر همدان بازداشت کرده اند و دو روز بعد جسدش را تحویل خانواده اش داده اند؛ مردم ما بارها از زبان عالمان دین شنیده اند، که امام علی از ماجرای خلخال دخترک یهودی وسپاه معاویه- نه ماموران امام علی علیه السلام-از درد گریست و آرزوی مرگ کرد. همین مورد خود کشی یا قتل را بازرسی کنید.گمان کنید دکتر زهرا دختر شماست. البته او پاسپورت کانادایی ندارد.لابد صدای خانواده اش هم به جایی نمی رسد. به گوش خدا که می رسد.
باور کنید اهمیت جان این دختر که فدا شد و نظایر اواز بسیاری از مسایل پر هیاهو بیشتر است.باور کنید جان این دختر از برکناری یا استعفای آقای لاریجانی مهمتر ست. در پس این مرگ، زندگی خانواده ای ویران شده است. شما ها که از ذره المثقال سخن می گویید.این خون ها خواب را بر چشم شما نمی بندد؟
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
دو سال و يك ماه از آن روز كه <بشاراسد> رئيسجمهور سوريه به عنوان نخستين مقام عاليرتبه خارجي، پس از تشكيل دولت محمود احمدينژاد به تهران آمد ميگذرد، از آن روز كه محمود احمدينژاد رئيسجمهور جديد ايران از بشاراسد در خيابانهاي فلسطين و پاستور استقبال كرد، تا ديروز كه او از ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه استقبال كرد، بيش از دو سال ميگذرد اما اين بار نه در خيابانهاي جنوب تهران كه در شمال تهران و در كاخ سعدآباد؛ جايي كه قبلا خود او درباره آن گفته بود، <هرگز به سعدآباد نميروم و مراسم استقبال رسمي را در آنجا برگزار نميكنم.>
احمدينژاد اما ديروز به كاخ سعدآباد رفت. چه كسي گمان داشت كه محمود احمدينژاد حداقل اين رويه خود را فراموش كرده باشد؟ آذرماه 1383 بود كه محمود احمدينژاد در كسوت شهردار تهران، خطاب به سيدمحمد خاتمي رئيسجمهور وقت گفت: <اگر دفتر ايشان (رئيسجمهور) در همان پاستور باقي ميماند، شايد زودتر با مشكلات مردم آشنا ميشدند، چون از سعدآباد آدم ديرتر واقعيتهاي زندگي مردم را ميبيند.> چندماه بعد از آن وقتي او خود در كسوت رئيسجمهور ظاهر شد، دوباره همان جملات را تكرار كرد و گفت: <از مقامات خارجي در سعدآباد استقبال نخواهم كرد.> و به سرعت دستور داد انتهاي خيابان فلسطين را آسفالت تازه و جداول كنار آن را رنگآميزي نمايند تا مراسم استقبال از بشاراسد در خيابان برگزار شود. چند روز بعد در نشست هيات دولت تصويب كرد كه مجموعه كاخ سعدآباد براي فعاليتهاي فرهنگي و موزهاي در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار گيرد... و ديروز خط پاياني بر تمام اين شعارها و مصوبات بود. اما چند نكته در اين باره: نكته اول اينكه سرانجام رئيسجمهور محترم به هر دليل (امنيتي، سياسي، فرهنگي و ...) مجموعه كاخ سعدآباد را بر خيابان پاستور و فلسطين ترجيح دادند و از رئيسجمهور روسيه استقبال كردند، جاي خوشبختي و خوشحالي دارد، چرا كه مردم ايران به <ميهماننوازي> مشهورند و رئيسجمهور آنها نيز بايد به همان سنت از ميهمانان خود استقبال كند. اكنون سوال اين است كه چرا تاكنون اين رسم ميهماننوازي به نحو مناسب صورت نگرفته است؟ خسارتهاي اين دو سال و اندي كه به <سنت ايرانيان>، لطمه زده را چه كساني ميپردازند؟ آيا حضور و استقبال در كاخ سعدآباد زيبندهتر بود يا حضور در خيابانهاي پاستور و فلسطين؟ به نظر نحوه استقبال از پوتين پسنديدهتر از استقبال از بشار اسد بود.
نكته ديگر اينكه، حضور رئيسجمهور و ميهمانانش نه در سعدآباد و نه در پاستور دردي را از مردم دوا نميكند. تعطيل كردن سعدآباد، جمع كردن فرشهاي اتاق رئيسجمهوري، سوار نشدن به هواپيما از طريق پاويون، استفاده از هواپيماي عمومي به جاي خصوصي [ هرچند كه اين دو شعار هم پس از چندي جامه عمل به خود نپوشيد] و تغيير دهها دستورالعمل نمادين و حركت به سمت سادهزيستي و مردمگرايي و محروممداري تغييري مبارك و ميمون است، اما با تغيير آن نبايد اجازه داد عزمهاي صادقانه زير سوال برود. مردم اكنون اين پرسش را دارند كار شما درست بوده است كه به سعدآباد نرفتيد يا كار روساي جمهور سابق؟ و اينك همين پرسش را دارند كه كار امروز شما درست بوده است يا كار ديروز شما در استقبال از بشار اسد؟
نويسنده : جواد دليري
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

بسمه تعالى شأنه
المحضر المبارك المرجع الكبير لشيعة العالم آية الله العظمى الخوئي دامت بركاته
بعد السلام
يرجى منكم التكرم بالنظر والإجابة عما يلي: لو أنه في بعض الكتب قد وردت العبارات التالية، فما هو حكم شراؤها وبيعها.
1 – إن رسول الله عندما يقول أنا خاتم الأنبياء لايريد أن يقول أنه كاف للإنسان وإلى الأبد.
2 – تعدد الزوجات هو نوع جناية في حق المرأة.
3 – العاملون في السياسة الإسلامية غير علي بن أبي طالب وأصحابه اجتمعوا في السقيفة بناء على آية لكي يبينوا ما يرتبط بالمصير.
4 – إن محمدا (ص) قد ترعرع في أحضان عبدة الأصنام، صحيح أن مؤرخي الإسلام يسعون إلى أن يطهروا حجر عبدالمطلب وأبي طالب من الشرك، غير أن هذا ميل عام، حيث أن الإنسان يحب أن يكون بطله العزيز والمحترم من أسرة طاهرة وشريفة ومحترمة.
5 – قال النبي (ص): اهدأ أبا بكر، ثم قال: سدوا الأبواب المفتوحة على المسجد جميعا إلا باب منزل أبي بكر.
6 – إن الموسيقى من الفنون الإسلامية.
7 – إن النبي (ص) اتكأ على يد أبي بكر اليمنى وصلى.
8 – لم يكن للنبي في المدينة سوى (كلمة غير واضحة) وكان ذلك يهوديا.
يرجى أن تتفضلوا ببيان حكم شراء وبيع الإصدارات المتضمنة لهذه العقائد؟
الجواب:
"بسمه تعالى:
المطالب المذكورة باطلة، وأي كتاب يشتمل على مثل هذه الأمور الموجبة للانحراف والضلال فإن بيعه وشراءه وحفظه غير جائز. والله العالم".
الخوئي
23 رجب 1398هـ ق





+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 11:50 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|