اسفند سال بیستهفتخورشیدی زمانی که مصدق و یارانش به مجلس سنا یادداشتی ارسال کردهاند و بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح جهانی پیشنهاد کرداند که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرارگیرد. هیچ گاه فکر نمیکردند روزی در زمان دولت عدالت ورز(!) قیمت نفت به بیش از صددلار برسد.
ملی شدن صنعت نفت اهمیتش امروزی مشخص میشود که دولت مهرورز قول دادهاست سفرههایمان را پر از نفت کند؛ آن هم نفت صد دلاری!
این روزهاخزانههای کشورمان به مدد همان ملی شدن صنعت نفت و شانس دولت احمدی درآمدهای سالانه شصت میلیارد دلاری را تجربه کردهاست.
درآمد شصت میلیارد دلاری زمانی قابل فهم میشود که بیاد بیاوریم در "برنامه اول توسعه کشور با همه نیازهایی که برای بازسازی کشور، سقف مجاز دولت برای استفاده از منابع خارجی بصورت فاینانس تنها بیست و پنج میلیارد دلار بود".
اما در پنجاه و نهمین سالگرد ملی شدن صنعت طلایی سیاه صددلاری این سوال مطرح است که چرا کشور نتوانست از این فرصت تاریخی خود استفاده کند و تورم را کنترل، چرخ صنعت و پتروشیمی را به چرخش درآورد و سطح رفاه عمومی را افزایش دهد؟ این سوالی مهم است که دولت نهم و مجلس هفتم در روزهای پایانی کار خود باید به آن پاسخ دهند.
امیدوارم دولت مهروز و عدالت دوست احمدی در کنار پاسخ به این سوال نفت سفره مردم ایران را هم فراموش نکند!
دکتر محمد مصدق رادمرد تاریخ ایران موفق شد با درایت وایران دوستی شدید نفت را ملی کند
او با شهامت در دیوان لاهه وشوراي عالي امنيت از ملی شدن نفت دفاع کرد
نمايش مصدق در نيويورک - خيره کننده بود. او دو بار شوراي عالي امنيت را خطاب قرار داد اما هرچند مدعي مريضي و کسالت بود اما از طريق پسرش صحبت مي کرد. از يک طرف او آرام و عاجز به نظر مي رسيد، اما از ديگر سو با فرياد حرف مي زد. او شنوندگانش را مات و مبهوت کرده بود. او حتي پاي تعدادي از امريکايي هاي شکاک سابق را براي تاييد صحت بحث خود به ميان کشيد
او بريتانيا را با ارائه تعدادي مدارک به دست آمده از دفاتر شرکت ايران و انگليس ، آشفته و شرمنده کرد که چگونه پس از ملي شدن نفت ، آنان اقدام به دخالت - غيرقانوني و گاه تحريک قومي - گسترده در امور سياسي ايران کرده اند. در پايان ، او به خاطر پيروزي اش شادي کرد و اين مساله را به همگان قبولاند. شوراي عالي امنيت هم موافقت کرد که ملي شدن صنعت نفت ايران مساله داخلي است و با صلاحيت حوزه قضايي آنان مرتبط نيست
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
بهرام بیضایی در گفت و گو با روزنامه ی فرهنگ آشتی گفته است که امروز منظور از مدرنيسم نان داغ کباب داغ است. بنابراين تمام اين مفاهيم که به کار مىبريم نياز به تعريفى دوباره دارند،اگر منظورتان از حال ويران کردن مثلا،هشت بهشت است براى آنکه نان داغ و کباب داغ درست کنيم- واقعا اين زمان حال، دلپذير نيست.!
اوگفته است : من معترضم براى اينکه از هيچکس ديگر توقعى ندارم- اگر همچنان قرار است همان حرفهايى را بشنوم که از بدو تولدم تا به الان دارم مىشنوم ديگر توقعى ندارم همه حرفها براى هيچ کارى نکردن است. ديگر از هيچکس درخواستى ندارم- چرا فکر مىکنيد از کسانى که نمىخواهند چيزى را تغيير بدهند، بايد درخواستى داشته باش
چند سال پيش يکى از مسوولان گفته بود؛چه کسى مى گويد ما به فرهنگ کمک نمىکنيم ما سالى اينقدر به فرهنگ کمک مىکنيم. بعد مىشمرد فلان جا، فلان جا و غيره. اولا تعريف او از فرهنگ هيچ ربطى به تعريف من از فرهنگ ندارد- تعريف او از فرهنگ تبليغات بود. آنچه که ما حرفش را مىزنيم، آن چيزى است که يک قدم جامعه را به سمت جلو ببرد- نه اينکه فلان مسوول را سر شغلش ابدى کند.
او همچنین در بخش دیگری گفته است که فيلم فرهنگى هميشه مورد شک بوده . در واقع سوال اساسى اين است که زمانى که مى توان با زد و بند فيلم ساخت و پولى به جيب زد، چرا عدهاى فيلم فرهنگى مىسازند که کسى نمىبيند و هيچ سودى ندارد و حتى سرمايهاش هم برنمىگردد؟ اصولا چنين آدمي، در اين مملکت مشکوک است و براى سرمايهدارو غيره، فيلم فرهنگى مشکوک است
در کشورى که از معنويت درس گرفته است مى افتد آيا اينها اندوهبار نيست؟ تازه از اينها که بگذريم يک مرتبه مراجعه مى شويم با اين تسلط وحشتناک سرمايه بر همه چيز، زدوبند بر همه چيز نظارت بر همه چيز و انحصارطلبى در همه چيز و فقط و فقط مشکوک بودن به فعالان فرهنگي. مشکوک بودن به هر کسى که بخواهد يک قدم ازعادتهاى جامعه قشرى فراتر بگذارد- اين غمبار نيست؟ چه چيزيش غمبار نيست!
در مورد مرگ فروغ می گوید
راجع به خاکسپارى فروغ حرف بزنم؟! روز برفى بدى بود. چيزى که يادم است ... آل احمد ميان قبرها راه مى رفت و مى گفت: حب هذا حب هذا ... و يک سال بعد از آن جلال مرد.
بیضایی در جایی از این گفت و گو به صندلی های خالی که در ردیف جلو هنگام اجرای نمایشنامه ها برای مسوولان خالی نگه داشته می شود اعتراض کرده و گفته : يک تعداد صندلى هميشه خالى است براى اينکه يک اشخاص محترمى که هر وقت دلشان خواست بيايند و مزين بفرمايند و اين حرفها، اين واقعا بىحرمتى به جمعى است که دارند تئاتر را اجرا مىکنند.
من معترضم براى اينکه از هيچکس ديگر توقعى ندارم- اگر همچنان قرار است همان حرفهايى را بشنوم که از بدو تولدم تا به الان دارم مىشنوم ديگر توقعى ندارم همه حرفها براى هيچ کارى نکردن است. ديگر از هيچکس درخواستى ندارم- چرا فکر مىکنيد از کسانى که نمىخواهند چيزى را تغيير بدهند
، بايد درخواستى داشته باشيم چند سال پيش يکى از مسوولان گفته بود؛چه کسى مى گويد ما به فرهنگ کمک نمىکنيم ما سالى اينقدر به فرهنگ کمک مىکنيم. بعد مىشمرد فلان جا، فلان جا و غيره. اولا تعريف او از فرهنگ هيچ ربطى به تعريف من از فرهنگ ندارد- تعريف او از فرهنگ تبليغات بود. آنچه که ما حرفش را مىزنيم، آن چيزى است که يک قدم جامعه را به سمت جلو ببرد- نه اينکه فلان مسوول را سر شغلش ابدى کند.
گروه حماس در فلسطین ادعا کرد که صدها شبه نظامی حماس در ایران تحت آموزش های نظامی قرار می گیرند.
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از تایمز؛یکی از فرماندهان ارشد گروه حماس در مصاحبه ای با ساندی تایمز ادعا کرد که 300 تن از شبه نظامیان گروه حماس ،به طور مخفیانه به ایران فرستاده شده اند.
برپایۀ این گزارش،وی در ادامه مدعی شد نیمی از آنها در حال حاضر توسط سپاه پاسداران تعلیم می بینند .وی افزود: آنها نحوۀ تولید موشکهای مرگبار و مواد منجره را یاد می گیرند[!].
وی در ادامه حرفهای خود گفت: تک تیراندازی و استفاده از تونل ها در حمله به نیروهای اسرائیلی از جمله مواردی است که به این افراد توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران آموزش داده می شود.
این فرماندۀ ارشد گروه حماس در ادامه ادعاهای خود افزود: ایران مادر ما بوده و به ما اطلاعات و تجهیزات نظامی داده و به لحاظ مالی از ما حمایت می کند.
وی گفت:از زمان آغاز آموزشهای نظامی در سال 2005 به این سوی ،هفت گروه از شبه نظامیان حماس به طور جداگانه برای گذراندن دوره های شش ماهۀ نظامی به ایران فرستاده شده اند.
یوال دیسکین،رئیس سازمان اطلاعات و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی هفتۀ گذشته اظهار داشت که اطلاعاتی در دست است که حماس ده ها تن از شبه نظامیان را به تهران اعزام کرده است. وی گفت: این استراتژی بسی خطرناک تر از فرستادن اسلحه و تجهیزات نظامی به نوار غزه است.[فرمانده حماس درست چند روز پس از ادعاهای دیسکین بر این گفته ها صحه گذارد.]
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از تایمز؛مقامات رژیم صهیونیستی اعلام کرده اند که ایران بطور موازی از دو سو از طریق حماس در نوار غزه و حزب الله در لبنان در حال مبارزه با اسرائیل است.
این فرماندۀ ارشد گروه حماس گفت: برخی از این افراد بعد از گذراندن آموزشهای نظامی خود در تهران،آموزش هفتصد شبه نظامی دیگر را در سوریه بر عهده می گیرند.
خبرنگار انتخاب می افزاید؛ گفتنی است هنوز حماس این خبر را تکذیب نکرده است. از سوی دیگر فرماندهان حماس از یاد برده اند که وجودشان را مرهون انگلیس و اسرائیل هستند نه ایران.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
سرلشکر نادر باتمانقلیچ از افسران کودتاچی که پس از ۲۸ مرداد به سمت ریاست ستاد ارتش رسید، در جریان محاکماتش پس از انقلاب ۱۳۵۷ به نقش آیت الله کاشانی اشارهای کرد و گفت:
«در اوایل سال ۳۲ به خدمت آیت الله کاشانی مشرف شدم حضرت از جریان سیاسی کشور متأثر بودند و دعا میکردند که مملکت نجات پیدا کند و به من گفتند تلاش کنید مملکت از این وضع نجات پیدا کند. پس از کودتای ۲۸ مرداد وقتی رئیس ستاد شدم با فرزند آیت الله کاشانی تماس گرفتم و جریان را به او گفتم و نظر آیت الله را خواستم. آقا مصطفی از قول آیت الله کاشانی گفتند چه بهتر که شما را انتخاب کردند. در اوایل شهریور ۳۲ وقتی خدمت آیت الله کاشانی شرفیاب شدم ایشان مرا به گرمی پذیرفتند و نسخهای از فرمان حضرت علی به من دادند و فرمودند این دستورات را نصب العین قرار دهید.»[
مواضع آیت الله نسبت به دولت زاهدی
کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت:
«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده ، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند .»
کاشانی همچنین در مصاحبه باروزنامهٔ المصری گفت:«من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم...هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم. تا این لحظه راجع به کار او نمیتوان قضاوت کرد.»
دو روز پس از کودتا نیز کاشانی و زاهدی با یکدیگر در منزل آقای مقدم در دزاشیب ملاقات کردند این ملاقاتها تا مدتی ادامه داشت. جریان دیدارهای ۳۱ شهریور، ۱۸ مهر، ۲ آبان و ۲۳ آذر سال ۱۳۳۲ در مطبوعات آن دوره درج گشتهاند.
نظرات نسبت به مصدق پس از کودتا
او در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت:
«پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه» او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند . اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد
کاشانی در جواب روزنامهٔ المصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است
او همچنین در مصاحبه با اخبارالیوم مصدق را به مرگ محکوم کرد:
«این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست.تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد.طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»
کاشانی نه تنها تمامی زحمات دکتر مصدق را به زیر سوال برد، که پا را فراتر گذاشته او را به داشتن جنون متهم کرد:
«مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.»
«مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»
با گذشت زمان آیت الله کم کم متوجه گردید که چگونه و چطور عمله دست استبداد شدهاست، اما افسوس که دیگر پشیمانی فایدهای نداشت.آن گاه که کاشانی دریافت به سختی فریب خوردهاست لب به شکوه گشود:
«آزادی جز برای عمال انگلیس نیست. مطبوعات و نشریات ملی هیچگونه اظهار عقیده ندارند و همه توقیف اند. بسیاری از ملیون و آزادیخواهان متدین در زندانها بسر میبرند. این اختیارات را چه کسی به آقای زاهدی داده که این دیکتاتوری شدید و قرون وسطایی را با مردم شریف ایران مینماید؟»
و اینگونه افسوس روزهای پیش از کودتا را خورد:
«حیف که رادیو در اختیار من نیست که از افکار مردم و احساسات پاک این ملت استفاده کنم.»
آيت الله كاشاني پس از كودتاي 28 مرداد درباره شاه و بازگشت وي به ايران اظهار نظرهايي داشت كه مهمتر از تبريك گفتن بود. او گفت: «مصدق شاه را مجبور كرد كه ايران را ترك نمايد اما شاه با عزت و محبوبيت چند روز بعد بازگشت. ملت شاه را دوست دارد و رژيم جمهوري مناسب ايران نيست»
پس از كودتا عدهاي از نمايندگان استعفا دادند به گونهاي كه مجلس از اكثريت افتاد اما آيتالله كاشاني نه تنها استعفا نداد بلكه اعتقاد داشت اگر انتخابات در 57 نقطه كشور به عمل آيد، با نمايندگان غير مستعفي اكثريت براي تشكيل جلسات حاصل خواهد شد و آنوقت مجلس بايد تكليف استعفاي نمايندگان مستعفي را معلوم كند. وي همچنين در 8 مهر 1332در مصاحبه با روزنامه اطلاعات مخالفت خويش را با انحلال دوره هفدهم مجلس اعلام كرد و گفت «مدت 8 ماه از دوره 17 باقيمانده است و در عرض يكماه ميتوان بقيه انتخابات دوره هفدهم را انجام داد كه با نمايندگان غير مستعفي در مجلس اكثريت تشكيل خواهد داد.» روزنامههاي كشور تا چند ماه پس از كودتا اخبار جلسات آيتالله كاشاني با نمايندگان غيرمستعفي را، منتشر ميكردند كه همه آنها در كتاب مجموعه پيامها و مكتوبات آيتالله كاشاني آمده است. بقايي در خاطرات خود از تعدادي وكلاي غير مستعفي مجلس هفدهم پس از كودتا ياد ميكند كه توسط زاهدي براي نهار در باغ يكي از دوستانش دعوت شده بودند كه بقايي و كاشاني و زهريوش قنات آبادي و نادعلي و مكي از جمله آنها بودند. بقايي هم در خاطرات خود ميگويد كه كاشاني در جلسات شركت نميكرد و گاهي به دفتر رئيس ميآمد و نايب رئيسها با او ملاقات ميكردنداما كاشاني از سمت خود پس از كودتا استعفا نداد تا اينكه عمر مجلس هفدهم پس از كودتا پايان يافت. در انتخابات مجلس هجدهم پس از كودتا نيز كه آيتالله كاشاني از آغاز عليه آن موضعگيري كرد و آنرا فرمايشي خواند، سيد مصطفي كاشاني فرزند وي شركت جست و نماينده مجلس هجدهم شد.
اما موضعگيري اعتراضي و پي در پي آيتالله كاشاني عليه تجديد رابطه با انگليس و نيز قرارداد جديد كنسرسيوم دوباره ميان او و دولت جديد نقار افكند و با آغاز تدارك مقدمات انتخابات هجدهم كاشاني طي نامهاي به فضلالله زاهدي نوشت كه شنيده است دستگاه دولت مشغول تهيه مقدماتي است كه انتخابات دوره هجدهم را بطور فرمايشي و ليستي انجام دهد. او اين اعتراضات را ادامه داد و انتقاداتش نسبت به انتخابات فرمايشي هر دم تشديد شد و سرانجام در 27 دي ماه 1334 به بهانه بازجويي از آيتالله كاشاني به عنوان مطلع از ترور رزمآرا در چند سال پيش احضار شد. آيتالله چند بار احضار و بازجويي شد و منزوي گرديد
مرگ
رفته رفته حال آیت الله به وخامت گذارد. در ۱۶ مرداد ۱۳۴۰ نخست وزیر امینی پس از عمل جراحی کاشانی در بیمارستان از او عیادت کردبزرگترین متخصص جراحی پروستات فرانسه با وارد تهران شد تا کار معالجه کاشانی را بر عهده گیرد در۲ دی ۱۳۴۰بار دیگر دکتر علی امینی نخست وزیر، به ملاقات وی رفت و شاه هم در ۱۸ اسفند از او عیادت کرد سرانجام آیت الله کاشانی در ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ فوت گردید و در جوار حرم عبدالعظیم حسنی در شهر ری واقع در جنوب تهران دفن گردید
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در این چند روز گذشته جنجالی که بر سر یکی از مباحث مطرح شده توسط دکتر سروش پیش آمد خیلی ذهنم را مشغول کرده بود
به اینکه گذشته از اینکه اصلاً دکتر سروش چه گفته چقدر پایه های اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان قوی است به اینکه چقدر تفکر و اندیشه در دین مجاز است ، چقدر مجازیم که شک کنیم ؟ اصلا وظیفه ما به عنوان یک مسلمان چیست؟ آیا وظیفه داریم فقط دفاع کنیم و به مانند خیلی ها (۱،۲) حتی امثال سروش را نیز در کنار سلمان رشدی ها گردن زنیم؟ یا مانند مجیدی بتازیم بر اصل و اساس سستی در اعتقاد و در رسانه ها مطرح شویم و یا اینکه اول خوب بیاندیشیم و خوب ببنیم و خوب بشنویم بعد تصمیم بگیریم او را سلمان رشدی نامیدند ونویشتند
در پي انتشار نقد آيتالله جعفر سبحاني درباره مباحث تازه مطرح شده از سوي عبدالكريم سروش، وي در پاسخي به آيتالله سبحاني، اعلام آمادگي كرد كه در صورت بازگشت به ايران، در جلسهاي با او به مناظره بنشيند.
آقای سروش همچون نامه های پیشین او در اثر انس سالیان دراز او با مثنوی مولوی از ادبیاتی بسیار زیبا و اصطلاحاتی شیرین و مسجع و آهنگین تافته شده است که به حق کمتر نویسنده معاصری را می توان بدین قدرت و توان یافت.
در سایت تابناک تبلیغی از دکتر مرندی، کاندیدای اصولگرایان از تهران به چشم میخورد که در یک فریم آن از ایشان به عنوان دانشیار دانشگاه رایت استیت آمریکا یاد شده است. با جستجو در سایت دانشگاه (WRIGHTSTATE UNIVERSITY) نامی از ایشان یافت نشد. همچنین با جستجو در گوگل و یاهو هیچ نشانه ای از نامبرده به عنوان دانشیار دانشگاه رایت استیت به چشم نمی خورد. از واژه های تخصصی درست استفاده کنیم.
دانشیار، از مراتب علمی دانشگاهی برای اعضای هیئت علمی و معادل Associate Professor میباشد. این مرتبه بالاتر از مرتبه استادیاری و پایینتر از مرتبه استادی میباشد.
وزیر علوم نیز در معرفی کابنه خود را مرد علمی سال جهان عنوان کرده بود که کذب محض بود ودر این مورد هیچ جوابی نداشت و نداد !!!!
(اين در حالي است که مرکز بين المللي کمبريج که ادعا شده وزير پيشنهادي را مرد علم سال کرده نه تنها هيچ ربطي به دانشگاه کمبريج ندارد بلکه موسسه اي است که نوعي آگهي سازي مي کند و کتابي منتشر مي کند و با دريافت مبلغي از هر کس وي را به اين عنوان تقلبي مفتخر مي کند. هشت سال پيش وزارت علوم – که آقاي زاهدي اکنون وزير آن است - در اطلاعيه اي موسسه فوق را فاقد اعتبار اعلام کرده بود.)
مرکز بین المللی کمبریج در قبال دریافت مبلغ 195 دلار هرکسی را به عنوان مرد سال علم معرفی می کند و در صورتی که بخواهد نام وی روی نقره حک شود، 360 دلار می گیرد. معلوم شد که وزیر علوم جدید آگهی چاپ نامش را به مرکز بین المللی تجاری شهر کمبریج در قبال پول آگهی داده است.
درست و راست تبلیغ کنیم استادی در امریکا چه مزیتی برای تبلیغ دارد. این وکالت وصدارات این قدر پر اهمیت است که ازمدارک جعلی هم دریغ نمی کنیم . ما که هر چه بدی است نثار امریکا و انگلیس می کنیم حالا به دروغ از عنوانهای پر دهن کن انها استفاده می کنیم ...
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
محمود احمدي نژاد قطعنامه سوم شوراي امنيت را بسته يي از «هدايا» توصيف کرد.
وي اين تعبير را در جمع خبرنگاراني به کار برد که روز گذشته در حاشيه جلسه هيات دولت خواستار توضيحات رئيس دولت نهم درباره قطعنامه 1803 بودندچراکه احمدي نژاد پيش از اين در مهرماه سال جاري اطمينان داده بود قطعنامه ديگري صادر نخواهد شد.
احمدي نژاد در حالي که لبخندي به لب داشت با تاکيد بر اينکه «روشن ترين سند را در اختيار ملت ايران قرار دادند» خاطرنشان ساخت؛ اين قطعنامه هديه و سند رسمي است که نشان مي دهد ملت ايران يک قدرت بزرگ جهاني است و به اندازه همه قدرت ها وزن دارد.
البته احمدي نژاد خود پيشاپيش و قبل از طرح سوالات خبرنگاران در سخناني کوتاه اعلام کرد «کسي براي تهديدات هويج هم خرد نمي کند.»
شنیده بودیم تره خرد نمی کنند هویج را چه عرض کنم !!!!!
+
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
معاون وزير خارجه ايران از تصميم کشورش براي دادن وام يک ميليارد دلاري به عراق خبر داد. بر اساس این گزارش به نقل از الجزيره؛عليرضا شيخ عطار با اعلام اين خبر افزود اين وام براي تامين اعتبار طرح هايي است که شرکت هاي ايراني در عراق اجرا مي کنند
مسئولان دو کشور همچنين خط لوله نفت بين آبادان و بصره را مورد بررسي قرار خواهند داد
سوال یک شهروند
۱-این وام بر چه اساسی به کشور عراق داده می شود؟
۲-آیا کشور عراق با این وضعیت نا مطلوب اجتماعی و سیاسی قادر به برگرداندن این وام به این عظیمی هست؟
۳-در صورتی که مردم ما با فقر وگرانی دست و پنجه نرم می کنند و صورت خود را با سیلی سرخ نگاه داشتن وام دادن از پول این مردم برای کشوری که بر گشت این پول برایش غیر ممکن است چه و جاهتی دارد؟
۴-سرانه سالانه برای مدرسه ها کشورما این قدر پایین است که مدیران مجبور هستند از بسیاری از ضروریات مدرسه بزنند روا نیست پول بچه هایمان را به کشوری بدهیم که هنوز خسارت جنگ تحمیلی اش را هم به ما مقروض است ؟
این حاتم بخشی ها عاقبتش ان است که احمدی نژاد بگویید. نفت خوردنی نیست که آن را سر سفره ها بیاوریم وهم اکنون می گوید
جهان پهلوان حسين رضازاده از شبكه تلويزيوني مهاجر نت ورك،
... بخصوص وقتي كه دريافتم اين قهرمان ملّي و دوستداشتني وطن در حال تبليغ يك بنگاه معاملات ملكي در دبي به نام «املاك رابينسون» است؛ همان بنگاهي كه تقريباً اين روزها همه شبكههاي تلويزيوني 24 ساعته لسآنجلسي را خريده و كمتر شبكهاي را ميتواني بيابي كه رابينسون را تبليغ نكند.
امّا چرا يك قهرمان ملّي كه حتي پيشنهاد چند ميلياردي تركيه را براي پوشيدن لباس آن كشور در جام جهاني وزنهبرداري رد كرد، حالا بايد به شرايطي تن در دهد كه نهتنها رب گوجه فرنگي «تبرك» (كه به هر حال يك محصول ايراني است) كه يك بيزينس غير ايراني را به اعتبار محبوبيت خودش تبليغ كند؟
عزيزم! نه به آن حضرتابوالفضلي كه فرياد ميزني و نه به املاك رابينسوني كه اينگونه قاطعانه و عاشقانه در مدحش داد سخن ميدهي ...
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 7:39 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
محمود احمدی نژاد با اشاره به گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص عدم انحراف در برنامه هسته ای ایران تصریح کرد: بر این باوریم که در آینده، قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب نخواهد شد
.ولی شد ۱۴ رای موافق داشت و هیچ کشوری هم مخالفت نکرد همین .
با نگاهی به ستون کیهان و خوانندگان در آرشیو روزنامه کیهان می توان مشاهده کرد که ۵۷ پیام از فردی به نام «علیمردانی» به چاپ رسیده است.
برای دیدن همه پیامها اینجا رو کلیک کنید. آخرین پیام جناب «علیمردانی» در روزنامه ۱۲ اسفند ۸۶ به شرح زیر است.
¤ از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار خبرگان با معظم له در تاريخ 12.6 كه به حق از دولت نهم تقدير و تشكر كردند و از بعضي نمايندگان مجلس ششم كه خيانت ورزيدند نام بردند به عنوان يك مريد نهايت سپاسگزاري را دارم و از بعضي بزرگان انتظار مي رود مشي خود را چون مشي رهبري قرار دهند و از خدمات اين خادم ملت كه شبانه روز در پي حل مشكلات است تشكر نمايند. عليمرداني
ضمن خسته نباشید به نویسندگان ستون «کیهان و خوانندگان» خواهشمند است که حداقل به خاطر حقوق دریافتی از بیت المال هم که شده کمی خلاقیت به خرج داده و برای تنوع از اسامی دیگر هم استفاده کنند.
پی نوشت ۴: جناب «علیمردانی» یک روز بعد از انجام این جستجو، بار دیگر در تاریخ ۱۳ اسفند پیام داده است:
¤ جواب مديرعامل سابق خبرگزاري ايسنا به كيهان را خواندم و از اينكه گفته بود نمي تواند از تمام افرادي كه مطلب براي انتشار ارسال مي كنند شناخت داشته باشد تعجب كردم چطور خود ايشان اگر بخواهد يك پاكت شير براي منزل بخرد درصدد شناخت و اطلاع از كارخانه ساخت و تاريخ مصرف آن برمي آيد. خلاصه تمام ضعف هاي جوابيه ايشان حكم عذر بدتر از گناه را داشت و چه بهتر كه بخاطر تقصيرات و كوتاهي هاي خود از مردم عذرخواهي مي كرد. عليمرداني
همانطور كه مي دانيد آدرس هاي پست الكترونيكي گوگل به صورت yourename@Gmail.com است . اما مدتي است گوگل آدرس جديدي را نيز براي ايميل هاي خود در نظر گرفته است …
بدين صورت شما با يك اكانت همواره دو ايميل خواهيد داشت كه هر دو را با هم وتوسط يك اكانت مديريت مي كنيد .
يكي بزرگترين مزاياي اين كار ، ثبت نام در سايتها و سرويسهايي است كه قبلاً با ايميل خود درآن ثبت نام كرده ايد و آن سايت مجدداً امكان ثبت نام در آن سرويس را با ايميلتان نمي دهد . اينجاست كه مي توانيد از آدرس ايميل دوم خود استفاده كنيد .
روش كار هم بسيار ساده است ….
كافي است به جاي عبارت YourID@gmail.com از YourID@googlemail.com استفاده كنيد . يعني به جاي Gmail از Googlemail استفاده كنيد . ( مشخص است YourID نام آي دي شما در جيميل است)
حال كافي است آدرس جيميل خود را در حالت دوم براي دوستتان و يا سايت مورد نظر ارسال كنيد … در اين صورت تمامي ايميلهاي ارسال شده به ايميل فوق به همان اكانت Gmail قبلي ارسال مي شوند .
واقعاً كه …. چه مي كـــنــــــــــــــه اين جيميل !
بعد از مضحکه ای که بر سر انتخاب سر مربی تیم ملی برپا شد بالاخره علی دایی سرمربی تیم ملی ایران شد و جالب اینجاست که باز هم بر خلاف تمام ادعاهای قبلی و معیارهای تعیین شده قبلی و صحبت های مفصلی که در خصوص شایستگس های مربی تیم ملی شد این انتخاب صورت گرفت.
خدا را شکر که دخالتهای دولت همه چیز دان به همینجا ختم شد و غلامحسین الهام به عنوان سرمربی تیم ملی هم معرفی نشد
محمود احمدی نژاد خطاب به کشورهای غربی گفت: اگر باز هم نخواهید و چهار سال دیگر بیایید و بخواهید مشاركت كنید، آن موقع نیز خودمان ساختهایم و پیشنهادتان را به دیوار خواهیم كوبید و محلی به شما نخواهیم داد چند سال پیش كنسرسیوم سوخت هستهای و همكاری را مطرح كردیم، اما نپذیرفتید و امروز ملت ما چرخه كامل سوخت را برپا كرده و جزو كشورهای هستهای جهان است.
احمدی نژاد خواستار برگزاری انتخابات آزاد در آمریکا شد
احمدی نژاد در ادامه با بیان اینكه اگر انتخابات آزاد و با گزینههای متعدد در آمریكا برگزار شود، مردم این كشور خواهان تغییرات گوناگون در سیاست آمریكا هستند، تاكید كرد: مردم آمریكا دوست ندارند به نام آنها در دنیا كشتار شود و به خاطر عملكرد دولتمردان آمریكا مورد نفرت باشند.
رییسجمهور با بیان اینكه این انقلاب،انقلاب شناخت انسان و جشن انسانیت است، گفت:« این جشن، فقط جشن ملت ایران نیست بلكه جشن تمام دنیاست.» وی با بیان اینكه ما میتوانیم ایران را تبدیل به گلستان كنیم، به پرتاب كاوشگر یک كه روز دوشنبه انجام شد اشاره كرد و گفت:« آیا كسی در این عرصه به ما كمك كرد؟ جوانان مومن و نسل سومی ما این حركت بزرگ را انجام دادند. جوانانی 25 و 30 ساله كه از نظر روحی قوی هستند و با اینكه مدت طولانی نبود كه ما امكانات در اختیار آنها قرار دادیم آنها توانستند به این پیشرفت بزرگ دست پیدا كنند و یكی از آنها نگفت كه ما نمیتوانیم و یا از این ماموریت سنگین نترسید.»
اگر می خواهی درباره ی شهریار سریال بسازی، خب بساز. اگر می خواهی خیلی بزرگتر از اونی که بوده نشونش بدی، خب بده. اما برای این کار از بزرگانی مثل ایرج میرزا و عارف خرج نکن لطفا! خدا رو شکر این ها رو از تو کتاب ها و آثارشون می شناسیم نه از معرفی شما. چطور تونستی ایرج میرزا رو این طور ذلیل و کوچیک و عارف قزوینی رو این طور خودخواه و خودکامه به تصویر بکشی؟
آقای تبریزی! فکر نمی کنید زیاده روی کردید؟ یه جوون از راه می رسه و یک سره تمام بزرگان رو انگشت به دهان می گذاره. از بهار گرفته تا صبا و ایرج میرزا و میرزاده ی عشقی و عارف قزوینی و ... . این جوان ساخته ی شما هرگز اشتباه نمی کنه و در عوض همه و همه در اشتباهند و ایشان در خضوع کامل ایراد همه را می گیرد. فکرنمی کنید این شهریار ِ ساخته ی شما زیادی قدیس شده؟
آقای تبریزی یادتون نره که اون شعری که همه و همه در یادهاشون دارند و زمزمه اش می کنند شعرهای همین عارف قزوینی است عارفی که شما سعی کردید به افتضاح بکشیدش.
"از خون جوانان وطن لاله دمیده ..."
گویند، مرا چو زاد مادر
،پستان به دهن گرفتن آموخت
شب ها بر گهواره من
،بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برٌد
،تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
،الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
،بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس، هستیٍ من زهستیٍ اوست
!تا هستم و هست، دارمش دوست
ایرج میرزا
نمی دانم چگونه همه شاعران دوران شهریار جز اپوزیسیون هستند و سر کرده انها هم ....
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
رو باک کامیونا که دیدم زیاد مینویسن : شکمو !!! یا بخور نوش جان !!! یا الهی کوفتت بشه
من میروم............ .......... ......... ..تو هم بیا
زیبا رویان بی وفایند
داداش مرگ من یواش
بوق نزن ژیان............ .......... ..میخورمت
دییوونتم روانی
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم بسکه تکخال محبت بر زمین انداختیم
در بیابانها اگر صد سال سرگردان شوم به از انکه در وطن محتاج نامردان شوم
خوشگلی بانمکی یک رخ زیبا داری بی جهت نیست که در کنج دلم جا داری
کوه رنج مادر سلطان غم پدر
عشق تو مرا چو سوزنی زرین کرد هرکه مرا دید تورا نفرین کرد
تو هم خوشگلی
بر چشم بد لعنت
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
سر بشکند دست بشکند پا بشکند دل نشکند
یادگار پدر
کوچولو کجا میری ؟
مادران زیبا ترین آهنگه عشقند!
بیادگار نوشتم خطی به دلتنگی به روزگار ندیدم رفیق یکرنگی
به تو دیگر نتوان کرد سلام به تو دیگر نتوان بست امید به تو دیگر نتوان اندیشید که تو دیگر گل ناز همه ای.
یا ضامن اهو امان ازاین هیاهو
در این درگه که گه گه کَه کُه و کُه کَه شود ناگه مشو غره به امروزت که از فردا نای اگه.......
ای صوفی برو لقمه خود گاز بزن کم پشت سر خلق خدا ساز بزن
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت من بی سوادم
احتیاط کن التماس نکن.
حسنی به مکتب نمیرفت باباش گذاشت کمک شوفری
بیمه دعای مادر میروم سوی وطن کسانیکه بد را پسندیده اند ندانم ز خوبی چه بد دیده اند؟
" از پی شبهای بی فردا دویدن "
یدالله فوق ایدیهم
گذشته تلخ آینده نامعلوم
راستی پشت یه مینی بوس نمره ابادان نوشته بود :
ولک قطار ندیدی
الهی هر کی بخلوه ، چشاش بابا قوری بشه کچل بشه ، قوزی بشه ، خمارو با فوری بشه
اینم پشت یه تراکتور نوشته بود :
کی به کیه ؟ منم پرایدم
بالای در باک یه مینی بوس نوشته بود: بخور به حساب من!
عفت از ناموس مردم کن اگر با غیرتی تا کنند عفت از ناموس تو با غیرتان
پشت یک کامیون نوشته بود بوق نزنید رانده خواب است
ای که از کوچه معشوقه ما می گذری بر هذر باش که ما هم از کوچه معشوقه تو می گذریم
دست علی به همرات دلم دادم بری باهاش حال کنی نکه بری جیگرکی بازکنی!!
بر دریچه قلبم نوشتم..ورود عشق ممنوع. اما عشق دنده عقب وارد شد!
هلاکتم چلو کباب
در دست علم دارم زرین قلم دارم نزدیک تو نیستم از دور سلام دارم
الهه کولايي استاد دانشگاه تهران ونماينده مجلس ششم درگفت و گو با روز از تاثيرات قطعنامه صادرشده عليه تهران توسط سازمان ملل سخن گفته است. وي اعتقادارد: "ماهيت پرونده هسته اي ايران به جاي اينکه فني وحقوقي باشد، سياسي وامنيتي است وبراي حل وفصل آن هم بايد بيشتر به ملاحظات سياسي وامنيتي توجه داشت تا مسائل حقوقي". اين گفت وگو را درزير مي خوانيد.
لحن قطعنامه جديد صادر شده عليه ايران را که به دنبال انتشار گزارش اخيرآقاي البرادعي مطرح مي شود را چگونه مي بينيد و چه تاثيراتي بر زندگي مردم خواهد داشت؟ قطعنامه جديدي که مجددا عليه کشورما صادر شده بدون شک بروضعيت موجود در کشور تاثير خواهد داشت و آثاراقتصادي آن برزندگي مردم قابل مشاهده خواهد بود. هرچند اين تحريم ها به صورت مستقيم مردم ايران را هدف قرارنداده ولي روشن است که آثار آن براي هرکشوري که دراين وضعيت قراربگيرد بسيار مخرب خواهد بود به ويژه براي کشوري مانند ما که دستيابي به يک جايگاه برتر و وضعيت قابل را در سطح منطقه هدف قرارداده است. اين قطعنامه بدون شک درمسير دستيابي به اين اهداف اختلال هاي جدي به وجود خواهد آورد وبيش از هرچيزنشان مي دهد که ماهيت پرونده هسته اي ايران به جاي اينکه فني وحقوقي باشد، سياسي وامنيتي است وبراي حل وفصل آن هم بايد بيشتر به ملاحظات سياسي وامنيتي توجه داشت تا مسائل حقوقي.
اين قعطنامه چگونه ايران را مورد خطاب قرار مي دهد؟ درواقع مشکل اصلي برنامه هسته اي ايران را چه مي داند؟ نکته مهم اين است که اين قطعنامه همچنان ايران را عنوان تهديد صلح وامنيت بين المللي معرفي مي کند که بدون ترديد مي تواند شرايط دشواري را براي کشورمان به همراه داشته باشد.
نظرتان درمورد الزام آوربودن اين قطعنامه و رفتارايران در برابرآن چيست؟ با توجه به اينکه قطعنامه در چارچوب فصل هفتم منشورسازمان ملل صادر شده است دشواري هاي جدي را براي کشورمان در پايبند به الزاماتي که مطرح مي کند به همراه مي آورد.
هفته گذشته جشن هسته اي درداخل کشور برگزار شد درحالي که درخارج از کشور مقدمات تصويب قطعنامه چيده مي شد. اين برداشت دوگانه از گزارش آقاي البرادعي را ناشي از چه مي دانيد؟ موضوع اين است که علي رغم نکات مثبتي که درگزارش آقايي البرادعي وجود داشت، نکات منفي هم وجود داشت که درداخل کشوربه نکات منفي آن توجه نشد.
درکوتاه مدت اثرات اقتصادي آن چگونه خواهد بود؟ تصورم اين است که هم درکوتاه مدت وهم دربلند مدت پيامدهاي منفي خواهد داشت. اين مفهومش آن نيست که از آن شرايط مقابله ومقاومت درايران چشم پوشي کنيم، اما مفهومش اين است که مانند گذشته پيامدهاي منفي ومخربي را براقتصاد ايران درزمينه همکاري هاي بين المللي شاهد خواهيم بود. به هرحال جاذبه هاي ايران به نحوي است که اميدهايي براي توسعه روابط با کشورهاي جهان همچنان وجود خواهد داشت.
قيمت نفت هربشکه بالاي صد دلار مي تواند به کاهش پيامدهاي چنين تحريم هايي کمک کند؟ به هرحال اين اهرم بسيارمهمي دراختيارکشورمان است که درشرايط امروز جهان بسيارمي تواندموثر باشد. اگر چه فکر مي کنم تاثيرات مثبت ومنفي اين موضوع بايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
عکسی از سناتور باراک اوباما نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا با لباس محلی آفریقایی که گفته می شود توسط ستاد انتخاباتی هیلاری کلینتون برای لکه دار کردن شهرت او در اینترنت منتشر شده است
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
بي شك شما نيز تا به حال برخي از لوگوهاي مختلف سايت گوگل را مشاهده كرديد .
لوگوهاي زيباي اين سايت محبوب بسيار هنرمندانه طراحي شده است و با توجه به مناسبتهاي مختلف تغيير مي كند . به طور مثال در شروع سال نو ميلادي يا در مناسبتهايي مانند شروع جام جهاني فوتبال يا المپيك يا روز هالووين يا ولنتاين و ديگر مناسبتها اين لوگو تغيير مي كند و به شكلي هنرمندانه تزئين مي شود . حتي مدتي است (با اصرار فراوان ايرانيان) شاهد هستيم كه در ايام عيد نوروز ، آيين باستاني كشور ما نيز اين لوگو را تحت تاثير قرار مي دهد .
اين همه هنر زاييده خلاقيت و فكر جواني 27 ساله ازكشور كره مي باشد كه تنها كارمند بخش هنري گوگل است!
اين جوان هنرمند ، دنيس وانگ (Dennis Hwang) نام دارد و علاوه بر اين حرفه به عنوان وب مستر در گوگل فعاليت مي كند .
خودش مي گويد بسياري از ايده هايي كه اكنون براي طراحي لوگوي گوگل به ذهنش مي رسد ، مربوط به دوراني است كه در دبيرستان به تحصيل
مي پرداخته است .
در ادامه مي توانيد نمونه اي از ساخت يكي از لوگوهاي گوگل را نوسط دنيس وانگ مشاهده كنيد :
همچنين اگر شما نيز علاقه مند به دانلود تمامي لوگوهاي گوگل (تا اين لحظه ) هستيد مي باشيد ، مي توانيد در ادامه مطلب اقدام به دانلود آن كنيد …
اين ترانه بوي نان نميدهد بوي حرف ديگران نميدهد سفرهء دلم دوباره باز شد سفرهاي كه بوي نان نميدهد نامهاي كه ساده و صميمي است بوي شعر و داستان نميدهد: …با سلام و آرزوي طول عمر كه زمانه اين زمان نميدهد كاش اين زمانه زير و رو شود روي خوش به ما نشان نميدهد يك وجب زمين براي باغچه يك دريچه، آسمان نميدهد وسعتي به قدر جاي ما دو تن گر زمين دهد، زمان نميدهد! فرصتي براي دوست داشتن نوبتي به عاشقان نميدهد هيچ كس برايت از صميم دل دست دوستي تكان نميدهد هيچ كس به غير ناسزا تو را هديهاي به رايگان نميدهد كس ز فرط هايوهوي گرگ و ميش دل به هيهي شبان نميدهد جز دلت كه قطرهاي است بيكران كس نشان ز بيكران نميدهد عشق نام بينشانه است و كس نام ديگري بدان نميدهد جز تو هيچ ميزبان مهربان نان و گل به ميهمان نميدهد نااميدم از زمين و از زمان پاسخم نه اين ، نه آن…نميدهد پارههاي اين دل شكسته را گريه هم دوباره جان نميدهد خواستم كه با تو درد دل كنم گريهام ولي امان نميدهد…
"قيصر امين پور"
+
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
نکته جالب کنکور کارشناسی ارشد علوم سیاسی امسال ، سوالات تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران بود. معمولا 30 سوال این درس از تاریخ مشروطه به بعد است البته گاهي از صفویه هم شروع میشود. در اکثر کنکورها یکی دو سوال را به بعد از انقلاب اختصاص میدهند که امسال یکی از سوالات تعجب خیلیها را برانگیخته بود:
کدام یک از سازمانهای زیر انتخابات مجلس هفتم شورای اسلامی را تحریم کردند؟ 1- مجمع روحانیون مبارز 2- حزب کارگزاران سازندگی 3-..... (این گزینه رو فراموش کردم) 4- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
منصور ارضی مداح معروف تهرانی در مراسم زیارت عاشورای صبح سه شنبه خود اظهاراتی عجیب درخصوص مراسم تشییع و نیز مراسم بزرگداشت آیت الله توسلی بیان داشت.
این مداح تهرانی با اشاره به اقامه نماز بر پیکر آیت الله توسلی توسط حضرت آیت الله العظمی صانعی از مراجع عظام تقلید وی را شیخ {...} معرفی کرد.
وی همچنین کسانی را که به وی اقتدا و بر پیکر آیت الله توسلی نماز خوانده بودند مشتی {...} ، {...} و {...} دانست.
ای کاش دعای داریوش کبیر در پس قرن ها مستجاب می شد که چنین دست به درگاه خداوندگار گشوده بود :"اهورامزدا، این سرزمین را از دروغ، ازجنگ و ازخشکسالی ایمن دارد" و اگر امروز داریوش زنده بود، با دیدن "دروغ" هایی که اصلاح طلبان به اصولگرایان، اصولگرایان به اصلاح طلبان و هر دو به مردم نسبت می دهند و با دیدن "جنگ" های سیاسی کسانی که "شیفته خدمت اند!" و با دیدن این کینه ورزی های خانمانسوز شاید به جای آن دعای زیبا، این نفرین را نثار می کرد که "خشکسالی" برچنین قومی روا باد!
+
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مراسم بزرگداشت مرحوم آیتالله توسلی عضو فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش از ظهر سهشنبه در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد. سخنران این مراسم دکتر حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص بود.
وی درادامه سخنان خود با انتقاد شدید از برخی رفتارهای خرافهگرایانه، گفت: این چه بازیهایی است که عدهای سفره پهن میکنند، جای خالی میگذارند و میگویند این جای امام زمان است. چرا اینقدر مردم را عوام فرض کردهاید. لابد میخواهند فردا توقیع و مهر امام زمان را درست کنند و نشان دهند.
حسن روحانی افزود: مثلا میگویند فلان جلسه مهم روز جمعه باشد که آقا هم حضور داشته باشد، این شیادبازیها چیست که در کشور به راه افتاده است. دو سال قبل بحثی را به راه انداختند که اگر امام زمان آمد از کجا میآید و سیستم بلندگو و صوتیاش چه باشد. آن موقع میگفتند حتما دو سال دیگر امام زمان ظهور میکند ولی چندین سال گذشت و معلوم شد که دروغ میگویند.
+
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:13 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
شورای نگهبان با ارسال نامه ای به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران دستور تازه وی برای انحلال شوراهای عالی را با استناد به نظر این شورا غیر قانونی دانسته است.
در نامه شورای نگهبان تاکید شده که مصوبات مجلس مادامی که مراحل قانونی را طی نکرده و پس از تصویب مجلس برای اجرا به رئیس جمهور ابلاغ نشده، قابلیت اجرا ندارد.
مهمترین خواسته آقای احمدی نژاد "واگذاری کلیه اختیارات و وظایف اجرایی شوراهای عالی به هیات وزیران"، "توقف وظایف و اختیارات تقنینی (قانوگذاری) شوراها" و "باز شدن دست هیات وزیران در تفویض اختیارات به کارگروه های داخلی" بود. جمهور ابلاغ نشده، قابلیت اجرا ندارد.
آقای احمدی نژاد برای انحلال شوراها به اصل 113 قانون اساسی استناد کرده که بر اساس آن رئیس جمهور بعد از رهبر عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد.
اما به عقیده شورای نگهبان استناد دولت به این اصل" فاقد وجاهت قانونی" است "زیرا این اصل به این معنی نیست که رئیس جمهور می تواند مستقیما و بدون قانون مصوب مجلس اقداماتی که متوقف بر تصویب مجلس است انجام دهد."
بر اساس تصمیم دولت، شوراهای عالی نظیر شورای اقتصاد، پول واعتبار، بیمه، علوم، تحقیقات و فناوری، اشتغال، توسعه صادرات غیر نفتی، مناطق آزادی تجاری و صنعتی، آموزش و پرورش، زیست فناوری، استاندارد، اطلاع رسانی، انرژی اتمی، آب، انرژی، حفاظت محیط زیست منحل و اختیارات آنها به کمیسیون های زیر مجموعه دولت منتقل شده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
من یه جا افکارم بند نمیشه همیشه سعی می کنم نظرم منطقی باشه اهل اینکه بیام تعریف کنم نیستم با آدمای زیادی هم سرو کار ندارم که بخوام یه نوعی ازشون دلجویی کنم و خودمو بهشون نزدیک کنم این،نوشتار گوشه ای از درنگها و دغدغه ها و بی قراریهای یک معلم است... فریدون کدخدایی