
بالاخره مجلس سرنوشت کشور و انتخابات را به مرد میلیاردی رئیس جمهور سپرد. . این اولین بار است که در ردههای بالای حکومتی پولداری رسماً اعلام پولداری میکند. شاید اگر شعارهای حمایت از محرومان، آقای احمدی نژاد را رییس جمهور نکرده بود، میشد این کار را گامی به پیش دانست که بالاخره کسی پیدا شد که ثروتش را مخفی نمیکند؛
اما لابد آن قدر انتخابات و وزارت کشور در آستانهی انتخابات دور دوم ریاست جمهوری برای ایشان پراهمیت هست که حاضر شده پشتوانهی دفاع و حمایت مردم عادی را از دست بدهد و به این انتخاب تن دهد. ثروت آقای محصولی البته به خودش مربوط است.
نوش جانش اگر از راه حلال به دست آورده و خوش به حالش که راهها را بلد بوده و مثل شهرام جزایری به موانعی برخورد نکرده است؛ ولی حرفی که هست چرا این فرد از سوی رییس جمهوری که همیشه مخالفانش را به حمایت از سرمایه و پول متهم میکرد، به عنوان وزیر نفت و کشور معرفی شود.
به گفتهی خود صادق محصولی دارایی او هم اکنون ۱۶۰ میلیارد تومان است و این سرمایه را در طی ۱۰ سال و بعد از خروج از سپاه به دست آورده است؛ یعنی به عبارتی هر سال ۱۶ ميليارد تومان و تقریباً يک و سه دهم ميليارد تومان در ماه و روزانه بيش از ۴۰ ميليون تومان و در ساعت يک ميليون و هفتصد و پنجاه هزار تومان و در دقيقه ۲۹۲ هزار تومان درآمد داشته است.
منبع: خلاصه شده
همسر شهید باكری تشریح كرد؛ عملکرد صادق محصولی و حلقه ارومیه
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آقای حسین مرعشی برادر خانم آیت الله هاشمی رفسنجانی -آقای صادق محصولی (مشاور ارشد دکتر احمدینژاد) با آقای ولایتی (وزیر خارجه سابق و مشاور مقام معظم رهبری) باجناق است.
آقای ری شهری (وزیر اسبق اطلاعات)داماد مرحوم آیتالله مشکینی (رئیس اسبق مجلس خبرگان)هستند یا آقای موسی پور (معاون فرهنگی اسبق سازمان تبلیغات و معاون فعلی اطلاع رسانی وزارت کشور) شوهر خواهر محمدرضا باهنر (نماینده مردم تهران در مجلس هفتم و نائب رئیس) است یا شیخ صادق لاریجانی فرزند آیتالله میرزا هاشم آملی ، داماد آیتالله وحید خراسانی (مرجع بزرگوار تقلید و قوی ترین اصولی حوزه علمیه) است. آیتالله جوادی آملی (شاگرد مبرز علامه طباطبایی و مفسر گرانقدر قرآن و از اساتید بزرگ حوزه علمیه قم) عموی خانم فاطمه جوادی (معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان محیط زیست) فرزند آقای اسماعیل واعظ جوادی آملی می باشند. مهرداد بذرپاش (مشاور اسبق دکتر احمدینژاد و مدیر عامل اسبق پارس خودرو و فعلی خودروسازی سایپا) داماد آقای علی احمدی (وزیر آموزش و پرورش) است. مقداد نیلی (سردبیر سایت رجا نیوز) داماد آقای رئیسی (معاون قوه قضاییه) و آقای رئیسی داماد آقای علم الهدی (امام جمعه مشهد). برادر دکتر احمد نجابت (نماینده سابق شیراز در مجلس شورا و مشاور وزیر بهداشت و درمان - پسرشان علیرضا نجابت معاون صدا و سیمای فارس داماد آیت الله حائری شیرازی است) و برادر مهندس غلامحسین نجابت (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و با جناق آیت الله حائری و داماد مرحوم آیت الله سید نور الدین حسینی هاشمی) ، دکتر محمود نجابت (معاون دانشگاه علوم پزشکی) است که ایشان با دکتر خورسندیان (استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز – نماینده احتمالی شیراز در مجلس هشتم و راه یافته به دور دوم) با جناق هستند. دکتر حداد عادل دایی همسر دکتر خرسندیان است. آیت الله حائری شیرازی شوهر خاله مهندس رضازاده (استاندار فعلی فارس و ریاست اسبق شرکت آب و فاضلاب استان فارس و شاغل در استانداری تهران و وزارت نیرو – داماد آیت الله خزعلی و نوه آیت الله سید نور الدین حسنی شیرازی و پسر رضازاده قائم مقام حزب برادران در قبل از انقلاب و خواهر مهندس رضازاده مشاور خانم دکتر اردبیلی (مشاور بانوان استاندار فارس – عروس آیت الله حائری شیرازی – همسر محمد طاهر "شجاع الدین " حائری شیرازی) می باشند و خانم دکتر اردبیلی فرزند مهندس اردبیلی (فرماندار اسبق شیراز – داماد ایشان پسر آقای روح الامینی مشاور آقای محسن رضایی و رئیس انستیتو پاستور) هستند. محمد حسن حائری ("شهاب الدین " – داماد احمد توکلی نماینده مردم تهران – فرزند آیت الله حائری شیرازی - رئیس دفتر امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان فارس) و حسام الدین حائری (داماد یراق طلائی رئیس صداو سیمای استان فارس) و عبد الحسین حائری (فخر الدین - معلم دبیرستان) و نظام الدین حائری (ساکن وین اتریش و داماد آقای لنسر کمونیست مائوئی سابق که پس از تشرف به اسلام هم اکنون یکی از رهبران شیعیان اتریش است و دو فرزند او هم اکنون در حوزه علمیه در ایران در حال تحصیل می باشد) و علی حائری (دانشجوی دانشگاه آزاد – داماد دکتر احمد نجابت) فرزندان آیت الله حائری شیرازی (داماد آیت الله سید نورالدین حسینی هاشمی و نماینده ولی فقیه و امام جمعه شیراز) هستند که ایشان نیزخویشاوند خانواده حاج محمد نمازی و حاج محمدباقر خلیلی هستند.آیت الله حائری دایی آقایان مهندس سید حسین ذوالانوار (فرزند حاج آقا امام – نماینده مردم شیراز در مجلس هفتم و هشتم) وبرادر ناتنی ایشان دکتر سید رحیم ذولانوار (مدیر عامل مؤسسه فلاحت در فراغت – استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان) می باشند. یا مثلا دکتر احمد رضا دستغیب (مشاور جوانان سابق استاندار فارس و نماینده مجلس هشتم شورای اسلامی) فرزند آیت الله سید علی اصغر دستغیب (نماینده اوّل فارس درمجلس خبرگان رهبری) می باشد و عماد افروغ (نماینده مردم تهران در مجلس هفتم) از اقوام وی است. یا حاج حسین روزی طلب (رئیس آموزش و پرورش استان فارس و مسئول حزب موتلفه شاخه استان فارس) عموی محمد حسن روزی طلب (مشاور امور جوانان استاندار فارس فرزند شهید بزرگوار محمد جواد روزی طلب) می باشند و حاج مجید روزی طلب نماینده شیراز در مجلس هفتم شوهر خواهر و پسر عموی حاج حسین روزی طلب می باشند. دکتر کلهر مشاور رسانه ای دکتر احمدی نژاد برادر حاج مجتبی تهرانی می باشند و...
با ايجاد معاونت جديد دانشجويي و فرهنگي وزارت بهداشت، عصمت باروتي همسر حسین شریعتمداری مديرمسئول «كيهان» به عنوان تنها معاون زن وزير بهداشت در اين سمت منصوب شد.
نرگس خاتمی ، دختر کوچک سید محمد خاتمی به عقد برادر زاده کمال خرازی ، وزیر امور خارجه دولت پدر درآمد .
در جشنی که به این مناسبت در منطقه نیاوران تهران و تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد ، بیش از هزار مهمان از مقامات بلند پایه دولت سابق حضور داشتند .
احد قدمی مداح ناشناختهای که شهرتش را مدیون همراهی با عبدالرضا هلالی است؛هماکنون به عنوان مدیر کل حراست سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور مشغول به کار است.
وی که پیش از این در حراست یک شرکت خودروسازی بکار گرفته شده بود، بعد از انتخابات شورا و به خاطر دامادی پروین احمدینژاد به مدیر کلی حراست سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور منصوب میشود.
ازدواج جاسبي رييس دانشگاه آزاد با خواهر آقاي عباس پور نماينده تهران ،وصلت موسي پور معاون پارلماني وزير کشور با خواهر آقاي باهنر نماينده کرمان در مجلس شوراي اسلامي همچنين آقاي غلامعلي حداد عادل و خانم طيبه ماهروزاده و غلامحسين الهام و فاطمه رجبي، فاطمه کروبي و مهدي کروبي، حسن کامران با نيره اخوان نماينده اصفهان در مجلس هفتم پيوند زناشويي دارند.
در همين راستا بين آيت الله موسوي بجنوردي و رياض رييس کميسيون بهداشت مجلس هفتم رابطه پدر زن دامادي وجود دارد.
درميان باجناق هاي سياسي نيز مي توان به اين موارد اشاره کرد:
محصولي مشاور رييس جمهور با ولايتي نماينده ويژه مقام معظم رهبري در امور بين الملل، حسيني نماينده زابل با آقاي کامران نماينده اصفهان و...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

امام جمعه شيراز انتخاب يک سياهپوست در آمريکا را ناشي از تاثير نامههاي احمدي نژاد دانست.
حائري شيرازي در اولين همايش تقدير از دانش آموزان و دانشجويان ممتاز روحانيون مدارس علميه فارس در بخش ديگري از صحبتهايش با اشاره به نامه احمدي نژاد به رئيسجمهور آمريکا گفت: برخي از نوشتن اين نامه انتقاد ميکنند اين در حالي است که انتخاب يک سياهپوست به رياست جمهوري آمريکا خودش ناشي از تاثير اين نامههاست.
منبع
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
اخيرا ماجرائي در تويسركان پيش آمده كه فيلم آن در شبکه های اینترنت براي تمسخر و تحقير دين ( نه بعنوان اطلاع رساني ) بنمايش گذاشت شده .
حجة السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان برای محلل بودن خود دلیل آورده
بايد توجه داشت كه حكم دين اسلام براي كساني كه همسران خود را سه طلاقه مي كنند وجود و حضور يك محلل براي عقد زن مطلقه و طلاق وي براي ازدواج مجدد با شوهر سابقش است . و اين نوعي تنبيه و بيان قبح طلاق در اسلام و درس عبرت به كساني است كه از روي خشم و بدون در نظر گرفتن مصالح خانواده اقدام به متاركه مي كنند . بنا براين هيچ جاي تعجبي ندارد و براي محلل نيز بهيچ وجه نه جرم ونه گناه شرعيه متصوّر است .
هيچ بعيد نيست كه اين ماجرا با نقشه هاي قبلي طراحي شده باشد . چرا كه هيچ آدم عاقلي براي امور پنهان و در خلوت خود از صحنه هايي كه بعداً برايش ايجاد مشكل خواهد كرد فيلم و عكس تهيه نمي كند .
احياناً ساده لوحي و... روحاني مورد بحث است
بنا براين بهتر است در قضاوت هاي خود شتاب بخرج ندهيم . خداوند همۀ ما را در صراط مستقيم عدالت و انصاف نگهدارد
اطلاعیه حجة السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان البته این اطلاعیه را از اینترنت گرفته ام وصحت و سقم ان را نمی دانم ولی ظاهرا ایشان تصریح به محلل بودن دارد
ملت عزيز و هميشه در صحنه ايران
من نيز صحنه را ديدم و بايد عرض کنم که صحنه به هيچ وجه ساختگي نبود اما اين اقدام
بنده به هيچ وجه عمل زناي محصنه محسوب نمي شود زيرا آن خانم در آن لحظه قانونا و شرعا همسر بنده بود. زني که شما در صحنه مشاهده کرديد، فاطمه رجب زاده نام دارد که هم اکنون همسر قانوني و شرعي آقاي غلامعلي الهه زاده مي باشد که اين آقا از کارمندان دفتر من هستند. مدتي پيش آقاي الهه زاده بر اثر موضوعي از دست خانم رجب زاده خشمگين مي شود و در هنگام خشم همسر خويش را سه طلاقه مي کند اما پس از اين که خشمش فروکش مي کند از کرده ي خويش پشيمان مي شود و بار ديگر از خانم رجب زاده تقاضاي ازدواج مي نمايد. بر اساس قوانين شرعي شخصي که همسر خويش را سه طلاقه کرده ديگر نمي تواند با وي ازدواج کند مگر اين که کس ديگري با وي ازدواج نموده و سپس وي را طلاق دهد که در اصطلاح فقهي به اين شخصص محلل گفته مي شود يعني کسي که حلال مشکلات است. اين زوج براي برطرف کردن مشکل شان به نزد من آمدند و از من خواهش کردند که به عنوان محلل اين معضل آن ها را حل بنمايم، از آن جا که بنده همواره زندگي ام را وقف خدمت به مردم و حل کردن مشکلات شان نموده ام نتوانستم از قبول درخواست آن ها سر باز زنم. اين شد که بنده خانم رجب زاده راعقد نمودم و براي اينکه کارم جنبه ي ريا پيدا نکند قبلش همسرم را به خانه ي مادرش فرستادم تا کسي پي به اين فداکاري من نبرد زيرا من دوست ندارم کسي از کارهاي خيري که براي مردم انجام مي دهم باخبر شود. صحنه اي که شما عزيزان مشاهده نموديد در حقيقت در طي همان دو ساعتي اتفاق افتاده که خانم رجب زاده همسر قانوني و شرعي من بودند و من هيچ گناهي را مرتکب نشده ام. من مايل نبودم مردم پي به محلل بودن من ببرند اما حال که ناگزير همه دانسته اند در همين جا اعلام مي کنم که به صورت خالصانه در خدمت مردم هميشه در صحنه ي ايران هستم و هر کس که نظير مشکل اين زوج را داشته باشد مي تواند روي من حساب کند
والسلام عليکم و الرحمة الله و برکاته
حاج حسن گلستاني، امام جمعه تويسرکان
مبنای شرعی حکم محلل آیات ۲۲۹ و۲۳۰ سوره بقره است و وقتی محلل صورت می گیرد که سه طلاق سه مرتبه صورت بگیردو زن برای هر طلاقی عده نگه دارد ومرد در زمان عده به زن رجوع کند آقای گلستانی میگوید :
مدتي پيش آقاي الهه زاده بر اثر موضوعي از دست خانم رجب زاده خشمگين مي شود و در هنگام خشم همسر خويش را سه طلاقه مي کند اما پس از اين که خشمش فروکش مي کند از کرده ي خويش پشيمان مي شود و بار ديگر از خانم رجب زاده تقاضاي ازدواج مي نمايد
در این مورد اصلا طبق شرع سه طلاق روی نداده واین مورد یک طلاق حساب می شود این هم با اجازه دادگاه و به محلل نیازی نیست ماده ۱۰۵۷ قانون مدنی به این امر هم صحه دارد پس آقای گلستانی در این امر صادق نیست یا اطاعیه بالا نقص دارد که دادگاه باید در این مورد رسیدگی کند
وزشتر انکه ایشان اورده است
من مايل نبودم مردم پي به محلل بودن من ببرند اما حال که ناگزير همه دانسته اند در همين جا اعلام مي کنم که به صورت خالصانه در خدمت مردم هميشه در صحنه ي ايران هستم و هر کس که نظير مشکل اين زوج را داشته باشد مي تواند روي من حساب کند
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
 |
| Sir Henry C. Rawlinson |
16 نوامبر 1846 را روزی نوشته اند كه «سر هنری راولینسون Sir Henry C. Rawlinson» موفق به خواندن خطوط میخی سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون شد و آن را ترجمه كرد. این سنگنبشته مربوط به سال 519 پیش از میلاد (2 هزار و 525 سال پیش) است كه حدود جغرافیایی ایران در آن مشخص شده و «سند مالكیت میهن ما» بشمار می رود، تنها كشور جهان كه چنین سندی را دارد. راولینسون از دهه 1830 تلاش خود را برای خواندن كتیبه های (خط میخی) ایران باستان آغاز كرده بود. وی كه بر زبان فارسی مسلط بود قبلا آتاشه نظامی انگلستان در ایران بود و مطالعه تاریخ ایرانیان وی را علاقه مند به ایران كار كرده بود. پیش از او، Grotenfend گروتنفند آلمانی دست به چنین تلاشی زده بود ولی موفق به خواندن كامل متون نشده بود و معنای برخی از كلمات را حدس زده بود. راولینسون متوجه شده بود كه كتیبه ها به سه خط نوشته شده اند و از متن ساده تر و كوتاهتر آغاز كرده بود. در این متن، وی به كلماتی برخورد كرده بود كه در كتیبه های میخی تخت جمشید و نقاط دیگر ایران وجود داشت و حدس زده بود كه نام های خاص هستند و با یافتن حروف مشترك كلماتی چون داریوش، هیشتاسب (نام پدر داریوش)، آریامازس، خشایارشا، پارسو (واو مفتوح = پارسوا)، هخامنشی و ... موفق به خواندن سنگنبشه ها شد كه اوج تمدن، مدیریت و دانش ایران باستان را به جهانیان بازتاب داد. آرزوی داریوش در یك كتیبه اش كه اهورامزدا (خدای بزرگ) ایران را از دروغ و خشكسالی بركناردارد، درجهان از اهمیت ویژه برخوردار است. شرح ساتراپی های ایران سند بپاخیزی مسلحانه تاجیكها (پارس ها) در آسیای مركزی بر ضد استالین در دهه 1930 قرارگرفته بود كه خواهان پیوستن به ایران و افغانستان شده بودند و پدر احمدشاه مسعود از سران این قیام بود كه بعدا به افغانستان پناهنده شد. در كتیبه بیستون، فرارود یك ساتراپی ایران قلمداد شده است كه تاجیكهای ساكن آنجا تا به امروز از زبان پارسی و فرهنگ ایرانی خود پاسداری كرده اند. راولینسون كه سالها عمر خود را صرف كشف حروف و خواندن كتیبه های ایران باستان كرد در سال 1810 در Chadlington چادلینگتون انگلستان به دنیا آمده بود و در سال 1895 درگذشت.
کنده کاری های بیستون
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 3:23 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

یک بار وقتی داشتم وب گردی میکردم به خاطرهی پرمعنایی از فرزند آیت الله خزعلی معروف در وبلاگش برخورد کردم؛ خواندنی است:
به زیارت ثامنالحجج علی ابن موسی الرضا (ع) رفته بودم. پیرمردی فرزانه از تجار قدیم خوزستان مرا دید. خاطرهای جالب از ۴۰ سال قبل نقل میکرد. او میگفت: ۴۰ سال قبل پای منبر پدرت در آبادان بودم. به فاصلهی کمی از مسجد، کاباره و کازینو بود و جمعی از جوانان به میگساری و لهو و لعب و قمار مشغول بودند. حضرت آیت الله بر فراز منبر با اشاره به انحراف جوانان فرمودند:
"اگر ۲۴ ساعت رادیو و تلویزیون را به ما بدهند، خواهید دید که چگونه این جوانان را تربیت و اصلاح میکنیم."
سپس آن پیز فرزانه گفت: "به پدر بگویید هنوز ۲۴ ساعت نشده است؟!"
واقها امروز که بیش از ۳۰ شبکه رادیو وتلویزیونی دست ایشان هست چه کرده؟
منبع وب سایت ابطحی

+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

آيت الله صافي درواكنش به اقدام اخير سازمان تحت امر مشايي؛ اللهم انا نشکوا اليک فقد نبينا و غيبة امامنا و کثرة عدونا
پس از انتشار اخباری در سايت های خبری مبنی بر «اتفاق عجيب در همايش سازمان ميراث فرهنگی» ، آيت الله صانفی گلپايگانی به شدت نسبت به اين اتفاق، واکنش نشان داد.
آيت الله صافی در درس خارج فقه ضمن محکوميت اهانت به ساحت مقدس قرآن کريم در همايش سازمان ميراث فرهنگی افزود: اينها جسارت کرده و به قرآن بی احترامی نمودند و قلب مقدس امام رئوف و مهربان، حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشريف را آزرده خاطر کردند.در مقابل اين اهانت چه بايد گفت؟ اهانت به قرآن قابل تحمل نيست و کسی که مسئول اين سازمان است صلاحيت ندارد در اين جايگاه باشد.
بنابراين گزارش، در همايش سازمان ميراث فرهنگی که با موضوع دعوت از سرمايه گذاری برای پروژههای گردشگری برگزار شده بود،
هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، ۱۲ خانم با لباس محلی دف زنان روی سن آمدند و در حالی که قرآن را در سينی گذاشته بودند با حالات ريتميک، قرآن را به قاری تحويل داده و سن را ترک کردند و سپس قاری مراسم (که از قاريان مشهور کشور می باشد) شروع به تلاوت قرآن کرد.پس از پايان تلاوت قرآن، دوباره اين افراد به همان صورت روی سن آمدند و در حالی که دف میزدند قرآن را تحويل گرفته و سن را ترک کردند.گفتنی است اين موضوع که تعجب حاضران را برانگيخته بود، درحضور رئيس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و تنی چند از مسئولان کشور صورت پذيرفت.
کجایند کفن پوشان انصار حزب الله دوره خاتمی
خداوند همه ما را امتحان میکند
همه چیز رنگ سیاسی به خود می گیرد
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 8:36 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در حاشيه دومين سفر استاني هيات دولت به استان مازندران، پوستري که در آن دو عکس از دکتر احمدي نژاد در سالهاي 84 و 87 در کنار هم به چاپ رسيده بود، در بين حضار پخش شد.
اين پوستر نشان ميدهد محاسن احمدي نژاد سفيد و صورت او نيز شکستهتر از قبل شده است.

گفتني است، اين پوستر عاطفي در تيراژ وسيع و به وسيله يک نهاد «غيرخصوصي» به چاپ رسيده بود.
اين پوستر پيشتر هم در برخي محافل و سفرهاي استاني توزيع شده بود.
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 8:32 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مدير مركز مشاوره و توسعه نانوتكنولوژي ايتاليا گفت:
ايرانيان باستان اولين كساني بودند كه در 2530 سال قبل فناوري نانو را مورد استفاده قرار دادند.
ايمان مرادي شب گذشته در سمينار" تازه هاي فناوري نانو در عرصه توليد و تجارت بين الملل" كه در محل اتاق بازرگاني اصفهان برگزار شد، افزود: فناوري نانو يك فناوري جديد نيست و اولين كساني كه ادعا ميكردند براي اولين بار فناوري نانو را مورد استفاده قرار دادند، روميان باستان در 1600 سال قبل بوده اند اما با توجه به شواهد موجود، ايرانيان باستان نيزدر 2530 سال قبل در زمان هخامنشيان از اين روش استفاده كرده اند.
وي ادامه داد: در موزه لندن فنجاني وجود دارد كه در زمان روميان باستان ساخته شده است كه خصوصيت اين فنجان اين است به حالت معمولي به رنگ تيره مشاهده مي شود اما وقتي از كنار به آن نور مي تابانيم اين فنجان به رنگ سبز مشاهده مي شود.
برنده اولين جايزه ملي نانوتكنولوژي ايران وعضو انجمن بين المللي نانوتكنولوژي آمريكا در اين باره اظهار داشت: پايه اين فنجان به رنگ زرد طلايي و بدنه آن از سيليكاي سبز رنگ نيز است و اگر نوري را از بالاي به آن بتابانيم مي بينيم كه رنگ آن به قرمز، تغيير مي كند.
به گفته وي پس از انجام فرآيند آناليز مشخص شد كه نانو ذرات طلا و نقره در سايز 20 تا 30 نانومتر موجود در فنجان از طريق جذب شدن طول موج هاي آبي و سبز و عبور دادن طول موج قرمز، باعث ديده شدن فنجان به رنگ قرمز مي شوند.
مدير مركز مشاوره و توسعه نانوتكنولوژي ايتاليا اضافه كرد: در ادبيات ايران بارها به كلمه " زر سرخ " اشاره شده و زر سرخ طلاي قرمزي است كه مورد استفاده ايرانيان باستان قرار مي گرفته و بسيار ارزشمند بوده است.
وي تصريح كرد: اولين طلاي دنيا در زمان داريوش اول و با نام " داريك " ساخته شد و به نام اولين سكه طلا در دنيا ثبت شد.
مرادي در تشريح خصوصيات اين سكه گفت: 95درصد اين سكه طلا و 5درصد آن نقره بود كه در آن زمان به عنوان ارز رايج استفاده مي شد. حال در همان زماني كه اين سكه ساخته شده شيءاي بنام " زر سرخ " وجود داشته است كه در كتب اوستا به آن اشاره شده است.
وي اذعان داشت: پس از مطالعات فراوان دريافتند كه ايرانيان باستان زر سرخ را به دليل ارزشي كه داشت، به عنوان مهريه دختران خود قرار مي دادند. در اين مطالعات همچنين مشخص شد كه در دوران مختلف تاريخ ايران ظروف قرمز رنگ با ارزشي ساخته شده است.
عضو انجمن بين المللي نانوتكنولوژي آمريكا اعلام كرد: ممنوعيت اضافه كردن فلز ديگري غيراز نقره به طلا در زمان داريوش اول و وجود زر سرخ دو استدلال تاريخي هستند كه نشان مي دهند ايرانيان باستان از فناوري نانو استفاده مي كرده اند.
به گفته وي استفاده از نانوذرات طلا اولين بار در نيشابور ايران مورد استفاده قرار گرفت كه از نانوذرات طلا براي ضرب سكه و از نانوذرات نقره براي جلوگيري از چسبيده شدن ذرات به هم استفاده كردند.
منبع :عصر ایران
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
روزنامه "ديلي تلگراف" در یکی از شماره های خود در اینباره نوشت: خريد خيار براي زنان عراقي ممنوع شده است. اين حکم توسط يک مفتي وابسته به القاعده صادر شده و زنان را از خريدن خيار منع کرده و استدلال وي نيز مردانه بودن آن است
صدور چنين فتواهايي از جانب برخي مفتي هاي افراطي پيش از اين نيز ديده شده است. در يکي از مواردي که خبرگزاري رويترز به آن پرداخته نيروهاي شبکه القاعده بزهاي ماده را به دليل مؤنث بودن به قتل مي رساندهاند. براي جلوگيري از اين اقدام حکم مفتي بر اين قرار گرفته که براي اين حيوانات نوعي پوشش تهيه شود تا از پيش آمدن چنين حالتي جلوگيري بنمايد.
در آوريل سال 2007 خبرنگار آسوشيتد پرس گزارش داد شبکه القاعده در شهر بعقوبه عراق قرار گرفتن جعبه ها و ظروف حاوي گوجه فرنگي را در کنار ظروف خيار ممنوع کرده و ميوه فروشان ملزم شده اند چنين دستوري را اجرا نمايند.
اين گزارشها نشانگر اوج افراط گرايي و اجبار براي نشان دادن آن در شئونات زندگي از سوي وابستگان به اندیشه وهابیت و شبکه القاعده است.
در فتوای دیگر از یک مفتی عربستانی برگزاری جشن تولد و سالگرد ازدواج باطل و حرام اعلام شده است.
در همین راستا شيخ عبدالعزيز آل شيخ، افزود جشن تولد خلاف حق است. اگر فرزند انسان سالم به دنیا آمد و یا زندگی زناشویی سالها ادامه پیدا کرد مسلمان بايد تنها خدا را شكر كند.
وي كه در پاسخ به سوال يك روزنامه درباره جواز برگزاري جشن تولد و سالگرد ازدواج سخن مي گفت ادامه داد: مسلمانان تنها دو عيد دارند عيد فطر و عيد قربان، كه از پايه هاي اسلام هستند و همچنين روز جمعه كه عيد هفته محسوب مي شود. اما به جز اينها عيد ديگري در اسلام نيست.
عبدالعزیز آل شیخ البته اشاره اي به عيد غدير در بين شيعيان و سيره مسلمانان در برگزاري و بزرگداشت ايام مبارك سال نكرد.
وی در ادامه گفت: این مسيحيان هستند که اعياد زيادي دارند. عيد مادر، عيد شجره، عيد براي هر چيز ديگر، هرسال هم عيدي به مناسبت سالروز تولد فلان شخص دارند و در اين روزها شمع روشن ميكنند و غذا پخش ميكنند.
این در حالی است که اندكي پيش يكي از علماي عربستان در تلویزيون اين كشور گفته بود اگر جشنهاي تولد بدون اطلاق اسم عيد بر آنها باشد جايز است.
در فتوای دیگری مفتیان وهابی عربستان سعودی خرید و فروش سگ و گربه در این کشور را حرام اعلام کردند. بر همین اساس مسئولان شورای امر به معروف و نهی از منکر ریاض در عربستان اعلام کردند که فتوای دینی شورای علمای بزرگ مسلمان به عنوان عالیترین مرجع دینی این کشور را در خصوص ممنوعیت فروش سگ و گربه و حمل کردن آنها در خیابان و اماکن عمومی را اجرا میکنند.
افراط و تفریط اندیشه وهابیت را میتوان به راحتی در این فتوا مشاهده کرد. برخی مفتیان وهابی اعلام کردهاند: ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد.
آنان میافزایند: اگر مردى دخترش را كه در شرق جهان با وى زندگى مىكند به همسرى پسرى در آورد كه او در غرب جهان با پدرش زندگى مىكند و هيچگاه آن دو يكديگر را نبينند و از محل زندگى بيرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او همان كسى خواهد بود كه در غرب دنيا زندگى مى كند، اگر چه هيچگاه همسرش را ملاقات نكرده و حتى نديده باشد. همچنين اگر كسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زير نظر نگهبانان زندانى كنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در كنار همسرش ببيند همه آنان فرزندان وى خواهند بود اگر چه فرصت يك لحظه ديدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. اين امر امكانش دور از واقعيّت نيست، زيرا ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد.
در فتوای دیگر از مفتیان وهابی اهداي گل به بيماران حرام اعلام شده است. این فتوا در پي افزايش گل فروشيهاي اطراف بيمارستانها و اهداي گل از سوي عيادت كنندگان به بيماران، توسط مركز پژوهشهاي علمي و دفتر افتاء عربستان سعودي صادر شده است.
اين مركز همچنين با اشاره به دلايل صدور اين فتوا تصريح كرد: با توجه به اينكه آيين اهداي گل به بيماران سنتي است كه مسلمانان جهان از كشورهاي غربي اتخاذ كرده اند، لذا عمل كردن به آن غير مجاز است
مركز مذكور همچنين در اين بيانيه آورده است: اهداي گل به بيمار علاوه بر اينكه از سنت هاي بلاد كفار است، هيچ منفعتي براي بيمار نخواهد داشت، لذا اهداي آن امري بيهوده است.
علماي مذكور در ادامه عنوان كردند: مصرف كردن اموال مسلمانان در راه هاي بيهوده اي همچون اهداي گل به بيماران، امري غير مجاز بوده و به جاي اين امر دعا كردن براي بيمار و آموزش راه هاي درمان الهي به آن امري پسنيده تر است.
علماي عربستان سعودي همچنین اهداي گل سرخ در روز والنتاين را حرام اعلام كردند كه فروش گل سرخ در آن روز به طور كلي ممنوع شد.
در یکی دیگر از فتاوی علمای وهابیت که در الجزایر صادر شد، پرداخت نقدي زكات فطريه را حرام اعلام کردند.
اما فتوای بسیار تأسف برانگیز وهابیت در مورد ازدواج مجاهدین با دختران کوچک بوده که در عراق و برای جنگجویان القاعده صادر شده است
طی چند ماه اخیر چندین خبر در مورد ازدواج اجباری دختران کوچک و کم سن و سال با مردان بزرگ و پیر در برخی کشورهای عربی مانند عراق، عربستان، یمن، اردن، مصر و مراکش شنیده شده است. در بیشتر اینگونه ازدواج ها نیاز مادی پدر دختر و فقر شدید خانواده وی موجب شده که او را به ازدواج مردی ثروتمند در آورند که دهها سال از او بزرگ تر و حتی گاهی بسیار پیر است.
طی سالهای اخیر که آمریکا عراق را به اشغال خود درآورده، گروههای مسلحی که خود را مجاهد می نامند، خانواده های عراقی را وادار و قانع می کردند که دختران کم سن و سال خود را به ازدواج آنان در آورند. این افراد به اصطلاح مجاهد، این خانواده های عراقی را با استفاده از فتواهایی که توسط شیوخ صادر شده بود، فریب می دادند. بیشتر جنگجویان این گروههای مسلح از کشورهای اردن، افغانستان، یمن، عربستان، الجزایر، مراکش و غیره بودند که برای مبارزه علیه اشغالگران به عراق آمده اند. اینگونه ازدواجها توسط مجاهدین بیشتر در شهرهایی مانند فلوجه و دیالی صورت می گیرد.
در همین راستا شیخ "کامل الجبوری" از شیوخ عشایر عراقی سرشناس در شهر فلوجه در این باره می گوید: خانواده های عراقی از سوی این افراد که خود را مجاهد می نامیدند تهدید می شدند و به اجبار با دخترانشان ازدواج می کردند.
وی در ادامه می افزاید: آنان حتی ائمه مساجد فلوجه، بعقوبه و برخی دیگر مناطق را فریب داده بودند که فتواهایی صادر کنند و بر اساس آن اهالی این مناطق را به این کار دعوت و آنرا فریضه ای دینی معرفی کنند که ثواب زیادی هم در پی خواهد داشت.
در پایان گفتنی است خبرهاي چنين فتواهایی که امروز با نام مفتیان وهابی و یا شبکه القاعده در رسانه هاي غربي منتشر شده و به اسلام منتسب ميشود به روايتهايي مضحک در مورد القاعده تبديل شده است، با اين حال نوک پيکان تمام چنين تبليغاتي مسلمانان هستند که در بيشتر کشورهاي غربي با نام تروريست و خشونت طلب از آنان ياد ميشود
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 4:20 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

محمود احمدي نژاد مطالب تازه يي را از هشدارهاي سابقش به سران دنيا درباره «رو به اضمحلال بودن حکومت ظالمان» و نتايج فعلي آن هشدارها مطرح کرد. به گزارش فارس وي طي سخناني در جشنواره فرهنگي هنري امام رضا(ع) در ابتداي سخنراني خود با اشاره به اينکه ظالمان به پايان راه خود رسيده اند، خدا را شکر کرد و گفت؛
امروز همه مکاتب، حکومت ها و مدعيان در ميدان عمل تجربه و به لطف خدا به بايگاني سپرده شده اند. احمدي نژاد تصريح کرد؛ ترديدي ندارم چه آنان که نوبه نو مي آيند و چه آنان که به پايان راه رسيدند، اگر همه دست در دست هم، همه قواي شيطاني را بسيج کنند، باز هم راهي جز بازگشت، توبه و تبعيت از امام معصوم ندارند، چرا که در غير اين صورت از مسير حرکت بشر به سوي کمال پارو خواهند شد. وي افزود؛ آنها خيال نکنند که روي خزانه هاي ميلياردي و انبارهاي سلاح نشسته اند، چرا که همه اينها در يک چشم بر هم زدن بر باد است.
وي با بيان اينکه پيش از اين به سران دنيا در آستانه اضمحلال بودن حکومت ظالمان را هشدار داده بودم، اظهار داشت؛ آن زمان آنها با حالت تعجب به من نگاه مي کردند و حتي وقتي که دلايل مان را گفتم، متوجه نشدند چرا که در همان فضا مي انديشند و راه و هدف و جنس شان همان بود. اما اکنون با تعجب به من مي گويند تو از کجا فهميدي که چنين حادثه يي در پيش است؛
من گفتم تعجب مي کنم چرا شما فروريختن آن بنيان ها را نمي بينيد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اعظم طالقانی” یکی از قدیمی ترین سیاستمداران زن ایرانی و نخستین زنی است که در تاریخ ایران برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرده. پدرش آیت الله طالقانی یکی از پیشگامان انقلاب اسلامی ایران بود.
طالقانی خود را «فعال حقوق زن، اصلاح طلب و منتقد سیاسی» می داند. وی در عین حال ریاست یکی از انجمن های زنان ایران را هم به عهده دارد. اگرچه نشریه او توقیف شده، طالقانی در نشریه های مختلف به بیان دیدگاه هایش می پردازد. وی می گوید « با وجود داشتن نوه و ناراحتی جسمانی ای که راه رفتنش را با دشواری روبرو کرده، گوشه نشینی اختیار نکرده است».
اعظم طالقانی» که برای سخنرانی در دانشگاه شیراز حضور یافته بود، تصریح کرد:
«آقای احمدینژاد برای نظرات مردم ثابت کن ارزش قائلی، سپس نظرات آنها را بخواه. من واقعاً نمیدانم این جوان گویا خیلی مانده تا پیر شود».
فرزند آیتا… طالقانی در مورد سیاستهای احمدینژاد افزود:
«آقای احمدینژاد یکهتاز است. تصمیم میگیرد این آقا را بر دارد، آن را جایگزین کند و… از طرفی برای رفع مشکلات اقتصادی کشور نامه به اقتصاددانان مینویسد و با آنها جلسه میگیرد و از طرف دیگر باز هم کار خود را میکند».
وی با بیان اینکه مردم آلت دست شما نیستند اضافه کرد: «آقای احمدینژاد برای نظرات مردم ثابت کن ارزش قائلی، سپس نظرات آنها را بخواه. من واقعاً نمیدانم این جوان گویا خیلی مانده تا پیر شود».
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 10:59 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
كیان پارسا: «ما با دوستان در روز دهم یا یازدهم اسفند [در مدرسه رفاه] نشسته بودیم. اینقدر یادم هست كه مرحوم شهید بهشتی، شهید باهنر، آقای هاشمی، آیتالله خامنهای، آیتالله مفتح، آیتالله محلاتی، آیتالله شاهآبادی و آقای ناطق نوری در آن جلسه حضور داشتند.
در اتاقی نشسته بودیم و از جریانات و اوضاع مملكت صحبت میكردیم. ساعت حدود یازدهو نیم بود كه ناگهان مرحوم شهید مطهری سراسیمه از اتاق دیگر وارد شدند و گفتند: الان این نهضتیها و بعضی از این وزرای نهضت، اینها با آقای لاهوتی در محضر امام هستند و امام، حكم فرماندهی نیروهای انقلابی را برای آقای لاهوتی نوشتهاند و بناست ساعت 12 از رادیو پخش شود و این فاجعه است. نه از جهت خود آقای لاهوتی كه خود آقای لاهوتی آدم بدی نیست، ولی ایشان فردی عاطفی و احساسی و ساده است و اینها دورش را گرفتهاند و...»
مهدوی كنی، خاطرات، ص 227
اشتباه نكنید! راوی این روایت، آیتالله مهدوی كنی، رفیق قدیمی و همبند شیخ حسن لاهوتی در سالهای اقامت در زندان است و بسیاری از آن افرادی كه در آن جلسه نشسته و همراه و همرأی با آیتالله مطهری، نگران از بسط ید حسن لاهوتی بودند نیز دوستان قدیمی لاهوتی به حساب میآمدند؛ بلی، این از بدعهدی ایام بود كه ماهی از انقلاب ایران نگذشته، دوستان قدیمی چنین با تردید و شبهه در دوست انقلابی خود نظر میكردند. شرح این روایت به خوبی شاهد آن ضربالمثل قدیمی است كه از سرنوشت «انقلاب و فرزندان انقلاب» میگوید.
آنچنان كه مهدوی كنی در خاطرات خود میگوید به پیشنهاد مطهری، در آن جلسه سریعا مهدویكنی را به عنوان مسوول كمیتهها انتخاب كردند تا مبادا مسوولیت كمیتهها نیز با مسوولیت سپاه یكی شود و بدینترتیب آیتالله مطهری، در میانه جلسه امام با اعضای دولت موقت و حسن لاهوتی، حكم ریاست مهدوی كنی بر كمیتهها به دستخط مطهری و امضای امام صادر میشود.
ماجرای مهدویكنی و حسن لاهوتی -دو دوست قدیمی-اما به همین جا نیز خاتمه پیدا نكرد: «من با حفظ سمت به وزارت كشور منصوب شدم. در آن موقع آقای لاهوتی امام جمعه گیلان بود. بر سر مسائل كمیته میان من و آقای لاهوتی اختلافات زیادی پیش آمد. یك بار به خاطر مسالهای بیشتر از نیم ساعت میان من و ایشان، مشاجره لفظی رخ داد.» (خاطرات مهدوی كنی، ص 229)
داستان مواجهه حسن لاهوتی با دوستان قدیمی به همین مقدار نیز محدود نبود. او به نمایندگی امام در سپاه انتخاب شد تا در حقیقت پایهگذار نیروهای مسلح انقلابی در ایران باشد. اما از همان ابتدای امر برخی نیروها ساز مخالفت با او را كوك میكردند. آنچنانكه محسن رفیقدوست برای گلهگزاری درباره حسن لاهوتی چند بار به خدمت رهبر انقلاب رسید تا سرانجام به همراه محمد غرضی و مرضیه دباغ در دیداری با امام، نظر مساعد ایشان را برای انتقال نظارت بر سپاه از دولت موقت به شورای انقلاب جلب كرد و بدینترتیب راه را برای استعفای حسن لاهوتی از سپاه پاسداران گشود.
حسن لاهوتی نماینده مجلس اول شد و در انتخابات ریاستجمهوری اول نیز برخلاف بسیاری از دوستان سابق خود كه اكنون در حزب جمهوری مستقر بودند، از كاندیداتوری ابوالحسن بنیصدر حمایت كرد؛ حال آنكه كاندیدای حزب جمهوری حسن حبیبی بود. سخنرانی حسن لاهوتی در كوچصفهان گیلان در حمایت از بنیصدر به درگیری و زدوخورد انجامید و در این میان یكی از محافظین آیتالله نیز مجروح شد. به هم زدن سخنرانی لاهوتی، راه را برای ورود سیداحمد خمینی، دوست و یار قدیمی لاهوتی و موضعگیری او علیه گروههای فشار گشود. سیداحمد خمینی نامهای به مجلسیان نوشت و در مذمت «چماقداری» سخن گفت. این ماجرا البته برخی از روحانیون را خوش نیامد.
آنچنان كه علیاكبر ناطقنوری نیز در خاطرات خود میگوید: «من خیلی عصبانی شدم. رفتم پشت تریبون مجلس و خطاب به احمدآقا گفتم: این چه نوع برخوردی است كه شما میكنید، این همه ضد آقای بهشتی جوسازی میكنند و صحبتهای ایشان را به هم میریزند اما جنابعالی حرفی نمیزنید و از آقای لاهوتی دفاع میكنید؟... چون شما فرزند امام هستید نباید چنین دفاعی بكنید.» (خاطرات ناطق نوری، ج 1، ص 216) و البته علیاكبر ناطق نوری در حالی این اعتراض را بر سیداحمد خمینی وارد میكرد كه امام نیز آیتالله لاهوتی را «نور چشم خود» لقب داده بود.
با این حال سیداحمد خمینی ماجرا را پایانیافته تلقی نكرد و در كنفرانسی مطبوعاتی به سخنان ناطق و دوستان او پاسخ گفت: «برای هر كسی نامه را مینوشتم، این سوال برای عدهای مطرح میشد و من در همان نامه هم نوشتم كه موضوع شخص برادرم، حضرت آقای لاهوتی نیست بلكه موضوع زیر پا گذاشتن ارزش است... با چماق هیچ كاری حل نمیشود جز اینكه آبروی جمهوری اسلامی ریخته شود.»(كیهان، 24/1/60)
حسن لاهوتی اما به هر حال مخالف حزب جمهوری بود و در ماجرای رای عدم اعتماد به بنیصدر از جمله نمایندگانی بود كه غیبت را بر حضور در جلسه پارلمان ترجیح داد و آن روز را در خانه ماند. انتقادات حسن لاهوتی آنچنان بود كه اكبر هاشمیرفسنجانی نیز جمعه 22 خرداد 1360 در دفترچه خاطرات خود نوشت: «شب آقای لاهوتی آمد و بحث زیادی درباره موضع ایشان داشتیم. ایشان از موضع امام، ما، مردم، صداوسیما و مجلس انتقاد داشت.»
بدینترتیب حسن لاهوتی با رویكرد انتقادی خود در مسیر حركت به سوی حاشیه قرار گرفت و به مرور زمان بر فاصله او با ساختار حاكم بیش از پیش افزوده شد. او اما در حالی به حاشیه میرفت كه برای سالهای متمادی از نیروهای محوری در متن مبارزات انقلابی بود.
حسن لاهوتی به واسطه مبارزه با رژیم پهلوی و حمایت از مبارزه مسلحانه و مجاهدین خلق به دفعات راهی زندان شد و برای آخرین بار، از سال 1354 تا 1357 را در زندان شاه سپری كرد. جالب آنكه آیتالله لاهوتی از هر سو هدف انتقاد بود. بخشی از روحانیت در سالهای پیش از انقلاب در حالی او را حامی مجاهدین میدانستند كه لاهوتی به واسطه امضای فتوای «نجس بودن ماركسیستها» در زندان پهلوی، از سوی مجاهدین مورد انتقاد شدید واقع شده و در زندان این پیام را از موسی خیابانی گرفته بود: «شماها صلاحیت نظر دادن در مسائل اجتماعی را ندارید. زیرا همیشه دنبالهرو هستید... حد خودتان را بشناسید و پا را از گلیمتان بیرون نگذارید.» (مجاهدین خلق از پیدایش تا فرجام، ج 2، ص270)
آیتالله لاهوتی نماینده مجلس اول بود كه چهارشنبه 6 آبان 1360، در حالی كه دو روز پیشتر فرزند او وحید نیز روانه زندان شده بود، بازداشت شد. اكبر هاشمیرفسنجانی كه علاوه بر سابقه دوستی و خانوادگی (دو فرزند او فاطمه و فائزه با دو فرزند لاهوتی، سعید و حمید ازدواج كرده بودند) اكنون رئیس مجلس نیز بود، خاطره آن روز را چنین در دفترچه خاطرات خود به ثبت رسانده است: «ساعت سه بعدازظهر خبر دادند كه از طرف دادستانی انقلاب به خانه آقای حسن لاهوتی ریختهاند و خانه را تفتیش میكنند.
به آقای اسدالله لاجوردی گفتم با توجه به سوابق و مبارزات آقای لاهوتی، بیحرمتی نشود. گفت به دنبال مدارك وحید لاهوتی هستند. اول شب اطلاع دادند كه آقای لاهوتی را به زندان بردهاند و احمد آقا هم تماس گرفت و ناراحت بود. قرار شد بگوییم ایشان را آزاد كنند. آقای لاجوردی پیدا نشد. به آقای سیدحسین موسوی تبریزی، دادستان كل انقلاب گفتم و قرار شد فوراً آزاد كنند. احمدآقا گفت امام هم از شنیدن خبر ناراحت شدهاند.»
صبح روز بعد اما اكبر هاشمیرفسنجانی كه شب را در مجلس خوابیده بود از فوت آیتالله لاهوتی باخبر شد: «آقای لاجوردی، دادستان انقلاب تهران گفت كه آقای لاهوتی اتهامی نداشتهاند و برای توضیح مدارك مربوط به وحید آمده بودند كه به محض ورود به زندان دچار سكته قلبی شده و معالجات بیاثر مانده است. قرار شد پزشكی قانونی نظر بدهد.» (خاطرات هاشمیرفسنجانی)
پرونده زندگی حسن لاهوتی اگرچه اینچنین بسته شد اما حرف و حدیثها در خصوص مرگ او در جای خود باقی ماند. اكبر هاشمیرفسنجانی از فرزندان خود خواست كه پیگیری ماجرا را به فراموشی بسپارند و خود نیز چه بسا از همین رو، تا چندی پیش هم به رغم گذشت بیش از دو دهه از آن ماجرا، سراغی از آن گزارش پزشكی قانونی نگرفته بود.
سالها پس از درگذشت آیتالله لاهوتی اما مطالعه آن گزارش، اكبر هاشمیرفسنجانی چهره پرنفوذ جمهوری اسلامی را نیز متحیر كرد؛ آنچنان كه گویی همچنان ناگفتهها درباره حسن لاهوتی بسیار است.
منبع
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 2:24 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

نویشته زیر از کامنت یک بازدید کننده محترم در مورد جواب آقای دکتر شیرزاد از مدرک دکتر احمدی نژاد است که عینا تقدیم می شود
بسم الله الرحمن ا لرحیم
با سلام
در پاسخ این سوال جوابی از آقای دکتر شیرزاد داده شده که مایلم توضیحی خطاب به آقای شیرزاد بدهم. جناب آقای دکتر شکی نیست که دادن یک مقالة ISI برای شخصی با توانمندی های علمی دکتر احمدی نژاد کار سهل و ساده ای است چرا که دانشجویان ارشد با توانایی های متوسط کمی به بالا هم می توانند در مجلات معتبر آی.اس.آی مقاله بدهند. اما بنده به طور قطع نمی دانم که ایشان مقالة ISI داده اند یا نه. اما اگر فرض دوم صحیح باشد یعنی تعداد مقالات ISI ایشان صفر باشد توضیحش به نظر بنده بسیار ساده است و بنده هم فعلاً معتقدم که کار درست همین است و قشر علمی و دانشگاهی ما نباید تا این حد به ISI بها دهند. ذیلاً دلایل خودم را در این باره ذکر می کنم. البته تاکید می کنم ممکن است این دلایل نواقصی هم داشته باشند که خوشحال خواهم شد با خوانندگان محترم تبادل نظر نمایم. و اما دلایل مورد نظر برای عدم ارائه مقالات به ISI:
1- اولاً از چندین سال پیش ایده ای در ذهن برخی روشن فکران این مملکت که در راس آنها مقام عزیز ولایت بود شکل گرفته مبنی بر نهضت تولید و بومی سازی علم که هدف غایی و آرمانی این نهضت رسیدن به اوج شکوفایی علمی در کشور می باشد به نحوی که از وارد کننده علم و پیرو بودن، به صادر کننده و پیشرو بودن در تولید علم و بهره برداری از آن تبدیل شویم. از طرفی همانطور که خودتان بهتر می دانید عمده مقالات ISI کمکی به حل مشکلات داخلی و در نتیجه بومی سازی علم نمی کنند البته به جز استثناء هایی که باز هم جنبه پیرو بودن را از دست نمی دهند. و در واقع مقلات ISI بیشتر کمکی هستند برای پیشرفت کشورهای غربی که ما در اینجا با استفاده از بودجه ها و سرمایه های انسانی و زمانی خود به پیشبرد اهداف آنها یاری می رسانیم در حالی که مشکلات بسیاری گریبان گیر صنایع داخلیمان می باشد. با توجه به این توضیحات مشخص می شود که باید بر روی پروژه های کاربردی و بنیادی که رفع مشکلات داخلی نمایند متمرکز شویم که این نوع پروژه ها معمولاً کمتر به مقالات ISI تبدیل می شوند ولی راه مقالات داخلی به روی آنها باز است.
2- بعضی از دوستان خود بنده معتقدند که ما باید از فکر دیگران برای قضاوت درباره مقالاتمان استفاده کنیم و به این طریق ارائه مقالات ISI را توجیه می کنند. در پاسخ این دوستان باید بگویم که مگر ما خودمان عزت و اعتماد به نفس نداریم که بخواهیم دیگران درباره کارهایمان قضاوت کنند! مگر اساتید ما چه چیزی از بقیه کم دارند! و آیا تا این حد ضعیف النفس شده ایم که باید منتظر تایید دیگران باشیم!؟
3- بسیاری از دانشجویان حتی در دوره های ارشد چندان به زبان انگلیسی مسلط نیستند، حتی آنهایی هم که مسلط می باشند و مقالات را روان می خوانند هنگام ورود به موضوعات جدید در ابتدا در خواندن مقالات مربوطه بسیار کند می باشند. حال من از شما سوال می کنم : مگر زبان خودمان را چه شده است که باید علوممان را به زبان بیگانه تولید نماییم!؟ ممکن است بگویید ما باید علوم تولیدی را در اختیار تمام جهانیان قرار دهیم. برای این حرف دو پاسخ می توان داد: الف) ما می توانیم پس از ارائه مقالاتمان به زبان فارسی، مجلات داخلی خودمان را به زبان انگلیسی ترجمه کنیم ب) اگر ما همت کنیم و روزی به یک پیشرو و صادر کننده علم تبدیل شویم آنگاه دیگران خود تمایل و نیاز پیدا خواهند کرد تا کتاب ها و مقالات علمی ما را بدست آورده و به زبان خود ترجمه کنند همچنانکه در دوران تمدن اسلامی اینگونه بوده است.
4- زبان فارسی زبان ملی ما می باشد و باید در احیا و غنی سازی آن نقش ایفا کنیم و این مهم حاصل نمی شود مگر از طریق همین تولیدات علمی به زبان فارسی.
5- و اما یک مورد دیگر و آن اینکه بنده شنیده و خوانده ام که برخی مجلات وجود دارند که عضو ISI بوده و با گرفتن مقداری پول مقاله شما را چاپ می کنند بدون در نظر گرفتن صحت محتوای آن. حال باز هم فکر می کنید که داشتن یک مقاله ISI تا این حد مهم است.
با توجه به توضیحات داده شده فکر می کنید واقعاً باید به داشتن مقالات ISI افتخار کرد ؟ من گمان می کنم باید بیاندیشیم و ساختارهایی پیاده کنیم تا این آرمان بزرگ اسلامی-ملی یعنی رسیدن به قله های علم و افتخار محقق شود. و این مهم حاصل نمی شود مگر با خودباوری و ارزش دادن به دست آورد های خودمان. حرف و بحث و تحلیل بسیار است و مجال اندک.
با تشکر از جمیع خوانندگان و طراحان سایت.
<mres@ymail.com> ایمیل نویسنده این نقد
شما قضاوت کنیدچه کسی درست می گوید.
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 5:38 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 7:27 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اسفندماه 1386
در حالی که محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران طی ماههای گذشته به کرات در مصاحبههای خارجی خود تاکید کرده است «نخواهند گذاشت باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا شود»؛ این نامزد سیاهپوست سرانجام با فاصلهای بسیار زیاد و بیسابقه با جان مککین رقیب جمهوری خواه خود راهی کاخ سفید شد.
رييس جمهور با بيان اينكه براي ما فرقي نمي كند چه كسي به كاخ سفيد راه پيدا كند ، مهم اين است فردي كه مي آيد شرايط آمريكا و جهان را خوب درك كند ، خاطر نشان كرد :
بعيد مي دانم دستگاه پشت پرده كاخ سفيد اجازه دهند كه "اوباما" به كاخ سفيد راه يابد، شما مناسبات قدرت در آمریكا را مي شناسيد . آنها در قدرت بسيار خشن عمل مي كند و راي مردم تضمين شده نيست.
بر اساس آخرین نتایج اعلام شده تا ساعت 18:00 عصر چهارشنبه به وقت تهران؛ باراک اوباما توانسته است 349 رای کالج الکتورال و جان مککین فقط 147 رای کالج الکتورال را به دست آورد. با شمارش نهایی آرای 3 ایالتی که باقی مانده است (کارولینای شمالی، جرجیا، میسوری) اوباما به احتمال بسیار زیاد نهایتاً با 364 و مککین با 173 رای کالج الکتورال، دفتر رقابتهای انتخاباتی این دوره را به نفع دموکراتها به پایان خواهند رساند.
انتخاب باراک اوباما نخستین فرد سیاهپوست به ریاست جمهوری آمریکا در حالی شکل واقعیت به خود گرفته است که محمود احمدینژاد طی ماههای گذشته بارها تاکید کرده بود «نمیگذارند» او راهی کاخ سفید شود.
البته آقای احمدینژاد علاوه بر پیشگویی فوق، دهها پیشبینی دیگر هم داشته است که برخی از آنها «درست» و برخی از آنها «غلط» از آب درآمدهاند. مثلاً وی درباره قیمت نفت در بیست و پنجم تیرماه امسال تاکید کرد
«قیمت نفت دیگر به پایین تر از 100 دلار نخواهد رسید، چون عواملی که دست اندرکار بازار نفت هستند، به راحتی نمی توانند چنین اقدامی را انجام دهند و چنین کاری موجب دگرگونی مناسبات اقتصادی جهان خواهد شد».
با این حال، کمتر از سه ماه بعد قیمت نفت حدود 50 درصد کاهش یافت و به زیر 65 دلار رسید. یا این که در سخنرانیهای سال گذشته خود تاکید کرد پرونده هستهای ایران خاتمه یافته و مختومه شده است، اما پس از آن، دو قطعنامه غیرمنصفانه تحریم توسط شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی صادر شد.
CHANGE HAS COME TO AMERICA
اصل خبر را اینجا بخوانید
احمدینژاد به اوباما تبریک گفت

اوباما روي فرش هاي قرمز كاخ سفيد
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

دیگر همه میدانند كه ریشه مشكلات خرد و كلان ما به بحرانهای اخلاقی باز میگردد كه در پیدا و پنهان روح و ذهن ما جا خوش كرده است و بیرون راندن آنها همتی بلند میخواهد. ملكیان معتقد است اخلاق فضیلت به دلیل انسی كه با فرهنگ، ادبیات و باورهای دینی ما دارد، برای ما قابل فهمتر است. كتاب سیطره خیر نخستین كتاب مستقل در حوزه اخلاق فضیلت است كه به همت خانم شیرین طالقانی و با ویراستاری و مقدمه مفصل مصطفی ملكیان راهی بازار كتاب شده و این گفتوگو به بهانه چاپ این كتاب صورت گرفته است.
استاد ملكیان، بهعنوان نخستین سوال میخواستم بپرسم ضرورت طرح مباحث فلسفه اخلاق را در جامعه امروز ما، در چه میدانید؟
اولا برای هر جامعهای و در هر مكانی و زمانی طرح مباحث نظری و عملی اخلاق یك ضرورت است و در كیفیت تحقق این ارزشها اهمیت فراوان دارد. ثانیا در ایران كنونی ما كه متاسفانه یكی از جوامعی است كه به لحاظ اخلاقی دستخوش تشتت است این یك ضرورت ثانوی هم دارد. نكته سوم این است كه در كشور ما مباحث نظری اخلاق بسیار بیرمق و نحیف و به گمان من نوظهور است و خوب است كه فلسفه اخلاق به عنوان مباحث نظری رواج پیدا كند. هم توسعه پیدا كند و هم تعمیق كه متاسفانه در كشور ما این مباحث به هیچ وجه وسعت و عمق ندارد و این نكته ضرورت ترجمه و تالیف كتابهایی به طور كلی در حوزه فلسفه اخلاق را روشن میكند.
بسیار خب، اما نكته اینجاست كه چرا اخلاق فضیلت در این میان ضرورت بیشتری دارد؟
در اخلاق فضیلت چند نكته وجود دارد. یكی اینكه مكتب اخلاق هنجاری است و همانطور كه همه مكاتب دیگر طرح شدهاند خوب است این مكتب هم طرح شود. بعد از انقلاب در كشور ما، بیشتر كتابهای فلسفه اخلاق یا وظیفهگرایانه است یا نتیجهگرایانه و به اخلاق فضیلت پرداخته نشده است و خوب است كه به عنوان یك مكتب حقش ادا شود. كما اینكه حق بقیه مكتبها نیز باید ادا شود و اما نكته دوم این است كه اخلاق فضیلت در فرهنگ ما یعنی فرهنگ اسلامی ما به تبع افلاطون و ارسطو رایج بوده و جامعه ما نوعی انس فرهنگی با آن دارد ولو مباحث نظریاش مفقود بوده است، وقتی اخلاق فضیلت را طرح میكنیم گویی بازمیگردیم به سنت رایج خودمان. نكته سوم اینكه من شخصا به اخلاق فضیلت علاقه دارم چون آن را حق میدانم و باور دارم كه رجحان انكارناپذیری به رقبای خود دارد. در واقع احساس میكنم كه موضع قابل دفاعتری دارد و شخصا علاقه دارم كه این مكتب رایج شود و كتابهای این حوزه ترویج شود. قدمای ما اگرچه به مباحث دقیق امروزی توجه نداشتند اما نیمهآگاهانه از این مكتب دفاع میكردند. مانند كتاب طهارهالاعلاء از ابنمسكویه، السعاده و الاسعاد عامری و حتی اخلاق ناصری خواجه نصیر و اخلاق محتشمی خواجه نصیر همه مروج اخلاق فضیلتاند و نیمهآگاهانه این مكتب را ترویج میكردند.
چه شد كه اخلاق فضیلت دوباره به میدان آمد؟!
منبع شهروند امروز
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

بيش از 15 ميليون کاربر به سايت گوگل مراجعه و اطلاعاتي را در مورد علي کردان جست وجو کردند و در بخش فارسي سايت گوگل نيز بيش از دو ميليون کاربر اسم وزير کشور را مورد جست وجو قرار داده اند که اين شواهد نشانگر اين است که ماندن يا رفتن کردان به مساله مهم کشور تبديل شده است هر چند اين مجلس خواهد بود که در روز «سه شنبه سرنوشت ساز» براي ساکن ساختمان فاطمي تصميم گيري مي کند.
احمدينژاد:در جلسه استيضاح كردان شرکت نميکنم
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 7:38 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

اين قسمت که برگرفته از کتاب بزرگ تاريخ امپراطوري ايران نوشته آ.ت.اومستد است ، در شرح تصوير داريوش در کتيبه بيستون آمده است:
" داريوش نمونه ظريف چهره آريايي با پيشاني بلند و بيني راست ، با قامت طبيعي خود حدود 175 سانتي متر نقش شده است . بر تارک او تاج رزمي قرار دارد ، و... نوار زريني با گوهرهاي بيضي و گل ميخ ها آن را آراسته است
موي سر او بدقت مجعد شده و سبيلش بسيار مرتب رو به بالا تاب داده شده است . رداي بلندي تمام بدن او را مي پوشاند ... و در زير و در کناره ها چين خورده و امکان مي دهد که شلوار او از از پهلو ديده شود و در پائين کفشهايي بند دار به پا دارد . در دست چپ شاه کماني به زمين تکيه داده شده و دست راست به نشانه پرستش اهورا مزدا بالا رفته است ... در زير پاي چپ شاه گئومات نگون بخت افتاده و دست هاي خود را به نشانه التماس بلند کرده است . در برابر شاه ، شورشيان قرار دارند که گردنهايشان با ريسماني به هم وصل شده و دست هايشان از پشت بسته شده است . "
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

روزنامه کیهان: آقای علی کردان وزیر محترم کشور در واکنش به یادداشت پنج شنبه کیهان با عنوان «آنجا چه خبر است؟!» جوابیه ای ارسال داشته که اگرچه حاوی فحاشی و اهانت به نویسنده یادداشت مزبور است ولی ابتدا متن کامل آن را چاپ می کنیم در ادامه پاسخ کیهان را می خوانید.
آقای حسین شریعتمداری
مدیر مسئول روزنامه کیهان
سلام علیکم
در نشریه شماره ۱۹۲۱۸ کیهان، با عنوان آنجا چه خبر است، مطالب سراسر کذب و موهنی را نسبت به اینجانب روا داشتید که لازم است برابر با قانون مطبوعات در اولین شماره در همان ستون این جوابیه را منتشر نمایید.
در آن متن موهوم و مملو از حدس و گمان های مختلف و متضاد (که البته از ترفندهای نگارشی جنابعالی است) مدعی شده اید «آقای عباسی مدیر کل پارلمانی دولت، تحت مسئولیت آقای رحیمی معاون پارلمانی رئیس جمهور قرار دارد. بنابراین در حالت اول؛ احتمال هماهنگی وی با آقای رحیمی قوت فراوانی دارد. از سوی دیگر، آقای رحیمی از دوستان نزدیک آقای کردان و از همفکران و همراهان اوست. بنابراین، احتمال هماهنگی آقای کردان و آقای رحیمی در این ماجرا دور از ذهن نیست که شواهدی نیز بر آن دلالت می کند.»
۱- ابتدا این سؤال را از جنابعالی دارم که براساس کدام مشی اصولگرایانه و در کدام قاموس ارزشمدارانه، شما این اجازه را همواره برای خود قائل هستید که پیش از بررسی در ماهیت اخباری که کسب می کنید و تحقیق در صحت و سقم اخباری که به دست می آورید رأساً و در مقام یک فردی که از همه امور مطلع است و هیچ نقصی در اطلاعات و تحلیل های وی نیست از امکانی که متعلق به بیت المال مسلمین است برای مقاصد و نیات و اوهام خود بهره برداری می کنید.
۲- اصولاً اینجانب از هیچ یک از حدس و گمانه زنی های شما اطلاعی نداشتم و اتفاقی که روز چهارشنبه نیز رخ داد موضوعی است که ارتباطی به بنده پیدا نمی کند و من از رسانه ها در جریان آن قرار گرفتم و همچنین بررسی های اینجانب نشان می دهد که موضوع دادن چک ۵میلیون تومانی به نمایندگان برای ساخت و تعمیر مساجد، بنا به درخواست تعدادی از نمایندگان در ماه مبارک رمضان از آقای رئیس جمهور می باشد و اهدای این کمک از بعد از ماه مبارک در جریان بوده و ارتباطی به استیضاح اینجانب ندارد.
۳- اما نکته اساسی اینکه اصولاً بنده به کارگیری چنین روش های مذموم و ناپسند مورد ادعای شما را روشی غیر اخلاقی و ماتریالیستی می دانم که برای نیل به هدف به هر ابزاری و لو غیر مشروع و غیر منطقی و غیر انسانی متوسل می شوند. من هر روشی را که خاستگاه غیر الهی داشته باشد را قبول ندارم و معتقد به رأی با خیر و برکت مجلس محترم هستم.
۴- بنده پیش از این نیز نامه ای به شما نوشتم و شما را به اخلاق اسلامی و رعایت تقوای سیاسی توصیه نمودم ولی شما جرأت و جسارت انتشار آن را نداشتید و یکی دو روز بعد با درج مطلبی، تهمت های ناروایی را که به بنده منتسب کردید پس گرفتید و به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان رسانه، با ادبیات حاکمانه خود، عذرخواهی نمودید. بار دیگر نیز از شما می خواهم به پند این بنده حقیر که سابقه ۳۰ سال کار اجرایی در مناصب مختلف را داشتم توجه کنید و با تکبر و توهم، خود راحق مطلق نپندارید و لحظه ای نیز به آخرت خود بیاندیشید. من امیدوارم نه به اندازه ۳۰ سال بلکه برای یک دوره ۶ ماهه، به جای نشستن در اتاقهای بسته و نوشتن و نقادی، یک مسئولیت اجرایی را عهده دار شوید تا کارنامه شما نیز مورد ارزیابی دیگر نویسندگان و نقادان قرار گیرد!
۵- لازم است تأکید نمایم استیضاح را حق قانونی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی می دانم و نتیجه استیضاح هر چه باشد برای بنده شیرین می باشد چرا که برای یک خدمتگذار تفاوتی در مکان و مقام نیست بلکه هر فرصت برای خدمتگذاری به انقلاب و مردم میهن عزیزم راگشایش درگاهی جدید برای شکر نعمات الهی می دانم و اعلام می کنم با آمادگی کامل برای دفاع، در روز استیضاح در مجلس و پیشگاه نمایندگان عزیز حاضر خواهم شد و به بیان حقایقی خواهم پرداخت که امیدوارم روزنامه کیهان روز چهارشنبه ۱۳۸۷.۸.۱۵ آن را کامل و بدون تقطیع منتشر نماید.
علی کردان - وزیر کشور
کیهان: در باره جوابیه آقای کردان اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی در این مختصر به بیان چند نکته بسنده می کنیم:
۱- آنچه در یادداشت کیهان آمده برپایه اسناد آشکار، اظهارات صریح نمایندگان و اعتراف آقای عباسی مدیرکل دفتر دولت در مجلس است علاوه بر آن، تصویر چک های پرداختی و نسخه دوم نامه هایی که نمایندگان دریافت کننده چک بدون اطلاع از متن آن امضاء کرده اند نیز موجود است، بنابراین معلوم نیست آقای کردان چگونه این کلاهبرداری مشمئزکننده را انکار می کند؟!
۲- وزیر محترم کشور ضمن اعلام بی اطلاعی از موضوع- که انشاءالله چنین باشد- در شرح ماجرا نیز صادقانه عمل نکرده است. ایشان به پرداخت چک های ۵ میلیون تومانی برای تعمیر مساجد اشاره کرده ولی به اصل ماجرا اشاره نکرده اند که تقسیم کننده پول به طور همزمان دو امضاء از نمایندگان می گرفته که متن یکی از آنها اعلام انصراف از درخواست استیضاح بوده است بی آن که نماینده امضاءکننده از متن نامه مطلع باشد.
۳- آقای کردان می نویسد چرا کیهان که متعلق به بیت المال مسلمین است- البته نه آن که مانند روزنامه های دولتی از بودجه بیت المال ارتزاق کند- به ماجرای آن روز مجلس پرداخته است؟! که باید گفت؛ دفاع از منافع ملی و افشای ترفند قانون شکنان وظیفه قانونی مطبوعات است. بنابراین، اقدام کیهان که مقابله با یک کلاهبرداری سیاسی بوده است هدر دادن بیت المال است یا سوءاستفاده از بیت المال برای پس گرفتن امضای استیضاح کنندگان، آن هم با حیله گری و بدون اطلاع آنان؟!
۴- فرموده اند که کیهان جرأت چاپ جوابیه دوم ایشان در ماجرای «کرسنت» را نداشت! که باید گفت؛ کیهان با وساطت برخی از مسئولان که آقای کردان آنها را می شناسد و صرفا برای حفظ حرمت وزیر محترم کشور از چاپ آن خودداری کرد. چرا که پاسخ کیهان به آن جوابیه می توانست برای آقای کردان ناراحت کننده تر از پاسخ به جوابیه اول ایشان باشد.
۵- جناب کردان به سابقه درخشان ۳۰ سال خدمت خود اشاره کرده اند که ضمن احترام به این خدمت ۳۰ ساله عرض می کنیم؛ سخن ما درباره خدمت دو ماهه اخیر حضرتعالی است که چندان درخشان نیست.
۶- فرموده اند «من هر روشی را که خاستگاه غیرالهی داشته باشد قبول ندارم و معتقد به رأی باخیر و برکت مجلس محترم هستم» و کیهان نیز به این دیدگاه آقای کردان احترام می گذارد، ضمن آن که امیدوار است ایشان به عنوان یکی دیگر از سجایای اخلاقی خویش، «تفاوت قول و عمل» را هم قبول نداشته باشند.
۷- و بالاخره، نمایندگان استیضاح کننده از اصلی ترین نمایندگان طرفدار دولت هستند وگرنه، نمایندگان مخالف دولت که آشکارا از شما حمایت می کنند و به خاطر برخی از اقدامات نسنجیده جنابعالی از شما با عنوان «ذخیره شب انتخابات» برای تخریب جبهه اصولگرایان یاد می کنند!
و در پایان جای خوشوقتی است که رئیس جمهور محترم دستور اکید برای پیگیری و روشن شدن ماجرا صادر کرده اند و امید آن که پشت صحنه این کلاهبرداری سیاسی آشکار شود و انشاءالله نتیجه پیگیری آن باشد که جناب آقای کردان در این ماجرا نقشی نداشته اند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

علي مطهري نماينده مردم تهران و طراح اصلی استیضاح علی کردان وزیر کشور، به تشریح دیدار خود با رییس جمهور پرداخت.
وی با اشاره به اینکه این دیدار در پنجشنبه دوم آبان به مدت دو و نیم ساعت اتفاق افتاد گفت: این دیدار به درخواست احمدی نژاد بود که در آن مسائل مختلفی از جمله بحث استیضاح علی کردان مطرح شده بود.
مطهری با اشاره به این که «در مورد مسئله کردان با احمدی نژاد به توافق نرسیدیم» گفت: رییس جمهور در این دیدار اصرار داشتند که ما مسئله ی استیضاح آقای کردان را رهاکنیم چرا که ایشان استیضاح وزیر کشور را به صلاح کشور نمی دانستند.
نماینده مردم تهران افزود: رئيس جمهور در مورد «چرایی به صلاح نبودن استیضاح کردان» سه دلیل برایم آوردند. نخست آنکه «کردان را فردی صادق دانستند»؛ دو آنکه «مسئله مدرک كردان را مسئله اي سياسي دانسته كه مخالفان دولت به آن دامن مي زنند.
مطهری دلیل سوم احمدی نژاد در مورد به صلاح نبودن استیضاح کردان را اینگونه توضیح داد: رییس جمهور به من گفتند که
«اگر فرضاً مدرک آقای کردان جعلی باشد، مسئله ی مهمي نيست زيرا ده ها نمونه از اين امر در كشور وجود دارد»
مشاور احمدی نژاد: طراحان استیضاح کردان، بدون تردید مستوجب پیگرد قضایی هستند
اعمال فشار روحی و روانی و تخریب وجهه و شخصیت یک مقام عالیرتبه در حوزه اجرایی کشور و تصمیم گیری پشت درهای بسته برای ساقط کردن وی از مصدر امور محوله، پیش از استماع هرگونه دفاعیه ای ، بازتاب دهنده یک رویکرد حقوقی و قانونمند از دستگاه اصلی قانونگذاری در کشور نیست و چنین رفتاری هم در شان قوه مقننه نیست و هم به اعتبار و جایگاه آن نهاد مهم و حساس ، آسیب وارد خواهد کرد.
از سوی دیگر ، در طرح استیضاح ، مسائل به شکل منطقی به یکدیگر مرتبط نشده است و از این جهت نیز مخدوش به نظر می رسد . این یک سووال جدی است که چگونه امضاء کنندگان این طرح، آقای کردان را با فرض اینکه هدف فریب افراد کلاهبردار قرار گرفته باشد، به راحتی به عدم صداقت و امانت دار نبودن متهم کرده اند؟ اگر چنین رویه ای در قضاوت کردن حاکم شود ، نتیجه آن چه خواهد شد ؟ ظاهرا نمایندگان محترم مجلس تفاوتی میان افراد جاعل و کلاهبردار با کسی که هدف توطئه قرار گرفته است ، قائل نیستند و با نگاهی واحد به هر دو طرف توجه دارند. آیا چنین رویه ای را می توان با عدالت و انصاف همسو دانست ؟
در ماجرای رسوایی بیل کلینتون رئیس جمهور سابق آمریکا ، او در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت و بازپرس توانست دروغگویی وی را به اثبات برساند ، بنابراین منطق و احترام به اصول و ارزشها ، ایجاب می کند که نمایندگان مجلس، سووال خود را از وزیر کشور بدون طرح هرگونه اتهامی به وی و پیش از اثبات آن در مراجع ذیصلاح مطرح نمایند زیرا حق مجلس در این زمینه ، چیزی فراتر از فراخوانی یک وزیر و طلب توضیح و تنویر نسبت به ابهامات و سووالات نیست.
منبع
خوب خدا را شکر که یکبار حرف راست... از ریس جمهور شنیدیم قرار بود ریس جمهور متعر..ضان... به بیت المال را افشا کند ؟؟؟!!!
گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد.بیچاره دو بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نماشدولی ما هنوز صادق ترینیم
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
در يك اتفاق نادر و عجيب در مجلس، رحيمي، معاون حقوقي رييس جمهور و دوست نزديك كردان كه اتفاقا وي نيز داراي مدرك دكترايي شبيه مدرك كردان است به اسم كمك به مساجد با چك هاي 5 ميليون توماني رهسپار مجلس شد تا بلكه بتواند با فريب نمايندگان ملت، استيضاح كردان را منتفي كنند اما هوشياري نمايندگان اين اقدام عجيب را ناكام گذاشت.
نكته جالب اينجاست كه اين فرد در قبال ارائه چك 5 ميليون توماني كه با نيت ظاهري كمك نمايندگان به مساجد صورت ميگرفت از نمايندگان استيضاح كننده وزير كشور درخواست امضاء دو رسيد را ميكرد كه متن رسيد دوم در زير رسيد اولي استتار شده بود.
با مشكوك شدن نمايندگان به اين اقدام يكي از آنها درخواست رويت برگه دوم را ميكند كه با امتناع اوليه فرد فوق الذكر مواجه ميشود اما با اصرار و سماجت نماينده مجلس مجبور به ارائه رسيد دوم شده و مشخص ميشود كه محتواي اين رسيد اعلام انصراف از استيضاح كردان بوده كه ميخواستند به عنوان رسيد پول، به امضاءنمايندگان برسانند.
گفتني است هم اكنون يكي از اين چكها و رسيد دوم در دست يكي از نمايندگان است كه در صورت تكذيب موضوع از طرف آقايان آن را منتشر خواهيم كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

چند سالیست روز 29 اکتبر - 7 آبان ماه
به عنوان روز ((جهانی)) کورش کبیر در نظر گرفته شده است .
۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
کورش پس از به قدرت رسیدن تمامی اقوام آریایی را در زیر یک درفش واحد و در یک سرزمین واحد که آنرا ( ایرینا اخشترس ) به معنی سرزمین آریاییان که بعد ها به ( آریانا و ایران ) تبدیل شده جمع می کند و نخستین امپراطوری جهان را بنیاد می نهد . کورش بنیاد گزار نخستین بیانیه حقوق بشر در تاریخ است که ماکت منشور آزادی مللش هم اکنون بر سر در سازمان ملل می باشد .
کورش ۲۷۰۰ سال پیش به آزادی افکار احترام می گذاشت و سرزمینی آباد با ده ها قومیت و ادیان مختلف بنا نهاد . وی پس از آزادی یهودیان بابل آنها را به سرزمینشان فرستاد ومعبدی بزرگ در اورشلیم برایشان بنیاد نهاد تا در سرزمینشان به پرستش خدای خود بپردازند . وی پس از ورود به بابل با اینکه یکتا پرست بود و اهورامزدا را می پرستید با در دست داشتن ( مردوک ) خدای بابلیان به خدای آنان احترام گذاشت و معبد های ویرانشان را باز سازی نمود
کورش کبیر به گفته کلیه ی تاریخ شناسان و روحانیونی چون علامه طباطبایی و کلینی همان ذوالقرنین در قرآن یعنی پیامبر الهیست و همه از او به نیکی یاد میکنند
ولی چرا در ایران قدر ندارد نمی دانم !!!
کورش پیش از مرگ در وصیت نامه ای فرمود :
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم بخشی از خاک ایران را تشکیل دهد .
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 9:3 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

صفّارزاده، (زادهٔ ۲۷ آبان ۱۳۱۷ در سیرجان)،
نگاهي به بخشي از يك منظومه از طاهره صفارزاده
اين ردّ پاي سياووش است
بر برگهاي سپيدار باغ
در باغ كاغذي تاريخ اسفند دود كن
كه اين نكبت هزار ساله
ما را گرفته است
بعد از فساد اسكندر
توريست آمده
كه نقش ستونها را از بر كند
چتر سرخ (به انگلیسی) ۱۳۴۷
طنین در دلتا ۱۳۴۹
سد و بازوان ۱۳۵۰
سفر پنجم ۱۳۵۶
حرکت و دیروز ۱۳۵۷
بیعت با بیداری ۱۳۶۶
مردان منحنی ۱۳۶۶
دیدار با صبح ۱۳۶۶
و امروز او آرام گرفت

جدایی
من و تو کنون در پگاه سیری
در پگاه سردی
بذرها را چه کنیم
بذرها تشنه فرداها
طعمه طوفانها
بذرها میوه تابستانها
بذرها بندی انبان نوید
بذرهایی که به دامن کردیم
با دو دست امید
به که بسپاریم هنگام گذر
+
نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
دكتر فرشاد مؤمني استاد اقتصاد دانشگاههاي تهران
بنا بر گزارشي كه مؤسسه شفافيت بينالمللي منتشر كرده، در سه سال گذشته رتبه ايران در ميان كشورهايي با بالاترين سطح فساد مالي 54 رتبه بدتر شده است و واقعا متأسفم كه دوستان در اين زمينه تا اين اندازه سهلانگاري ميكنند و درجه اضطرار نظام ملي و عملكرد اقتصادي را از اين ناحيه به موقع درنمييابند.
گزارشگران بدون مرز اول آبان ماه ١٣٨٧ هفتمین ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات را منتشر کرد.
نه توانمندی اقتصادی که صلح ضامن آزادی مطبوعات در جهان است. این نتیجهگیری اصلی هفتمین ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات گزارشگران بدون مرز است، که اول آبان ماه ١٣٨٧ منتشر شد. این ردبندی معیاری برای سنجش آزادی مطبوعات در ١٧٣ کشور جهان است و هر ساله از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر میگردد. نتیجهگیری دیگر این رده بندی بازهم درجا زدن سه کشور ترکمنستان (١٧١) کره شمالی (١٧٢) و اریتره (١٧٣) در آخرین ردههای جدول است. و اینکه رفتار جامعه جهانی با کشورهای اقتدارگرایی چون کوبا (١٦٩) یا چین (١٦٧) برای بدست آوردن نتیجهای مطلوب موثر نبوده است
رده بندی جهانی آزادی مطبوعات ٢٠٠٨، ایران در رده ١٦٦
+
نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 2:49 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

برخورد دهنده هادرونی بزرگ (Large Hadron Collider) که متعلق به سازمان اروپایی پژوهشهای هستهای (سرن) میباشد، در اعماق پنجاه تا صد و هفتاد و پنج متری زمین، نزدیک شهر ژنو در ناحیه مرزی سوئیس و فرانسه بنا شده است، و به علت اندازه بزرگ آن، بخشی از آن در خاک فرانسه و بخشی دیگر در سوئیس قرار گرفته. سیر تکمیل پروژه این برخورد دهنده از ایده به عمل بیش از دو دهه طول کشیده است. یکی از اولین اهدافی که برای این شتاب دهنده بزرگ در نظر گرفته شده، تولید و مطالعه برخوردهای بنیادینی است که به عقیده فیزیکدانان مشابه هستند با آنچه که در لحظات آغازین شروع کائنات، یا انفجار بزرگ (بیگ بنگ، Big Bang) اتفاق افتاده است.
اما، اگرچه دانشمندان و علاقه مندان بسیاری در اروپا و گوشه و کنار دنیا با بیقراری در انتظار به راه افتادن این برخورد دهنده بزرگ و شروع به آزمایشهای مختلف برای مطالعه ذرات بنیادی میباشند، خبر آماده شدن و به راه افتادن عنقریب این دستگاه عده دیگری را در وحشتی عمیق فرو برده است : وحشت روز قیامت .
این گروه دوم که شامل دانشمندان و مردم عادی میباشد، عقیده دارند که این شتاب دهنده پر قدرت ممکن است قادر باشد تا خطرات جدی برای زمین و ساکنانش ایجاد کند، و میگویند از آنجا که علم کنونی قادر به پیشگوئی کامل نتایج ممکنه از چنین برخوردهای قدرتمند بنیادی را ندارد، بایستی هرگونه قدمی با احتیاط فراوان برداشته شود . یکی از خطرهایی که این گروه گوشزد کرده اند میتواند توسط شتاب دهنده بزرگ ایجاد شود، ناشی از حفره های سیاه میکروسکپی است که محققان عقیده دارند این شتاب دهنده قادر به تولید است. اگرچه محققان مسئول این پروژه و اغلب دانشمندان دیگر معتقدند این حفره های سیاه ناپایدار و نیز در ابعادی آنچنان کوچک هستند که نمیتوانند خطری به حساب بیایند، این گروه دیگر اخطار داده اند که حتی اگر حفره های سیاه حاصل از برخورد ذرات در این شتاب دهنده بزرگ در ابتدا ابعادی میکروسکپی داشته باشند، باز این امکان وجود دارد که حفره های میکروسکپی با یکدیگر در هم آمیزند و در نتیجه به اندازه کافی بزرگ و ماندگار گردند که بتوانند با آغاز به بلعیدن «ماده» اطراف خود خطری جدی برای کره زمین ایجاد کنند.
این دانشمندان با آغاز به کار برخورد دهنده بزرگ مخالفت کرده اند، و اخطار خود را در قالب شکایتی به دادگاه فدرال امریکا برده اند. آنان در پی آنند که آغاز به کار برخورد دهنده بزرگ را تا زمانی که از بی خطر بودن نتایج ان اطمینان حاصل شده باشد به تعویق بیاندازند .
و اما نکاتی در مورد این ماشین شتاب دهنده CERN که قرار است شرایط مشابه با Big Bang را ایجاد کند:
۱- مدت ۲۰ سال است که این پروژه در حال اجر است.
۲- گروهی متشکل از ۷۰۰۰ فیزیکدان از ۸۰ کشور در این پروژه کار کرده اند.
۳- این ماشین که شبیه یک تیوپ است محیطی برابر با ۲۷ کیلومتر دارد. در ۱۷۵ متری زیر زمین نصب شده است و یک قطار به راحتی می تواند از داخل آن عبور کند.
۴- سرعت ذرات برخورد کننده، پروتون، نزدیک به سرعت نور خواهد بود.
۵- دمای تولید شده در آن، ۱۰۰۰،۰۰۰ بار از دمای مرکز خورشید بیشتر است.
۶- مگنت های ابر رسانای بکار گرفته شده در این ماشین، می تواند دما را همانند اعماق فضا پایین بیاورد.
منبع: http://forums.gtpland.com
فیزیکدانان ذرات معتقدند در این آزمایش می توانند شرایط اولیه شکل گیری عالم بر مبنای نظریه مهبانگ را شبیه سازی کنند. آنها امیدوارند در این چند میلیونیوم ثانیه، اتحاد نیروهای اصلی، ابعاد اضافی عالم، ماده تاریک، ضد ماده و همینطور بسیاری از ذرات بنیادی ابتدایی را آشکار کنند.
بسیاری از محققان امیدوارند با انجام این آزمایش و تکرار آن در ماهها و سالهای آینده به شرایط اولیه کیهان دست یابند. همچنین با بررسی ذرات بنیادی بتوانند به ذره بنیادی که عامل به وجود آمدن جرم در مواد می شود دست پیدا کنند.
این پروژه با هزینه ای بیش از 8 میلیارد یورو آغاز شده است و مهندسان پیچیدگی آن را بسیار بیش از پیچیدگی ماموریت سفر انسان به ماه می دانند.
تا این لحظه همه مراحل آزمایش مطابق برنامه از پیش تعیین شده به پیش رفته است.
فیلم ویدیویی: 17 دقیقه گزارش آنلاین | شرح کامل آزمایش
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
کجایند کفن پوشان دوره اصلاحات که برای یک دستمال قیصریه را به آتش می کشیدند؟!!!
اگرخاتمی بجاي احمدي نژاد چنين عكسي مي گرفت یا یکی از وزرای وی مثل کردان مدرک جعلی ارائه می دادو ... كفن پوشان چكار مي كردند؟ براي همين چيزهاست مدعي هستيم عنوان اصولگرايي نام وارونه اي است.
وقتی لاریجانی رئیس مجلس در شیراز به دانشجویانی که نسبت به بی تفاوتی مجلس در مقابل مدرک قلابی کردان ، وزیر کشور ، اعتراض داشتند ،گفت : " از این مدارک جعلی فراوان داریم " ،
+
نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

سخنرانی مصطفی ملکیان
من در باب دو نکته سخن خواهم گفت و از همه آنچه که در مقدمه این کتاب نوشتهام، صرفنظر کرده و آنها را تکرار نمیکنم. یک نکته، جغرافیای مبحث موجود در کتاب پروسلوگیون است. اگر بخواهیم کاری را که از لحاظ مباحث اثبات وجود خدا در این کتاب صورت گرفته، خیلی واضح و در عینحال، موجز بگویم، بهاینشکل میتوان تصویر کرد که از زمان پروسلوگیون که اثبات وجود خدا برای فیلسوفان و الاهیدانان یک دغدغه شده تا زمان ما، همه راههای طی شده برای اثبات خدا را میتوان در یک تقسیمبندی کلی به استدلالهای موجودمحور، معلولمحور و مفهوممحور تقسیم کرد.
استدلالهای موجودمحور استدلالهایی است که ادعایشان این است که شما فقط و فقط یک پیشفرض را بپذیرید. اگر آن را پذیرفتید، ما اثبات میکنیم که خدا وجود دارد و آن پیشفرض، این است که یک موجود در جهان هستی هست و فرض وجودی بیشتر از یک موجود لازم نیست. در باب این که این موجود چه ویژگی یا ویژگیهایی دارد هم مطلقاً نیاز به سخنی نیست. فقط و فقط بپذیرید موجودی در جهان وجود دارد و این را هم بیافزایید که من از این موجود خبری ندارم و مطلقاً نمیدانم چه ویژگی یا ویژگیهایی دارد. همن که بپذیرید جهان هستی خالی خالی نیست و موجوداتی در این جهان وجود دارند، ولو اینکه نتوانید سراغی از آن بدهید و نشانی از آن پیدا کنید، همین کافی است برای این که ما وجود خدا را اثبات کنیم. من این استدلالها را به استدلالهای موجودمحور تعبیر میکنم که فرض وجود لااقل یک موجود، آن هم بدون خبر داشتن از هیچ ویژگی از ویژگیهایش کافی است تا اثبات کنیم، خدایی هست. در واقع باید گفت این استدلالهای موجودمحور، استدلالهایی هستند که از شما یک پیشفرضی را مطالبه میکنند و با قبول شما نسبت به این پیشفرض، وجود خدا را اثبات میکنند. در فرهنگ مسلمانان به این گونه استدلالها، براهین صدیقین گفته میشود.
استدلالهای نوع دوم، استدلالهایی هستند که من از آنها به معلولمحور تعبیر میکنم. این استدلالها میگویند ما بر دو پیشفرض تأکید داریم: یک اینکه، بپذیریم موجودی هست، دوم اینکه، بپذیرید این موجود معلول است. اگر این پیشفرضها را قبول کردید، ما وجود خدا را اثبات میکنیم. مثلاً در برهان ارسطو گفته میشد: ما قبول داریم که حرکت در جهان وجود دارد و خودش هم بهوجود نیامده است. با قبول حرکت، وجود خدا اثبات میشد. در برخی از برهانها میگفتند آن موجودی که ما کاندیدا میکنیم، در این جهان وجود دارد و در عین حال، خودش به وجود نیامدهاست. به هر حال، اینکه شما چه چیزی را کاندیدای این موجود معلول کنید، به استدلالهایِ اثبات وجود خدا تنوعهای فراوانی میدهد.
قسم سوم استدلالها که من از آنها به استدلالهای مفهوممحور تعبیر میکنم و گاهی هم میتوان به استدلالهای تعریفمحور تعبیرکرد، میگویند: ما کاری اصلاً به موجودات جهان هستی نداریم. اصلاً فرض کنید هیچ چیز در جهان هستی وجود نداشته باشد، ما با تعریف خدا اثبات میکنیم آنچه تعریفش این است، نمیتواند وجود نداشته باشد. شما بپذیرید تعریف خدا این است. همین که پذیرفتید، میگوییم: چیزی که تعریفش این است، نمیتواند وجود نداشته باشد. بنابراین، سریعاً و بدون هیچ واسطهای از مفهوم به مصداق نقب میزنند. مبدع این برهان در غرب، آنسلم است که میگوید آنچه تعریفش این است، نمیتواند در عالم تحقق نداشته باشد. این برهان، برهان صدیقین و جهانشناسی نیست، برهان هستیشناختی است.
در کتاب پروسلوگیون آنسلم در ابتدا این را ادعا میکند. البته، کسانی گفتهاند که در فرهنگ مسلمانان روایتی نظیر روایت آنسلم وجود دارد و در یکی از رسائل فارابی استدلالی است مبنی بر اینکه فقط از مفهوم خدا میتوان وجود خدا را اثبات کرد و از تعریف او، به مصداق داشتن خدا پی برد. حال، چه این ادعا درست باشد و چه نباشد، شکی نیست که در فرهنگ فلسفی غرب، قبل از آنسلم قدیس چنین نظری وجود نداشته و این اعتقادِ خیلی جالب و جسورانهای است که کسی بگوید تعریف مرا بپذیرید تا اثبات کنم خدا هست.
آنسلم قدیس میگوید: آیا قبول میکنید خدا کاملترین موجود قابل تصور باشد؟ اگر قبول میکنید، من میگویم او حتماً باید وجود داشته باشد. پروسلوگیون از این جهت اهمیت دارد. حال، اینکه از زمان خود آنسلم تاکنون چه کسانی موافقت یا مخالفت کردند و چه تقریرهای جدیدی از این برهان بهدست داده شده، بحث دیگری است.
بنابراین، مطلب نخست من این است که در میان براهینی که نه موجودمحور و نه معلولمحور، بلکه مفهوم محورند، نخستین روایت را در پروسلوگیون میبینیم..
منبع
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

سیمای وطنی در سال های گذشته یک تاکتیک تبلیغاتی تقریبا همیشه ثابت دارد و آن تاکتیک مقایسه شرایط کشور با شرایط مشابه با دیگر کشورهای جهان است.اما باید متذکر شد که سیما این مقایسه را نه در همه جهات و به طور کارشناسی و اصولی بلکه در مواقعی که اعتراضی در گوشه و کنار کشور بر سر یک مورد خاص اتفاق می افتد انجام می دهد و حاصل این مقایسه عموما از نظر سیما به این نتیجه گیری منتج می شود که نه تنها وضع ما در مورد آن سوژه خاص مورد مقایسه بد نیست بلکه در کشورهای دیگر وضع بدتر است و یا اینکه اتفاق و یا سوژه مستحدثه در دیگر کشورها هم هست و تنها مختص به ایران نیست.
از این رو سیما عموما در تمام بخش های خبری یومیه و شبانه آمارهای مختلف بیکاری، تورم، مشکلات اقتصادی، ناهنجاری های اجتماعی و... را در دیگر کشورهای جهان به ویژه در کشورهای توسعه یافته به طور ویژه ای پوشش می دهد تا مردم ایران بدانند که تنها آنها نیستند که این نوع مشکلات را دارند بلکه در بسیاری از کشورهای(حتی پیشرفته) دنیا نیز وضع به همین منوال است.
منبع
جالب بود اگر یک مقایسه می کردند ببینند اگر وزیر کشوری مدرکش جعلی بود، در انگلستان چه می کردند. مقایسه می کردند ببینید
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
مدرك تحصیلی علی كردان، وزیر كشور فوقدیپلم است. كردان نهتنها مدرك دكترای افتخاری از دانشگاه آكسفورد ندارد بلكه از دانشگاه آزاد نیز مدرك كارشناسی ارشد و كارشناسی دریافت نكرده است. تایید مدرك فوقدیپلم و تكذیب مدارك فوقلیسانس و لیسانس وزیر كشور در جلسه غیرعلنی مجلس مطرح شد. اما شب قبل از تشكیل این جلسه در مجلس، كردان با انتشار نامهای خطاب به محمود احمدینژاد «جعلی» بودن مدرك دكترای افتخاری خود را تایید كرد. علی كردان كه در مدت دو ماهه وزارتش در مقابل انتقادات و اعتراضات از مدارك تحصیلی خود دفاع میكرد و روابط عمومی وزارت كشور با صدور بیانیهای طرح هرگونه شائبه درباره مدرك تحصیلی وزیر را قابل پیگرد قضایی میدانست در نهایت گفت: «از فردی كه مدعی نمایندگی دانشگاه آكسفورد در تهران بوده و مدرك دكترای افتخاری را صادر كرده شكایت كیفری نموده تا تحت تعقیب قضایی قرار گیرد.»
علی لاریجانی نیز بعد از قرائت گزارش كمیسیون آموزش مجلس درباره مدرك وزیر كشور پیگیری این موضوع را در چارچوب «مصلحت كشور» توصیف كرد. اما علی كردان هفته گذشته در نامه خود به احمدینژاد اینگونه در مورد مدرك دكترای افتخاری خود شرح داد: «در جریان رای اعتماد نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به اینجانب كه در فضایی آزاد و با اظهارنظرات موافق و مخالف و طرح موضوعات گوناگون همراه بود، موضوع دكترای افتخاری بنده مطرح و مورد تشكیك قرار گرفت. مدركی كه در هشت سال پیش با ملاحظه سوابق مدیریتی و تجارب اجرایی اینجانب و ارائه رساله به نام دانشگاه آكسفورد لندن به واسطه فردی كه از دانشگاه مذكور در امور زبان انگلیسی در تهران دفتر نمایندگی تاسیس كرده بود صادر گردیده است.»
كردان نوشته است: «در طول هشت سال گذشته هرگز مسالهای كه صحت مدرك یادشده را مورد سوال قرار دهد در ذهنم خطور نكرده بود و لذا همواره به صحت مدرك مذكور اعتقاد و اطمینان كامل داشتم. بر اساس همین باور و در حالی كه ضرورتی هم نداشت، در ایام رای اعتماد نسبت به ارائه آن اقدام كردم. اما با طرح برخی نظرات تردیدآمیز نسبت به مدرك یادشده، احساس كردم ضروری است تا در باب اثبات صحت آن، مستندات هرچه بیشتری را ارائه نمایم.» كردان در نامه خود به احمدینژاد مینویسد «از رابط ارائهكننده مدرك خواستم تا با مراجعه به دانشگاه یادشده نسبت به اخذ مستندات تاییدكننده اقدام نماید.
وی ضمن اطمینان دادن مجدد به اینجانب نسبت به صحت مدرك مذكور، موضوع را از طریق وكیل دادگستری كشور انگلیس پیگیری نموده و ضمن ارائه اختیارات قانونی وكیل مذكور، تاییدیه وی مبنی بر صحت مدرك را برای اینجانب ارسال كرد. تا این مرحله اینجانب بیش از گذشته نسبت به صحت مدرك اطمینان پیدا كردم و موضوع را مجددا به استحضار شما رساندم، لكن از آنجا كه شخصا برای كسب اطمینان كامل و همیشگی تاییدیه مستقیم دانشگاه را لازم میدیدم نمایندهای را به دانشگاه مذكور اعزام كردم تا نسبت به اخذ تاییدیه اقدام نماید. با مراجعه نماینده اینجانب به یكباره و با ناباوری كامل با عدم تایید دانشگاه مواجه شدم.» گزارش پیگیری این موضوع در جلسه غیرعلنی روز سهشنبه مجلس قرائت شد.
گزارشی كه به گفته عباسپور خلاصهای از گزارش اصلی ارائه شده به هیات رئیسه مجلس بود و با استعلام از مراجع مختلف از جمله وزارت علوم و دانشگاه آزاد تهیه شد. نمایندگان در این جلسه غیرعلنی از زبان رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شنیدند كه بعد از بررسی ها مشخص شد در حدود سال 76فردی كه به نحوی با انتشارات دانشگاه آكسفورد مرتبط بوده و در ایران فعالیت داشته در تماس با آقای كردان پیشنهاد داده تا در ازای ارائه مقالهای با واسطه به وی مدرك دكترای افتخاری داده شود و آقای كردان نیز مقاله خود را ارائه می دهد و بعد از مدتی مدركی كه به امضای سه نفر از اساتید دانشگاه آكسفورد رسیده برای ایشان ارسال میشود.
نماینده تهران یادآور شد : طبق نظر وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری مدرك دكترای افتخاری كردان دال برطی روند متعارف دانشگاهی نیست و مدارك ازاین دست با امضای رئیس دانشگاه اعتبار دارد و درنتیجه روشن گردید فرد واسط مدركی كه اعتبار رسمی نداشته به عنوان دكترای افتخاری به آقای كردان تحویل داده است. عباسپور درباره اظهارات پیشین وزیر كشور و معاون پارلمانی رئیسجمهور مبنی بر مفقود شدن مدرك اصلی كردان در دانشگاه آكسفورد و پیدا شدن آن در پی اعزام نماینده وزیر كشور به این دانشگاه هیچ توضیحی به نمایندگان نداد .
گرچه كردان در نامه خود به احمدینژاد هیچ اشارهای به مدرك فوقلیسانس و لیسانس خود از دانشگاه آزاد نداشت اما عباسپور درخصوص مدرك فوقلیسانس و لیسانس كردان نیز خاطرنشان كرد: طبق نظر دانشگاه آزاد اسلامی و اطلاعاتی كه خود آقای كردان در اختیار ما قرار داد مشخص شد در آغاز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی كه ورود به یك مقطع به مدرك مقطع پایینتر نیاز نداشت ، ایشان در واحد جنوب تهران در دورههای لیسانس و فوق لیسانس به طور همزمان واحدهای را گذرانده است اما نه به طور كامل، و در عین حال پس از تصمیم مراجع قانونی ذیربط برای این گونه افراد و اعلام ترتیباتی كه برای كسب این مدارك وجود داشته آقای كردان مدرك خود را پیگیری نكرده و دانشگاه آزاد هم مدركی برای آقای كردان صادرنكرده است.
پس از قرائت گزارش در صحن علنی لاریجانی گفت كه بر اساس سوگندی كه در آییننامه خوردهایم وظیفه دیدیم كه این موضوع (مدرك تحصیلی كردان) مشخص شود و لازم بود بر اساس میثاقی كه همه نسبت به اهداف انقلاب دارند و كارگزار نظام هستند مطالب روشن شود و در نهایت بر اساس مصالح تصمیمگیری شود. برخی از چهرههای شاخص مجلس از جمله علی مطهری «مصلحت» را استعفا و بركناری كردان دانستند، اما با توجه به اینكه وزیر كشور در نامه خود به احمدینژاد نوشته است: «اینجانب با قدرشناسی از حسن اعتماد ریاستمحترم جمهوری و مجلس شورای اسلامی، با احساس آمادگی و انگیزه بیشتر در خدمت اهداف بلند انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خواهم بود و تمامی تلاش خود را در خدمت به كشور و مردم عزیز به كار خواهم بست.» بعید است وزیر كشور در فكر استعفا باشد. واكنش محمود احمدینژاد نیز به این نامه وزیر خود تنها ارسال رونوشت نامه كردان به رئیس مجلس و رئیس قوهقضائیه برای «تعقیب قضایی متخلفان و جلوگیری از تكرار سوءاستفاده» بوده است.
علی مطهری، نماینده تهران: كردان استعفا دهد
آقای مطهری، رئیس مجلس در پایان قرائت گزارش درباره مدرك تحصیلی كردان گفتند بر اساس مصلحت تصمیمگیری میشود. مصلحت یعنی چه؟
این مصلحت را هركسی یك جور تشخیص میدهد. در این مورد اصل خود آقای كردان است. در درجه دوم رئیسجمهور و در درجه سوم مجلس است.
اگر از طرف آقای كردان و رئیسجمهور اتفاقی نیفتد مجلس وارد موضوع میشود؟
بله، به احتمال زیاد.
آقای كردان در نامهای به رئیسجمهور گفته است كه از فردی كه مدرك جعلی به او داده شاكی شده است.
این حرفها قابلقبول نیست. دست پیش را گرفتهاند تا از پشت نیفتند.
راهكار شما چیست؟
به عقیده من به دلیل آنكه آقای كردان دروغ گفته صلاحیت وزارت ندارد. ایشان باید استعفا دهد. اگر استعفا ندهد رئیسجمهور باید ایشان را عزل كند و اگر این اتفاق نیفتد مجلس باید آقای كردان را استیضاح كند.
آقای باهنر گفتهاند مدرك تحصیلی ملاك صلاحیت برای وزارت نیست كه با اثبات جعلی بودن آن وزیر بركنار شود.
بحث، بحث مدرك تحصیلی نیست. اگر ایشان از اول گفته بود فوق دیپلم دارد مشكلی نبود. شاید در آن زمان مجلس به دلیل آنكه مثلا ایشان مدیر خوبی است با مدرك فوقدیپلم هم به آقای كردان رای اعتماد میداد اما اینكه به دروغ بگوید مدرك دكترا دارم كار غلطی است. چنین شخصی نباید وزیر باشد.
اما آقای كردان مدعی است از جعلی بودن مدرك خود خبر نداشته است.
ایشان از همان اول میدانستند چه مدرك تحصیلی دارند فقط همه را فیلم كرده بودند.
منبع
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|

این روزها در محافل بسیاری بحث طرح تحول اقتصادی دولت نهم جاری است.این طرح در راستای قول رییس جمهور در پیام نوروزی اش مبنی بر جراحی اقتصاد ایران صورت گرفت.با توجه اهمیت موضوع به ذکر چند نکته در خصوص طرح تحول اقتصادی و به خصوص قسمت مر بوط به پرداخت نقدی یارانه ها می پردازم.
- بحث پرداخت نقدی یارانه ها اولین بار در دولت آقای هاشمی در سال 1370 مطرح و در برخی موارد به اجرا درآمد. اکنون بعد از گذشت 17 سال، دولت احمدینژاد که از حمایتهای سیاسی لازم برخوردار است تصمیم به اجرای دوباره آن گرفته است. این دقیقا همان چیزی است که در برنامه چهارم بسیار روشن مطرح شد و دولت به دلایل مختلف از اجرای آن عدول کرد. «متاسفانه» دولت نهم از زمان شروع به کار اساسا برنامه چهارم را زیر سوال برده و به تجربه ثابت شد برنامههایی را که به صورت مقطعی چه در زمان انتخابات چه بعدها اعلام کرد از بنیه کارشناسی قوی برخوردار نبود.
- در حال حاضر چیزی در حدود 90 هزار میلیارد تومان در بخش انرژی تحت عناوین مختلف یارانه داده می شود که در صورت حذف یارانه های این بخش هیچ تضمینی وجود ندارد که یارانه های نقدی پرداخت شده بتواند این تفاوت ناگهانی بوجود آمده را جبران کند.و در صورتی که این تفاوت ها قابل جبران نباشد باید منتظر مشکلات اجتماعی و حتی سیاسی که خود بر تورم دامن خواهد زد بود.
- به دلیل حذف یارانه از کالا قیمت انواع کالاهای یارانهای آزاد خواهد شد و از این رو مردم باید آمادگی گرانی شدید در بازار را داشته باشند.این در حالی است که با توجه به ضعف مالی شدید اقشار مختلف در حال حاضر این آمادگی وجود ندارد زیرا در صورت پرداخت نقدی یارانه ها، وجوه واریز شده به حساب مردم ممکن است در بخشهای غیر مربوطه که یارانه به آن تعلق نمی گرفته هزینه گردد و این ضعف مالی مردم را بیش از پیش تشدید نماید.لذا درک این حالت برای مردم نیاز به چندین سال گذشت زمان دارد لذا این برنامه باید از سال اول مسئولیت دولت مطرح و آغاز میشد و نه اکنون که کمتر از یک سال به پایان کار آنان مانده است، بنابراین سخنان رئیسجمهور شائبه تبلیغات سیاسی نیز در اذهان ایجاد میکند.
- برای اجرای صحیح و اصولی این طرح، نهادهای مختلف باید قدرت و آمادگی لازم را برای اجرای آن داشته باشند و راهکارهای اجرای آن نیز به درستی برنامهریزی شود. اگر اجرای این طرح نادرست و یا ضعیف باشد طرح دوباره در سکوت مطلق فرو میرود اما اینبار زمان مطرح شدن دوباره آن مشخص نخواهد بود و از این رو ضربه بزرگی به اقتصاد وارد میآید.در شرایط حاضر و طبق اظهار نظر بسیاری از کارشناسان این آمادگی حتی در بدنه دولت نیز وجود ندارد.
- بحث تحول اقتصادی در شرایطی که یک سال بیشتر از دوران دولت آقای احمدی نژاد باقی نمانده است خیلی با عنوانش همخوانی ندارد چرا که تحول اقتصادی به هر حال یک برنامه حداقل میان مدت است که این برنامه اگر قرار است اجرایی شود اولا نیازمند زمان است ثانیا کار کارشناسی را می طلبد.
- اگر معتقد باشیم که اقتصاد کشور دچار رکود تورمی است تزریق هر نوع نقدینگی به جامعه چه در قالب یارانه و چه در قالب کمک های دیگری که پول را به دست مردم هدایت می کند، برای اقتصاد سم است. این در حالی است که تزریق نقدینگی به جامعه با سیاست خود دولت هم منافات دارد که در واقع سعی اش بر این است که سیاست انبساطی نظام پولی و اقتصادی را به سمت انقباضی ببرد. بر این اساس پرداخت نقدی یارانه ها به رشد نقدینگی در جامعه منجر خواهد شد واین نقدینگی هم به نوعی اثرات تورمی خود را نشان خواهد داد.
به نظر می رسد طرح حاضر فقط به منظور ایجاد جو رورانی مثبت در جامعه به نفع دولت نهم اجرا می گردد.به عبارت دیگر با توجه به افزایش شدید نارضایتی ها از عملکرد دولت نهم خصوصا در حوزه اقتصاد، دولت تصمیم دارد با تزریق نقدینگی به جامعه باعث افزایش نسبی توان خردید در مردم گردد.به اعتقاد من طرح حاضر با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری اجرا خواهد شد و به خاطر اثرات منفی آن بر اقتصاد ایران خواه در صورت ریاست جمهوری مجدد احمدی نژاد یا شخص دیگر چند ماه پس از آغاز به کار دولت نهم متوقف خواهد شد.
منبع
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است ...
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما...
سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد...
اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید...
افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند...
پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر...
كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم
كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید...
انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند...
همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد...
تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است...
دشوارترین قدم، همان قدم اول است...
عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید...
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد...
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید...
در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش...
امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست...
برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست...
امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم...
بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید!
آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند...
هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود...
اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید...
صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست...
وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند !
كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد...
كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند !
بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی !!!
آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید...
اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید...
خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید ...
خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، ولی آن را داخل لانه اش نمیاندازد !
درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش !
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است !!!
كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند !!!
هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد ...
كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است !
اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت !!!
اینكه ما گمان میكنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم ...
منبع
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط فریدون کدخدایی
|